BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 راديو بی بی سی 
نظرتان راجع
به برنامه های
راديو چيست؟
 گزارش 
ايران
و پاسخهای
پرسش برانگيز
 ديدگاه 
دودستگی در ايران
برسر
پروتکل الحاقی

 اسلام و غرب در سايت انگليسی


اسلام و غرب در سايت انگليسی

چالش هسته ای ايران
<br>


چالش هسته ای ايران


:پيوندها در سايت بی بی سی


  دوم اوت
 صفحه ويژه بحث درباره اسلام و غرب در بخش انگليسی بی بی سی


:ساير موضوعات


همشاگردی سلام!

ممنوعيت سيگار تا کجا؟

زنان ايران، تلاش برای کسب حقوق اجتماعی

دومين سالگرد يازدهم سپتامبر

اسلام و غرب: پلی ميان جدايی ها

زيارت غيرمجاز، به چه قيمتی؟

اعدامهای تابستان ۱۳۶۷ در ايران

با فرار مغزها چه بايد کرد؟

تابستان خود را چگونه می گذرانيد؟

ناامنی در افغانستان: راه حل چيست؟

بحران 'شوهر' در ايران

مراقب ويروس تازه باشيد

فعاليت های هسته ای ايران، مقاومت يا نرمش پذيری؟

مشکلات روزنامه نگاری در ايران

مرگ زهرا کاظمی و پيامدهای آن

 
صفحه نخست > اسلام و غرب: پلی ميان جدايی ها

گرينويچ 09:41 - 14/09/2003

اسلام و غرب: پلی ميان جدايی ها

بدگمانی و بی اعتمادی بر روابط ميان جهان اسلام و غرب غالب است
بدگمانی و بی اعتمادی بر روابط ميان جهان اسلام و غرب غالب است


راجر هاردی تحليلگر بی بی سی در امور خاورميانه

از اين واقعيت گريزی نيست که اسلام و غرب با بدگمانی و بی اعتمادی به هم می نگرند.


ميليون ها مسلمان در کشورهای غربی زندگی می کنند
يک مورخ ممکن است اشاره کند که رابطه آنها همواره چنين بوده است.

اما حتی اگر اين موضوع درست باشد، مناسبات طولانی و متلاطم آنها از حدود 30 سال گذشته وارد مرحله تازه ای شده است.

سلسله ای از حوادث، از احيای جهانی اسلام در دهه 1970 گرفته تا حملات 11 سپتامبر سال 2001 عليه آمريکا، به اين نگرانی دامن زده است که اسلام و غرب در مسير تصادم قرار دارند.

يک دنيا فاصله؟

هر يک از دو طرف، فهرستی از دادخواهی های خود را در دست دارند.

در غرب، بسياری اسلام را با خشونت و افراط گرايی مرتبط می دانند. گروه های پيکارجوی اسلام گرا مانند حماس و حزب الله بی وقفه خبرساز هستند.

مشهورترين اين گروه ها، القاعده و رهبر آن اسامه بن لادن، مظنون های اصلی حملات 11 سپتامبر و رشته حملات ديگری از جمله در بالی و مومباسا و اخيرا در کازابلانکا، رياض و جاکارتا، هستند.

به علاوه، اين برداشت وجود دارد که اسلام با دموکراسی، زنان، همجنس گرايان و ساير مذاهب خصومت می ورزد.

در غرب، بسياری اسلام را با خشونت و افراط گرايی مرتبط می دانند. گروه های پيکارجوی اسلام گرا مانند حماس و حزب الله بی وقفه خبرساز هستند
مسلمانان نيز به نوبه خود غرب را به وحشتزدگی افسارگسيخته از اسلام و ستيزه جويی با مسلمانان متهم می کنند. نمونه های اين برداشت در سياست خارجی آمريکا، در کاريکاتورهای مطبوعاتی و گاه در برخوردهای روزمره ميان مسلمانان و غيرمسلمانان فراوان ديده می شود.

مسلمانان به مناقشه های برخی نقاط جهان، از جمله درگيری های غزه و کرانه باختری، کشمير، چچن و ساير نقاط می نگرند و همکيشان خود را بازنده می بينند.

آنها احساس می کنند که در نظام نوين جهانی هم طرف بازنده هستند. آنها از اين وحشت دارند که غرب خواهان سلطه جويی بر آنان و همچنين ارائه تصويری اهريمنی از آنهاست.

يک زمين

مشکلات واقعی است، اما مناسبات اسلام و غرب از تعصب و نبرد فراتر می رود.

مسافران، دانشمندان، روحانيون و بازرگانان مسلمان و غيرمسلمان برای صدها سال به مبادله کالا، انديشه و اطلاعات پرداخته اند و هنوز هم چنين می کنند.

داستان آنها سرگذشت نياز متقابل و همچنين حکايتگر تغيير زمانه است.

در دوران جنگ های صليبی، دو جبهه متخاصم، اسلام و مسيحيت در مقابل يکديگر قرار داشتند. امری که امروز صادق نيست.

