|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
زنان ايران، تلاش برای کسب حقوق اجتماعی
موضوع حقوق فردی ، اجتماعی و سياسی زنان در ايران که نزديک به ۲۵ سال پيش با پيروزی انقلاب آغاز شد در طی اين سالها هرگز از حدت آن کاسته نشد و همچنان موضوع مطرح جامعه ايران است. بر سرنقش بارز زنان ايران هم در جريان انقلاب و هم در مقاطع مهمی از تاريخ ۲۵ سال اخير که تحولی جدی در اين کشور صورت گرفته ، همه اتفاق نظر دارند. اما آيا زنان در جامعه امروز ايران به همان ميزان از حقوقی که بايد برخوردارند؟ اگر جواب منفی ست، در چه زمينه هائی از حقوق کمتری برخوردارند؟ زنان ايران برای کسب اين حقوق با چه موانعی روبرويند؟ خود زنان برای کسب اين حقوق چه می کنند؟ طی سالهای بعد از انقلاب در ايران چه تغيير مثبتی در خصوص وضعيت زنان صورت گرفته است ؟ اصولا حقوق شهروندی برابررا چگونه می توان به دست آورد؟ تجربه جوامع ديگر چيست؟ اين سؤال ها و سؤالها و نظراتی که شما خواهيد فرستاد در برنامه صدای شمای اين هفته در راديوی بخش فارسی بی بی سی با ميهمانان برنامه مطرح خواهد شد. راههای ارسال سؤالات و نظراتتان: از همينجا برای ما به فارسی حداکثر تا 150 کلمه ايميل کنيد تا در روزهای آينده در همين صفحه منعکس شود و در برنامه صدای شما از راديو پخش شود. در همين حال می توانيد نظرات شفاهی خودرا برای پخش از برنامه صدای شما که روز های جمعه در برنامه جام جهان نمای راديو بی بی سی پخش می شود، به شماره۰۰۴۴۲۰۷۵۵۷۲۵۴۶ به روی پيامگير مان بگذاريد. يا می توانيد سؤلات و نظراتتان را با شماره ۰۰۴۴۲۰۷۲۴۰۴۶۳۸ برای ما فکس کنيد. اگر مايليد ما به شما تلفن کنيم در ايميلتان شماره تلفن خودرا ذکر کنيد. __________________________________ ديدگاه های شما: وجودميل قوی و سيری ناپدير مرد ايرانی به اعمال اراده و پيشبرد يک سويه و دور از منطق امور جاری زندگی روزمره از جمله مهمترين عوامل تضيع حقوق رنان است . پالايش فرهنگی و نقد روابط مسلط در بعد فرد و خانواده دوروی يک سکه اند. فرهنگ و ذهنيت ايرانی دراين مقطع بايد همه زشت کاريها و فرمايگيهای خود را عيان در معرض ديد قرار دهد . فرد به فرد و هرکس درجايگاه خويش و لذا درک و حل مسائل زنان بديهی است چون بسياری از اينقبيل ناهنجاريها درصورت برخورد عيان کننده و آشکارساز مردان مستبد و خودکامه با خودشان ميسر است حميد - ايران Your Comments: برای دريافت اين سوالات می توان به گزارشات سازمان حقوق بشر و درخواستهای دول غرب و هم چنين نظرات خيل عظيم دختران و زنان در کشور مراجعه نمود. حکومت حاکم شده بر مردم ايران نتوانسته است آنقدر از لحاظ برخی جوانب بررای و خواست جامعه زنان صاحب درک شود. متاسفانه شرايط برای فعاليت زنان و زمينه های لازم برای تامين اجتماعی و روانی فراهم نيست و زنان جامعه ما از سويی اسير افکار حاکم بر جامعه در خانواده های خود هستند و از طرفی زير فشارهای روانی منتجه از حکومتند. برخی زنان هم در کشور اينگونه می پندارند که پوشش ظاهری بمنزله عفت تمام و کمال است و هر آنچه آنها می گويند بايد آويزه گوش و ملکه ذهن ديگران باشد. در هر حال وضعيت بدی که توسط دست اندر کاران در دوره حکومت اسلامی ايران برای زنان بوجود آمده است در تقابل با آزاديهای فردی و احترام به حقوق زنان است و موجبات مظان را برای آنها فراهم ساخته است. مهرداد م. - ايران يک سوال اساسی تر آيا در ايران امروز حقوق تمامی انسانها از جمله زن، مرد و يا کودکان رعايت می شود؟ زنان امروز در ايران از تمامی حقوق خود ازجمله حق طلاق، حضانت فرزند، انتخاب همسر، تحصيلات و... به صورت واقعی بر خوردار نيستند مهمترين مانع در کسب اين حقوق نگاه سنتی و متحجرانه به جايگاه زنان و مرد سالاری می باشد. متاسفانه به جز تعداد معدودی از زنان بقيه اصطلاحا می سوزند و می سازند و دم نمی زنند. فاطمه اسفندياری - ايران در ايران دمکرات و آزاد، ميشود هر موضوعی منجمله زنان را مورد بحث قرار داد . البته که زنان ايرانی بيش از هر قشری سختی و رنج کشيده اند ، اما ريشه در کجاست ؟ ؟؟ در بنيادگراهای حاکم. ساناز ه - آ- انگلستان با وجودی که در عصر حاضر بيشتر خانمها کارمند هستند و پا به پای مردان کار می کنند ودر کنارآن تربيت فرزندان وکار خانه وهمسرداری نيز به عهده آنهاست هنوز هم مورد ظلم واقع می شوند به طورنمونه من خانمی را می شناسم که ماهيانه حقوقی معادل ۳۰۰۰۰۰۰ ريال دارد ولی اختيار ۵۰۰۰۰۰ ريال از حقوق خود را ندارد چرا که همسرش به بهانه خريد مغازه تمام حقوق زن خود را می گيرد و جالب اينکه باوجود ۸ سال زندگی مشترک همسرش صاحب ۲خانه و ماشين وويلا می باشد وزن بيچاره که در تمام اين سالها از خود مايه گذاشته وهيچ سهمی از اينها نداردچه بايد بکند او می داند اگر طلب حق وحقوق خود را از شوهرش بکند چيزی جز کتک و فحاشی نصيبش نخواهد شد.حال شما قضاوت کنيد اين چه بی عدالتی آشکاری است مگر اين زن دوران پيری واز کارافتادگی در پی ندارد مگر نبايد برای خود سرمايه ای هر چند ناچيز داشته باشد تا زير منت کسی نباشد؟ جواب اين سوالها را که خواهد داد؟آيا پايانی برای اين ظلم ها وجود دارد؟ شيرين حميدی - ايران بعد از انقلاب در ايران تحولات زيادی روی داد کم يکی از آنها حقوق زنان است اين مسئله زمانی مطرح شد زنان نقش بسزائی در انقلاب و جنگ ايفاء کردند و به همين علت سعی شد که به زن آزادی و حقوق بيشتری داده شود ولی با توجه به مذهب شيعه در ايران اين مسئه بايد با نظر مجتهدين و ساير علما و مخصوصا با احکام اسلامی مغايرت نمی داشت. در اين راستا هرکس برای احقاق اين آزادی و حقوق کارها و اقداماتی انجام دادند که باب ميل گروهی يا جناحی نشد ولی مسئه اينجاست در اين مورد هيچيک از گروه ها به اتفاق نظر نرسيده اند. البته اين مسئله هم ناگفته نماند که بعد از انقلاب به زن آزادی زيادی نسبت به زمان شاه داده شد الان شما اگر جامعه را ايران بررسی کنيد اين مسئله در زندگی و حتی در ازدواج قابل مشاهده است و زنان الان وضعيت بهتری دارند. بنظر من در ايران می توان به وضعيتی بهتر دست يافت ولی هيچوقت اين وضعيت مثل غرب نخواهد شد چرا که گرايش مردم به مذهب جلو گرايش به غرب را می گيرد. و می توان متناسب با مذهب و گرايشات مردم به حالت ايده ال تری رسيد. ا. ق- ايران در رابطه با حقوق زنان در طول تاريخ ايران به مهمترين نکته هميشه کمترين توجه شده است.و آن نکته اين است که مقصر اصلی در تضيع حقوق بانوان خود آنها هستند چرا که با سکوتشان به اين مساله کمک کردند . غير از اين هست که در گذشته در تمام دنيا به زنان و يا سرخ پوستان و سياه پوستان ظلم می شد. غير از اين هست که خودشان ازحقشان دفاع کرده اند و آنرا گرفتند. بانوان در ايران فقط سکوت کرده اند و منتظر هستند که آقايان حقشان را بدهند. بانوان همواره خود را از اعتراض و انتقاد که حق قانونی آنها است محروم کرده اند و تا به حال هيچکس يک حرکت منسجم در ايران برای دفاع از حقوق زنان