در عصر نوين دهکده جهانی، "غرب" همه جا حضور دارد: انديشه ها و عقايدش، علم و فن آوری اش، سينما و موسيقی اش و حتی غذاهايش.

اسلام نيز امروز بخشی از همين پديده است. ميليون ها مسلمان اکنون در غرب زندگی می کنند. مساجد، مدارس و بانک های اسلامی به پديده ای متعارف بدل شده است. جغرافيای سنتی نيز ديگر کاربردی ندارد.

محلی برای بحث

بر اين باوريم که گرچه بحث های زيادی در اين زمينه مطرح شده، اما هنوز ناگفته ها فراوان است.

_________________________________

ديدگاه های شما:

وجود اختلاف در جوهره تمام اشيا چه جاندار وچه غير جاندار امری طبيعی است به بخصوص در مقولات وموضوعات تئوريک اين امر از شدت وحدت بيشتری بر خوردار است اديان نيز با وجود نگرش ايدئولوريک به زندگی طبعا با هم اصطکاک خواهند داشت اما بحث تعامل غرب با اسلام يک بحث طبيعی و عادی نيست در قرن بيست ويکم و با وجود انقلاب ايجاد شده در عرصه ارتباطات وعلم هنوز هم خيل بسياری از مسلمانان از استعمار کشورهای غربی هراس و وحشت دارند افزون بر آن ديد و نگاه غربيها يک ديد کاملا کاپيتاليستی است به عبارتی بسياری از واکنشها وکنشهای غربيها ومسلمانان ريشه در عدم توازن ارتباط ميان آنها دارد ارتباطی که پايه ها وبنيانهای آن در عصر استعما پی گذاشته شد وهيچ تجديد نظری در پايه های فلسفی وفکری آن به عمل نيامد . غرب ارتباط خود با مسلمانان را هنوز هم بر مبنای سودآوری بيشتر با هر قيمتی ارزيابی می کند البته چه در ميان مسلمانان وچه غربی ريشه های دشمنی زنده است . برای بسياری از متحجران وسلفی انديشان وجود يک نگاه صلح آميز در برابر غرب به معنای پايان هستی آنهاست وبرای غربی ها نيز اگر نگاه برابر وآرامی را با مسلمانان داشته باشند به معنای دور شدن از سود ومصلحت اقتصادی است که برای غربی ترجمان مرگ وفناست . علی ايحال به تعبير ادوارد سعيد نگاه غرب به مسلمانان واسلام بر مبنای نگاه شرقشناسان اروپايی است نگاهی که بسياری از زاويه های زندگی وفکری مسلمانان را درنيافته است بايد برای بهينه کردن ارتباط نيازی مبرم به آن وجود دارد که درک متقابل وجود داشته ودرکی جديد و نوين از مقوله های فکری وفلسفی وزاويه های پيدا وپنهان زندگی هر دو طرف پيش آيد . حال که سياستمداران راه عناد ودشمنی را پيشه خود ساختند وحاضرند برای به دست آوردن منافع آنی وفردی خود پا به هر رهی نهند هنر مندان وفرهنگيان ودانشگاهيان و ديگر طبقات اجتماعی بايد با هم ارتباطی دو سويه داشته باشند . آدونيس شاعر پر آوازه عرب کلامی دارد به اين مضمون که اگر تمام شاعران همه يک حرف بزنند دنيا جهنم خواهد شد واگر روزی فرا برسد که تمام سياستمداران يک حرف بزنند دنيا بهشت خواهد شد .
هيثم انيسی - ايران


تمام آنچه که امروزجوامع پيشرفته را از سوی جوامع توسعه نيافته و عمدتا با مذهب اسلام تهديد ميکند ( بعنوان يکی از دلايل مهم) غفلت غرب از دو موضوع اساسی است که يکی اجتناب ناپذير و ديگری حداقل در قالب يک برنامه دراز مدت و در طی چند نسل قابل پيشگيری است. اول آنکه بهر دليل امروزه جهان غرب با اقتصاد و صنعت برتر خود امنيت و رفاهی را برای مردم محاط در مرزهای خود پديد آورده که حکم آرزو را برای ديگر جوامع پيدا نموده. نتيجه قهری چنين روندی بيگمان در دراز مدت سقوطی وحشتناک و ويرانگر برای جوامعی خواهد بود که نه قدرت رقابت دارند، نه پول برای خريد، نه نخبه برای اداره جامعه، در کنار اين واقعيت از دست غرب برای تعديل اين بحران چه بر می آيد. پاسخ من هيچ است. اما قسمت دوم، حاکمانی داريم با صدها ميليون (محکوم) اين حاکمان خزاينشان خالی مردمشان نيازمند و مغزهايشان در حال کار با ظرفيتهايی بسيار پايين است. آنها در مسير تصادم با غرب قرار دارند، آنها ميکوشند تا در خلاء ‌يک باور صحيح و علمی از خداوند و فرستادگان او ( نفيا و يا اثباتا) با زنده کردن و قداست بخشيدن به وقايعی تاريخی باو سوء‌استفاده از بعد زمانی چندين صد ساله با امروز از غرب دشمنان و کافرانی بسازند که با خدا و مقدسات (باستانی)مسلمانان تحت حاکميت اينان به مقابله برخاسته اند. . قبل از ادامه بحثم لازم است ياد آوری نمايم من در اين مقال نه قصد اهانت به مقدسات مردم را دارم و نه انکار هيچ واقعيتی را. اين قسمت بحث من صرفا طرح سئوال است و پيشنهاد. راهکاری که به نظر نگارنده مورد غفلت قرار گرفته، راهکاری است که موجب عدم و اضمحلال دو باور اخير الذکر گرديد و آن توجه جدی به اصل خود مدعا از زوايای علمی است. امروزه در حالی که ما صدها و بلکه هزاران رشته تحصيلی در تمام زمينه ها داريم هيچ زمينه تحصيلی که در آن بطور مستقيم و حتی لابراتواريک به موضوع چيستی خدا بپردازد وجود ندارد. در حالی که اين مورد فی ننفسه غفلتی بزرگ است و بايد هر چه سريعتر حتی با کمک گرفتن از انديشمندان جوامع مسلمان وجود خدا مورد بررسی و تدقيق قرار گيرد.
هادی م. - ايران

امريکا بايد دست از اين زور گويی بردارد چرا اينگونه با مردم دنيا بر خورد می کند امريکا از به غير از حرف زور چيزی ديگر نمی داند و منطق سرشان نميشود، حقوق و قانون نمی فهمند دين و مذهب نمی شناسد و ... من به آنان نصيحت می کنم که با مردم ديگر کشورها کاری نداشته باشيد بگذاريد آنها زندگی آرام خود را بکنند.
احمد اکبرزاده بزرگ - ايران

غرب ستيزی حکومتهای اسلامی را نبايد به حساب مردم اين کشورها گذاشت. اين حکومتها به خاطر اين که عقب ماندگی خود را توجيه کنند و در صحنه بين المللی کسب وجهه کنند خود را ضد غرب نشان می دهند اما موج انسان محوری غربی به دليل هم سو بودن با نيازهای اساسی بشری به سرعت تفکرات مبتنی بر انسان مکلف را در خود حل می کند.اعمال خشونت امثال بن لادن بر ضد بشريت به معنی دور شدن اسلام و مسيحيت نيست بلکه به دليل نااميدی و سرخوردگی مفرط برداشتی از اسلام است که نفس های آخر را می کشد.
رضا سرمست - ايران

به نظر من که ۱۸ سال دارم خداوند زمين را گرد آفريد که شرق و غرب نداشته باشد، آنان که چه در شرق و چه در غرب بين اسلام و جوامع مدرن موسوم به غربی تضادی درست می کنند، تنها و تنها از اين موضوع يعنی جدايی فرمايشی غرب و اسلام استفاده ی ابزاری می کنند. آن که در شرق می گويد غرب و اسلام با يکديگر جور در نمی آيند اسلام را وسيله ای برای جلوگيری از ارتباط افراد با دنيای امروز می کند و آن که در غرب مدعی است اسلام دين ترور است هدفی جز ايجاد کدورت و کشور گشايی ندارد.
علی.س- ايران

اسلام از مسيحيت جوانتر است و هنوز سير تغيير و تحول خود را کامل نکرده است. هنوز در اسلام دوران رنسانس اتفاق نيافتاده است. اسلام ۶۰۰ سال جوانتر از مسيحيت است . اسلام امروز معادل با ۶۰۰ سال پيش غرب است. غرب (مخصوصا امريکا) می خواهد هر چه زودتر اين رنسانس در جهان اسلام اتفاق بيافتد اما اين کار زمان زيادی طول می کشد و بايد صبور بود
کاميار. ک - ايران

با درود اسلام و غرب با همی دشمنی ندارند . گاهی اسلام برای غرب ارمغان آورده و دستاورد داشته و گاهی غرب برای مسلمانان. ولی اين هميشه سياستمداران نادان و افراطی و سود جوی دو طرف بوده اند که جهت مصالح خود به بعضی مسائل دامن زده اند بدون آن که به تبيين و تشريح آن مسائل بپردازند. بسياری از تحصيلکردگان مسلمان مانند مهندس بازرگان و طه حسين در غرب تحصيل کرده اند و افرادی مانند ادوار براون و هانری کوربن نيز شيفته ايران و دوستدار مطالعات اسلامی بوده اند.
علی امينی - ايران

اسلام واقعی وجود ندارد. چون هر کس برداشت خاص خودش را از اسلام دارد و هيچ معيار روشنی وجود ندارد که بتوان بوسيله آن يک روايت خاص از اسلام را سنجيد که ببينيم چه اندازه به اسلام واقعی نزديک است.همه اين برداشت ها خشن است به طوريکه اسلام همواره با عقل گرايی مخالفت کرده است. بنا براين ماهيت اسلام و غرب با هم در تضاد هستند. چون تمدن غرب بر اساس عقل گرايی و انسان محوری بنا شده در حاليکه اسلام به ماورالطبيعه گرايش دارد و به مکلف بودن انسان در برابر خدا معتقد است.
ياشار آی گين - ايران