نديده که توسط بانوان شکل گرفته باشد. بعضا عده ای از آقايان روشنفکر از روی ترحم حرفهايی را برای خالی نبودن عريضه مطرح می کنند. زهير بهزاد پور - الجزاير اينکه شما ميفرماييد زنان ازادی دارند يا نه بايد بفرمايم سخت در اشتباه هستيد. هر زنی مطايق با معيارهای اسلامی ازادی دارد. سينا - ايران آزادی انتخاب جزو بديهی ترين آزاديهای جهان امروز است. اين در حاليست که در ايران اين آزاديها بسيار محدود شده اند. از جمله آزادی در انتخاب پوشش و لباس که آنچنان محدود شده که حتی پوشيدن لباسهای با رنگ روشن نيز ممنوع و خلاف شمرده می شوند. با اين حال اين محدوديتها نه تنها تأثيری نداشته اند بلکه باعث ايجاد مقاومت منفی نيز شده اند.چرا مسئولان نظام با وجوديکه همة اين مسائل را می دانند اما باز هم به بهانه در خطر بودن اسلام و اخلاقيات،در برابر هر آزادی مشروعی مانع ايجاد می کنند؟ آيا واقعاً از فساد و بی بند و باری در ميان جوانان کاسته شده؟ ! నراستی راه انعکاس خواستهای ايرانيان و بخصوص زنان ايرانی کدام است؟ مهرزاد گرجی - ايران در سوال اول شمااز "بايد و نبايد" سخن می گوييد، بنابراين پاسخ به اين سوال يک نوع قضاوت ارزشی است.لذا از لحاظ نظری، ابتدا لازم است "ارزش" را از "ضدارزش" تفکيک نماييم. ارزشهای جوامع مختلف در عين حال که وجوه اشتراک زيادی دارند، از وجوه افتراق نيز برخوردارند. بدين ترتيب در جوامع مختلف "حقوقی" که هر فرد (زن يا مرد) به زعم ما "بايد" برخوردار باشد به رغم تشابه زياد لزومآ يکسان نيستند. با وجود آن، بافرض اينکه ارزشهای يک جامعة غربی را بعنوان معيار در نظر بگيريم، با مطالعة قوانين مدنی و جزايی حاکم بر جوامع مختلف (از جمله ايران) می توان نتيجه گرفت که اگر از برخی جنبه ها تبعيض مبتنی بر جنسيت، عليه زنان است در برخی جنبه ها نيز عليه مردان است. در شريعت اسلام که احکام حقوقی از منابع دينی و بر اصولی که به نحو شگفت انگيز گاهی نيز ماهيتآ ليبرال به نظر می رسند ، استخراج می شوند، اين ادعا تاييد می شود. به نظر من مسالة اصلی آن است که آيا در عمل برای زنان فرصت برابر برای "تضمين" حقوقی که بر مبنای قوانين ايران برخوردارند، وجود دارد؟ برای پاسخ به اين سوال بايد روشن نمود که آيا رفتار نهادهای مدنی موجود در ايران در اين زمينه توام با تبعيض جنسی است؟ آيا در ايران، زنان در مقايسه با مردان، از قدرت سياسی برابر جهت "تضمين" حقوق شان بر خوردارند؟وآيا زنان با فرصت برابر جهت کسب قدرت سياسی مواجه می باشند؟ اگرچه پاسخ به اين سوال با ملاحظة وضعيت موجود ايران منفی است اما در عين حال عملکرد حکومت مذهبی ايران و روند فعلی آن تحسين بر انگيز است و نواقص موجود نيز تا حدود زيادی ريشه در باورها و اعتقادات و واقعيتهای اقتصادی ايران دارد. زنان در ايران امروز در مقايسه با دورة پهلوی (که مورد حمايت ما غربيها بوده اند تا جاييکه با کودتای طراحی شدة سياستمداران غربی و سقوط دولت مردمی محمد مصدق تا سال۱۹۷۹ برسر قدرت بوده اند) از فرصت بسيار بيشتری هم بر مبنای قوانين و هم در عمل بر خوردارند. به عنوان مثال در حال حاضر در ايران زنان در سمت معاون و مشاور رييس جمهور، معاون و مشاور وزرا،نمايندگی پارلمان قرار دارند. نسبت زنان دانشجو از نسبت مردان بيشتر است. اميد زندگی زنان از مردان بالاتر است و نسبت اميد زندگی زنان به مردان درايران تفاوت معنا داری با جوامع صنعتی ندارد. مالکيت خصوصی زنان به همان اندازه محترم است که در مورد