باسلام- اگر منظور تضا دبين مردم با اسلام باشد تضادی بين اسلام و غرب وجود ندارد بلکه در قران از تمامی پيامبران خصوصا حضرت عيسی که سلام خدا بر او باد و حضرت مريم تجليل شده حضرت موسی مسيح و محمد(ص) با يک هدف آمده اند ولی حضرت محمد(ص) پيامبرخاتم مهر پايانی خلقت الهی را با کمک معبود ممهور نموده - بسياری از مردم غرب بالاخص در سالهای اخير لباس مطهر اسلام را به تن کرده اند تضاد اصلی را حاکمان و صاحبان زور وپول و فساد که اسلام سدی دربرابر آنان است با اسلام دارند پس بايد تيتر را اصلاح کرد گفت : تضاد دولتهای ابرقدرت واستثمار گر غرب با اسلام.
حسين برادران - ايران

به نظر من اسلام متواند خود را با شرايط روز دنيا تطبيق دهد همانطور که در قوانين اسلام امده است.
عليرضا دو دانگه - ايران

سلام يک روز يک مرد مسلمان (سيد جمال الدين اسدآبادی) گفت:"در غرب اسلام ديدم مسلمان نديدم". در شرق مسلمان ديدم اسلام نديدم. به نظر می آيد دريافت کنندگان دين دين خدا(اسلام يا مسيحيت يا...) هرگز ان را نشناخته اند. کاش اينقدر دانسته بوديم که اسلام و مسيحيت امد تا شرق و غرب جدا نشوند.
م. مدرس - ايران


دليل خصومت اسلام و غرب به دستورات و پشينه قهرانه مسلميت بر می گردد. اولا اسلام مطلق وجود ندارد. اسلام را بايد با توجه به شخصی که آنرا باور دارد تعبير کرد. اسلام شيعه يا اسلام سنی؟ اسلام ايران يا اسلام ترکيه و يا اسلام طالبان؟ هيچ مسلمانی مسلمان از قوم ديگر را قبول ندارد. هر مسلمانی فکر ميکند که مسلمان واقعی است. عقب افتادگی مسلمانان به خاطر مسلمان بودنشان نيست. بلکه دليل خرافاتی و مذهبی بودن آنها غقب افتادگی آنهاست. دلايل عقب افتادگی عبارتند از: نژاد، ساختار مغزی، شرايط محيطی و ...
هومن - کانادا

اسلام از بنياد مخالف آزادی انسان است و انسان را بنده خدا می داند که جز تسليم انتخاب ديگری ندارد. هرچه که اين دين خود می فرمايد بدون دليل و برهانی به خدا نسبت می دهد و مردم را در برابر اجرای اين فرموده ها ناچار می سازد. آين خلاف با فلسفه آزادی خواه غرب است اگر با مسحيت خلاف نيست. از اين جاست که اسلام آن قدر شيفته خود است که جز خود چيز ديگری را نمی بيند و با هيچ ايدئولوژی و دين ديگری نمی تواند بدرستی آشتی کند. اين که می گويند گروههايی هستند که برداشت نادرست از اسلام دارند غلط است. زيرا آن گروهها عبارت از مردمانی هستند که فريفته افکار غلط وعده های دروغين در مورد دنيايی ديگر شده اند. آن گروهها درست شبيه شاگردانی هستند که از نا استادی تربيت غلط گرفته اند. تروريستان هيچ گاه تروريست تولد نمی شوند بلکه در پی آموزشهای غلط و روشهای مخرب که "تلقين" ناميده می شود، شکل گفته و سوشيالايز شده اند. وقتی گروهی از مسلمانان در زمان حمله عرب کتابخانه ای در ايران پيدا کردند و به عمر نوشتند که با اين کتب چه کنيم؟ عمر گفت ما قرآن داريم و نيازی به هيچ کتاب ديگر نداريم و فرمود آن کتابخانه را آتش زنند. همين طور اسلام که جز از خود نمی بينيد چه طور با فرهنگ دمراتيک و آزاديگرای غرب به هم بيايد؟
کی خسرود مهتا - استراليا

وقتی با تاريخ رابطه غرب و شرق نگاه کنيم بهتر می توانيم با سياست استثمارگرانه غرب بر شرق پی ببريم. چرچيل گفته بود که: ما در دنيای اقتصاد و سياست دوست دائم و دشمن دائم نداريم ما منافع دائم داريم اين سياست سياستمداران جهانی موجب می شود تا هميشه استثمار نظامی و فرهنگی و اقتصادی و ... توسط سياستمداران اعمال شود. کشورهای اسلام بزرگترين سرمايه نفتی و مغزی و معادن را دارند ولی هنوز نمی توانند يک ماشين و يخچال درست کنند يعنی تمام کشورهای اسلامی يک مصرف کننده مطلق هستند و اين مردم مجسمه نيستند که اين واقعيت را نفهمند و فهميدن اين واقعيت و موجب می شود تا دشمنی ميان آنها بوجود بيايد و گروهی مانند بن لادن ها با تبليغ اين سياست استثمارگرانه غرب عليه شرق موجب بوجود آمدن ۱۱ سپتامبر می شود و حمله به عراق و افغانستان برای بن لادن ها دلايل بارزی می شود تا کشورهای اسلامی برای دفاع به ترور و تروريستی روی بياورندو بدين طريق انتقام بگيرند و بطور کلی تمام مشکلات نشات گرفته از سياستمداران جهان است . سازمان ملل متحد و شورای امنيت و سياستمداران جهانی بايد تا دشمنی (در اثر استثمار کشورهای غنی و فقير) زياد نشده و تمام مردم جهان با هم دشمن نشده اند و با ديد بی اعتمادی به هم نگاه نکرده اند بيائيم تقسيم اقتصاد نسبی را در کشورها گشترش دهيم تا هر کسی بتوانند به حداقل نسبی زندگی برسند و برای اين تقسيم اقتصاد نسبی برای تمام مردم جهان با يک تدبير و مديريت و سياست و نابودی کينه و دشمنی ميان انسانها ( بدون مليت و نژاد ) برسيم و حل اين مشکل مانند آب خوردن با امکانات بشری است.
ع. ش.ع - ايران


جدايی اسلام و غرب موضوع و مشکل اصلی نيست بلکه تضاد منافع غرب با منافع ساير کشورهای دنيا مشکل اصلی است. ما آمريکاييها به بهانه منافع ملی از جنگ جهانی دوم تا کنون برسر مردم بی دفاع بمب ميريزيم. من يک شهروند آمريکايی هستم و نسبت به کشتن هم وطنان بيگناهم در يازده سپتامبر متاسفم ولی همانند يک دوست ايرانيم معتقدم اين قبيل حوادث ميتواند افکار عمومی را در غرب و بويژه ايلات متحده رامتوجه اين سوال کند که آيا خواهان منافع ملی خود به قيمت زير آوار ماندن انسانها در ساير نقاط دنيا هستند؟ وقايعی مانند يازده سپتامبر برای به هوش آمدن مردم آمريکا بسيار حياتی است. ما آمريکايی ها بايد چندين بار زير آوار ماندن را درحاليکه مشغول فعاليت روزمره و يا خواب هستيم تجربه کنيم تا فعالانه و مسولانه در انتخاب سياستمداران و شکل گيری سياست خارجی ايالات متحده نقش ايفا کنيم. خلاصه آنکه مشکل از ناحيه ما غربيهاست. ما بزرگترين توليدکننده سلاح و بزر گترين صادر کننده آن هستيم. ما دارای بزرگترين انبارهای سلاح های کشتار جمعی و تنها کشور استفاده کننده سلاح اتمی در گذشته و حال هستيم. ما بيشترين منافع را در توليد ابزار جنگ و در نتيجه بيشترين منافع را در وقوع جنگ در هر جای دنيا جز امريکا داريم. ما کارآمد ترين مديريت را در ايجاد بحران در سراسر دنيا و موثرترين سازماندهی را در هدايت و بهره گيری از آن را داريم. نظام اقتصادی ما نيز دلالت ميکند بر اينکه از اين طريق حتی برای پيشگيری رکود و افزايش بيکاری آمريکاييها بهره بگيريم. اين در حاليست که کسی که اسلحه معمولی ساخته شده ما را بدست بگيرد ولی با ما نباشد تروريست خطاب ميکنيم. ما از واقعيتهای امروز دنيا بسيار دور شده ايم و در اين مسير حتی وضع ما وخيمتر از شوروی سابق است، چرا که آنها زودتر از ما نسبت به خطر نابوديشان آگاه شده اند ولی ما به قول ايرانيها اندر خم يک کوچه ايم.
آلبرت هلپمن - آمريکا

در غرب بسياری اسلام را خشونت و افراطگرائی می دانند ؛ اولا اين نتيجه زحمات کسانی است که به جای مردم غربی می انديشند و آنها را تغذيه فکری می کنند دوما يک سئوال اگر کسی گردن شما را به قصد کشتن شما بگيرد شما چه عکس العملی نشان ميدهيد ؟ در حالی که اگر از خودتان دفاع کنيد به خشونت و افراطی گری متهم خواهيد شد .
مهدی مهدوی - ايران