مردان می باشد. حمايتهای اجتماعی دولت از زنان و دختران آسيب پذير به مراتب بيشتر از مردان است. رشد شاخصهای تو سعة انسانی (با تعريف سازمان ملل) در ميان زنان بسيار بيشتر از مردان است. به عنوان مثالی ديگر هم به لحاظ قانون و هم بر مبنای مشاهدات تجربی و عينی زنان ايران در مقايسه با زنان ايالات متحده از فرصت کمتری برای کسب قدرت برخوردار نيستند. آيا تا کنون به اين سوال فکر کرده ايدکه چرا در ايالات متحده که گمان ميکنيم قديمی ترين و قوی ترين دموکراسی را داريم، حتی برای يک بار يک زن رييس جمهور نشده است؟ اين در حالی است که در آسيا بعنوان مثال هندو ستان، فيليپين،و حتی کشورهای اسلامی از قبيل پاکستان، بنگلادش و اندونزی غالبآ در يک پروسة دموکراتيک چند بار تجربه شده است. آلبرت هلپمن - آمريکا دو مقوله را بايد به تمام معنا در ايران تفکيک کرد: ۱)آزادی ۲)حقوق فردی واجتماعی در زمينه آزادی اين بحث تقريبا در بعد از انقلاب و دقيقا در بامداد تمام شدن جنگ رنگ و روی مشخص يافت چرا که با پيروزی انقلاب وبالا رفتن تب شديد آن در بعد از سال ۵۹ جريانهای افراطی دينی با به دست گرفتن عنان امور زنان وبه طور کلی جامعه ايرانی از طيف وسيع آزادی های اجتماعی و فرهنگی محروم و منع شدند اما زنان به واسطه برداشتی که اين جريانها از زن در متون دينی داشتند ضربه سختی را منحمل شدند حتی شخصيت مقتدر پراگماتيستی نظير رفسنجانی نيز نتوانست آزادی گذشته زن را به بازستاند حتی دوم خرداد در بحث آزادی زن بدن در نظر گرفتن موفقيت های بخشی ناکام ماند. اما در زمينه حقوق فردی واجتماعی اين بعد با چالش جدی مواجه است به ديگر سخن اين گرفتار تفسير وتاويلهای متعدد و مختلف از متون تاريخی سنتی مذهبی و عرف رايج در جامعه شده است . يک مجتهد مبنا بر برداشت خود از فقه می نهد يک مفسرپايه هارا بر رخدادهای تاريخی قرار می دهد ويک حقوقدان اسلامی عرف را ملاک قرار می دهد حال با وجودی که فقه ما در بسياری از زمينه ها يک فقه گذشته نگر است در بسياری از زمينه ها عنصر زمان را لحاظ نمی کند تفسيرگران نيز رخدادهای تاريخی به صورت کاملا سربسته قبول دارند ودر بسياری زن امی فاقد شعور اجتماعی وآگاهی مدنی را با زن امروزين در يک راستا قرار می دهند اما حقوقدانان اسلامی عرف را ملاک قرار می دهند در اينجا نيز يک معضل اساسی وجود دارد وآن اين که اين حقوق دانان عرف دانشگاهی و علمی را ملاک قرار نمی دهند. بلکه عرف عوام سنتی پيشين نگر را پايه قضاوت خود قرار می دهند. چالش عمده زن در بعدآزادی ۱)پوشش_شرکت در اجتماعات_آزادی فرهنگی _ انتخاب آزادانه راه زندگی اما در بعدحقوق ۱)ناتوان بودن ازقاضی شدن۲)تقاضای طلاق۳)جفای مردسالارانه۴)آشنايی نداشتن با حقوق اجتماعی و فردی ۵)تعريف حق به مثابه صدقه البته تا مادامی که تفاسير مذهبی گذشته نگر بوده وحقوق فردی برای دفع توهم فساد قربانی شود مشکل به خود باقی است . هيثم انيسی - ايران من فکر می کنم تا زنان نه در ايران بلکه در همه جای دنيا تنها زمانی به حقوق خود دست پيدا خواهند کرد که به آگاهی لازم در مورد خود و نقش خود دست پيدا کنند. مينا گلفام - ايران به نظر من حقوق اجتماعی زنان در ايران بيشتر از ساير کشورهای اروپايی و آمريکايی است. حتی میتوان گفت که زنان در ايران نسبت به مردان از حقوق اجتماعی بيشتری برخوردارند. شايد بهتر باشد از اين پس سخن از حقوق مردان به عمل آيد. محفوظ |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||