مذهب يک امر شخصی است و از لحظه ای که ما تفکر يا مذهبمان را به ديگری ديکته کرديم ، فساد مذهب شروع ميشود .تمام اديان چنين برگ های سياهی در پرونده خود دارند. مسيحيت در قرون وسطی ، يهوديان در قضيه فلسطين ، زرتشتيان در عصر ساسانی و اسلام در قرون دو و سه هجری و همچنين طالبان. حتی مرام های غير الهی هم از اين قاعده مستثنی نبوده اند. ولی با اينکه ما ميدانيم که پدر و مادر يک آنارشيست هر مذهب و مرامی را ممکن است داشته باشند، ميبينيم که غرب (آمريکا و انگليس )جايی که توان مقابله با دشمنان بشريت را ندارد ، بی رحمانه به ديوار کشی بين مردم عادی بر اساس کشور محل تولد يا مذهب اسمی ( که هيچکسی امکان انتخاب آن دو را نداشته ) ميزنند و ضمن پيچيده کردن روابط انسانی بين مردم دنيا که ضربه اش به بشريت بيش از ضربات مقطعی آنارشيست هاست ، به دنبال تامين منافع خاص خود هستند.
سعيد - ايران

اسلام افراط گرايی، اسلام واقعی نيستش و چيزی که هستش اينه که اونا فقط به فکر به کرسی نشوندن نظر و تلقی خودشون از دين و جهان هستند البته اين در مورد بقيه پيروان تند رو و افراطی بقيه اديان هم درسته. اونا هم به جای اينکه به مهر و محبتی که در دينشون به اون اشاره شده بپردازن به خشونت روی آوردن.(چيزی که به وضوح ميشه در فلسطين و اسراييل هم از طرف مسلمونا و يهوديها ديد). به هر حال اين خشونتها فقط فقط ريشه در خودخواهی نوع بشر و تماميت خواهی اون داره. و عامل ديگه ايی که می تونم بهش اشاره کنم اين هستش که جامعه بشری امروز هنوز به بلوغ عقلی جمعی نرسيده . اينکه از طرف بعضی قدرتها برخی کشورهای ديگه هنوز استثمار ميشن نمونه اين ادعا هستش. به هر حال به اميد اون روزی که يه مسيحی خودشو مسلمون و يه مسلمون خودشو يهودی و يه يهودی در عين حال خودشو يه زرتشتی و يه زرتشتی خودشو يه بودا و يه بودا خودشو يه مسيحی بدونه و هيچ کسی و فکری مدعی کاملتر بودن خودش و دينش نباشه... به اميد اون روز... روزگارتون خوش
فرزاد ن. - ايران



فرهنگ را فرهنگ جدلی نيست چون هر دو ازفطرت پاک انسانی ناشی ميشوند مشکل اين است که درغرب پرچمدارانی که خود راناجی بشرميدانند جزبه مصلحت خود نمی انديشند و درجهان اسلام عده ای صلاح خودرا در دامن زدن به تعصبات کور وخداستيز به نام خدا ميبينند و در اين ميان جمعی مردمان زودباور در شرق وغرب اين ادعاها را راست پنداشته ازآن تبعيت می کنند.
مسلم معين - ايران


به نظر من رابطه مسلمانان و غرب همواره تحت تاثير نگرش نادرست طرفين به هم بوده است و به همين دليل مجالی برای استفاده از جنبه های مثبت يکديگر نداشته اند. غرب به دليل رفتارهای غير انسانی و خشن بنيادگرايان اسلامی که حتی با تعاليم اسلام هم( که بر پايه صلح و عدالت ) در تضاد جدی است به تمام مسلمين به چشم تروريست و عقب مانده فرهنگی مينگرد و مسلمانان هم به دليل ظلم های فراوانی که از جانب غربين بر آنها روا شده است مغرب زمين را آماده تاراج خود ميبينند نگرش غلط غربيان و مسلمانان به هم همواره فرصت همکاری های فرهنگی و اقتصادی را از دو طرف گرفته و باعث شده که در لاک تدافعی فرو روند. حال آنکه نه غربيان تماما غولهای استعمار گرند و نه تمام مسلمين تروريست و اصول گرا. غربيان را زيرکی ساز حيات شرقيان را عشق راز کاينات زيرکی از عشق گردد حق شناس کار عشق از زيرکی محکم اساس عشق چون با زيرکی همبر شود نقشبند عالم ديگر شود خيز و نقش عالم ديگر بنه عشق را با زيرکی آميز ده
ميثم کاظمی حسينی - ايران

اسلام و غرب در مقابل هم نيستند. بلکه عده ای جهت رسيدن به مقاصد شوم خود از قبيل استثمار کشور های مسلمان و از راه ايجاد تفرقه همواره در صدد القای اين ايده هستند که غرب و اسلام دو قطب مقابل هم هستند. البته ممکن است روند رو به رشد ارتباطات در اينده باعث شناخت بيشتر مردم غرب از اسلام شده و همانطونه که شاهد هستيم رويه اسلامکرايی را در سالهای اتی بيشتر شاهد باشيم. که اسلام راه سعادت ملتها است.
علی ض. - ايران

راجر هاردی از بی اعتمادی و بدگمانی در روابط بين جهان اسلام و غرب می گويد در حاليکه مساله آن است که يک جهان مملو از اديان و مذاهب داريم. بنا بر اين چه بخواهيم و چه نخواهيم اين تفاوت در ارزشها و شيوة ايده آل زندگی است که طرح انسانهای ساکن در غرب برای داشتن جهانی فارغ از جنگ و خشونت را با طرح انسانهای ساکن در خاور ميانه و خاور دور در تعارض قرار می دهد.چرا آمريکاييها می خواهند شيوة زندگی امريکايی را جهانی کنند؟ غربی ها بايد اسلام را دوباره بشناسند. مسلمانان به همان اندازه پيامبرشان را مقدس ميدانند که مسيح، موسی، نوح،داوود، اسحاق، ابراهيم و...را تقديس می کنند. مسلمانان هيچگاه ساير اديان الهی را منکر نبوده اند و از آغاز رسالت پيامبر شان به حقوق پيروان ساير اديان اهتمام می ورزيدند. مشکل آن است که غربيها بويژه آمريکاييها دچار توهم خود برتر بينی و سياستمداران شان سودای نجات بشريت را در سر می پرورانند. ارزيابی بوش پسر از ارزشهای جامعة آمريکايی چنان است که افزايش محبوبيت خود و جلب حمايت مردم آمريکا را در بر انگيختن احساسات ناسيوناليستی آنان جستجو می کند و برای اين منظور به عنوان مثال در هيات يک گاو چران تگزاسی در تلويزيونها ظاهر می شود.آمريکايی ها در حالی ديگران را محور شرارت معرفی می کنند که خود منبع و سرچشمه شرارت هستند. غرب ناز به تجديد نظر دارد.غربيها به همان اندازه که به کارآيی ليبراليسم و دموکراسی در سطوح ملی باور دارند بايد به همان اندازه به کارآيی آن در سطح جهانی نيز معتقد با شند. خلاصه غرب به بن بست رسيده است.
عيسی محمدی داويد - ايران



اختلاف بين اسلام و غرب؛ تفابل بين خدامحوری و خودمحوری است. اين تضاد در وجود فردفرد انسانها نيز نهفته است و آغاز آن به حسادت شيطان به انسان بازمی گردد. سوای ارزشهای موجود در اسلام و يا فرهنگ غرب، قضاوت عامه مردم در مورد اين دو مقوله بيشتر برپايه جهل و شنيده ها استوار است. ۱۱ سپتامبری رخ می دهد و عده ای در غرب فرياد می زنند که جهانيان ببينيد که اسلام چه می کند. گويی کسی در غرب نمی بيند که کودکان و نوجوانان فلسطينی هر روز آماج گلوله سربازان اسرائيلی اند. شايد هم می بينند و مرگ را حق اين تروريست های سنگ پران می دانند. اين تقابل شايد فراز و نشيبی را شاهد باشد و شايد هر از چندگاهی اسامی طرفين مخاصمه عوض شود اما متاسفانه پايانی برای آن تصور نمی شود.
رضا دهقانی - ايران

به نظر بنده ضرورت دين يک اصل در زندگی بشر در طول تازيخ بوده و برای هميشه وجود خواهد داشت. به همين سبب پيغمبران بيشماری جهت رهمنايی بشريت فرستاده شده و همه و همه بر ضرورت دين پافشاری نموده اند. ولی مشکلی که فعلا جوامع غربی با آن مواجه اند ايجاد فاصله با دين و پابندی به اصول و مقررات آن می باشد. در جوامع غربی دين و پابندی به آن کلا در حاشيه قرار گرفته و کمتر اشخاص مطابق اصول دين عمل می نمايند . و اين خود باعث بروز درز ميان پيروان دين و ماديگرايان گرديده است . هرگاه جوامع غربی نه با دشمنی با اسلام بلکه با پيروی از اديان خويش مبادرت ورزند به نظر من مشکلی جدی ميان پيروان اسلام و جوامع غربی وجود نخواهد داشت.
احمد مسيح حامی - افغانستان

اسلام دينی است که مختص به يک قبيله به يک قوم و حتی صرف برای انسان ها نيز نيامده است بلکه اسلام دينی است که برای انس و جن است و در اسلام هيچ کی تفرب حاصل نمکند مگر به تفوا . بس در اسلام شرقی بودن و يا غربی بودن و يا سفيدی و يا سيائی شرط و يا قابل مطرح شدن نيست . و خشونت و منازعات امت مسلمان با سردمداران و منافقين غرب است که ساعتی هم خواهان ارامی و استقلاليت مان نيست. حا ل ميايم بالای گروه ها و احزاب اسلامی که غرب بعد از مساعی آنها را بنام تروريست برای مردم جهان معرفی نمود.
حامد طريق فيض - افغانستان

گاهی تعارض به واسطه معرفی بد به وجود ميايد لذا اگر کسی اسلام را مساوی بن لادن و القاعده بگيرد و غرب را هم به عنوان دولت امريکا بشناسد بين ان دو تعازض اشکاری ميبيند که حل نشدنی است مگر به از بين رفتن يکی از اندو ولی بايد اين ديد را عوض کرد و گفت نه اسلام يعنی بن لادن و نه غرب يعنی امريکا لذاميتوان با تعديل هر دو همان طور که بسياری از فرهنگها در کنار هم به صوزت مسالمت اميز زندگی ميکنند اسلام و غرب هم با هم زندگی کنند به شرط اينکه دولت امريکا همانقدر که به منافع خود و اسرائيل توجه دارد اجازه بدهد مسلمانان نيز به منافع خود توجه کنند و به انها نيز حق حيات بدهند.
محمد عطايی - ايران

بزودی (تا پايان قرن ۲۱ام) شاهد آن خواهيد بود که چگونه حکومت اسلامی نوپا در ايران چگونه جهان و جهانيان را دگرگون می کند و نظم نوين جهانی مهدوی را جاری و ساری می کند در ضمن گروههايی مانند القاعده را که بی هيچ شکی ساخته خود سيا و امريکا را اسلامی نخوانيد چراکه چگونه توجيه می کنيد که يک گروه اسلامی تاکنون هيچ کاری به نفع اسلام نکرده باشد.
مجتبی تاج خواه - ايران

به نظر من بين مسلمانان و غرب چيزی جز سوء تفاهم وجود ندارد و در اين بين افراطيون هر دو طرف بجای رفع اين سوء تفاهم ها با گفتگو دست به حرکات افراطی می زنند . به نظر من غرب اسلام واقعی را نشناخته است و همچنين مسلمانان نتوانسته اند روحيه غربيان را آنچنان که هستند بشناسند. به نظر من تفاهم در اصول دينی و سياسی و اجتماعی بسيار بيشتر از اختلاف های جزئی است که در طول تاريخ به دست افراطيون مسلمان و غربی ها بوجود آمده است. به نظر من با گفتگو می توان همه اين سوء تفاهم ها را رفع کرد و در اين ميان دست منافقين که از اين اختلافات استفاده می کنند رو می شود. چه در غرب و چه در بين مسلمانان .
عباس دهنمکی - ايران

بنظر من بزرگترين مشکل از آنجا بوجود آمده که غرب از نظر تکنولوژی و فکری خيلی از کشورهای اسلامی جلوتر است و چون کشورهای اسلامی توان مقابله با تکنولوژی غرب و تفکر آنراندارند کوشش ميکنند که با خشونتی که خودشان انتخاب ميکنند با غرب مقابله نمايند .
حسن احمدی - کانادا


اگر نگاه کوتاهی به تاريخ بياندازيم زمينه اين اختلاف واضح است. تمامی عقب ماندگی شرق و کشورهای مسلمان به نوعی با دخالت غربيان صورت گرفته و می گيرد.به نظر من همانطور که در طول تاريخ بوده اين وضعيت پايدار نيست و غرب و امريکا هميشه قدرت غالب نخواهند بود.
ع. ظهيری - ايران

برای بحث در مورد اسلام توجه به اين نکته ضروری است که بايد بعد عملی اسلام از بعد نظری تفکيک شود.فعاليتهای گروههای اسلامی به بعد عملی تعا ليم اسلام مربوط می گردد که وابسته به برداشت بعضا نادرست از اسلام می باشد.يعنی اعمال اين افراد نبايد به عنوان مرجعی جهت سنجش اسلام تلقی شود.علت اصلی عقب ماندگی مسلمانان عدم شناخت اسلام واقعی و تقليد از عده ای به ظاهر ديندارمی باشد.اين مسئله با روح اسلام که انسان را به تفحص در امور دعوت می کند تناقض دارد.
سياوش محبی - ايران

به طور کلی اسلام مخصوص غرب و يا شرق نيست که بخواهد بين اين دو , جدايی بيندازد در همه جای دنيا مسلمان و مسيحی داريم.پيامبر مسيحيت وپيامبر اسلام هردو مظهر عشق و دوستی و صميميت و مهربانی هستند. هر وقت در تاريخ اسم خشونت در اديان الهی می آيد در کنارش اسم افراد و گروهها را می بينيم. افراد و گروههای خشونت گرا برای توجيه اعمالشان نياز به ايديولوژی دارند يک روز از نام کليسا سواستفاده می کنند يک روز از نام اسلام.حقيقتا پيامبران الهی جز برای برداشتن مرز بين انسانها و عشق نيامده اند. برای يک بار هم که شده قبول کنيم که اشکال از ماست و اشتباه خودمان را گردن ديگری نيندازيم.
زهير بهزاد پور - الجزاير


از افراد زير برای ارسال نظراتشان سپاسگزاريم:
شاپور مظاهری - دبی
عبدالغفور گردهانی
ماريا حاجی - کانادا
محمد روشن يوسف - استراليا
الی طهماسبی - نروژ
علی محسنی

نام  
نام خانوادگی  
کشور  
نشانی الکترونيکی  
 
نظرهای شما
 
 
 
     
 
توجه: بی بی سی می کوشد تا حد ممکن، نظرهای دريافت شده را در سخنگاه منعکس کند. نامه های دريافتی ويرايش خواهد شد.  
 
 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی
 
  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما