BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:41 گرينويچ - سه شنبه 27 مه 2008 - 07 خرداد 1387
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
آبادان، نخستین شهر مدرن ایران
 

 
 
نمایی از اسکله ها و پالایشگاه آبادان
اسکله های آبادان یکی از پر رونق ترین اسکله های منطقه بودند
آبادان که در قدیم عَبّادان خوانده می شد، به رغم بسیاری از شهرها که عظمت سده های دورشان، بی رونقی امروزشان را رنگ و جلوه ای بخشیده، سنگینی بار تاریخ بر دوشش نیست؛ که این، بار صدساله اخیرش با آن همه رویدادها و چند دهه مدنیت کم نظیر است که بر دیروزش سنگینی می کند.

از این نگاه، زاد روز آبادان یا آبادان نو را می توان با آغاز دستیابی به نفت و احداث پالایشگاه یکی گرفت. شهری که سال ها نبض سرتاسر خاک ایران با قلب پرتپش صنعت عظیم نفت آن تپیده است و تمامی شریان های‌ حیات اقتصادی و سیاسی ایران بدان متصل بوده است.

امروز اگر چه آبادان، نخستین شهر مدرن ایران، چهره ای دیگر یافته و در فضایی متفاوت از اوج روزهای رونقش سیر می کند، اما هنوز نام آن یادآور نه تنها بخش های مهمی از تاریخ معاصر ایران، که یادآور زیبایی و مدنیتی است که اکنون دیگر به رویایی همانند است.

تاریخ و جغرافیای آبادان

در متون قدیم از آبادان به عبادان نام برده شده است. از اصطخری و ابن حوقل در قرن چهارم و ناصر خسرو در قرن پنجم گرفته تا حمدالله مستوفی در قرن هشتم.

یاقوت حموی در سال ۶۲۶ هجری قمری درباره آبادان یا به گفتار قدیم عبادان نوشته است: "... ایرانیان آن را میانرودان نامند، زیرا در میان دو رود جای گرفته است."

ابن بطوطه در ۷۲۵ ه.ق که به آبادان رفته بود، در "سفرنامه" اش از آن چنین یاد می کند: "عبادان قریه بزرگی است در زمینی شور و فاقد عمارت و آبادی. عبادان معبدها و رباط ها و مسجدهای متعدد دارد و فاصله آن تا ساحل دریا سه میل است."

درباره نامگذاری آبادان نظرهای گوناگونی مطرح شده که یکی از آنها عبادان را به شخص عابد، مقدس و پرهیزگاری به نام عبّاد منسوب می دارد که کسی از زندگی وی اطلاعی ندارد، اما بهرام فره وشی در کتاب "ایرانویچ" نوشته است که شکل کهن این نام اپاتان است که یک ترکیب پهلوی است.

فرهنگستان اول - دوره رضا شاه - نام عبادان را به آبادان تغییر داد و هیات وزیران در شهریور ۱۳۱۴ به موجب مصوبه ای،‌ تلفظ و رسم الخط جدید آن را تایید کرد.

پژوهش ها نشان می دهد که آبادان در روزگار قدیم نه جزیره که دلتایی بوده و سال به سال بر وسعت آن افزوده شده و بعدها به صورت جزیره درآمده است. در واقع آبادان خشکی پدید آمده از رسوبات رود کارون و اروند رود است در دهانه خلیج فارس.

جزیره عبادان تا پیش از کشف نفت جزیره ای آرام بود با درختان خرما،‌ و ساکنانش در گراگرد جزیره در حاشیه اروند رود و بهمنشیر زندگی می کردند که با دست های خود نخلستان ها را احداث کرده و به طور عمده به نخل داری و صیادی و تا حدودی هم دامپروری مشغول بودند. در گوشه و کنار جزیره نیز عده ای به ساختن مصنوعات سنتی که به نخل و نخل داری مربوط می شد روی آورده بودند. ساکنان در خانه های گلی و یا در کپرها می زیستند و تحت نفوذ خانواده شیخ خزعل بودند و هرساله مبلغی به عنوان خراج به او می پرداختند.

با کشف نفت در مسجد سلیمان، آبادان مورد توجه انگلیسی ها قرار گرفت. چرا که این بندر بهترین راه رساندن نفت به جهان صنعتی آن سوی آب ها بود. از این رو به رغم موانع بسیار، انگلیسی ها شهری مدرن و صنعتی را با بهره مندی از نیروهای محلی و خارجی بنیان نهادند.

احداث پالایشگاه

 با کشف نفت در مسجد سلیمان، آبادان مورد توجه انگلیسی ها قرار گرفت. چرا که این بندر بهترین راه رساندن نفت به جهان صنعتی آن سوی آب ها بود. از این رو به رغم موانع بسیار، انگلیسی ها شهری مدرن و صنعتی را با بهره مندی از نیروهای محلی و خارجی بنیان نهادند.
 

آبادان به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و داشتن آب کافی برای عملیات پالایش، و قابلیت دسترسی به آب های آزاد در خلیج فارس، مناسب ترین مکان برای احداث پالایشگاه بود. از این رو با تاسیس شرکت نفت انگلیس - پرشیا (Anglo - Persian Oil company) در لندن، آندرو کمپبل مدیرعامل پالایشگاه رانگون در برمه از سوی هیات مدیره شرکت نفت ماموریت یافت تا برای بررسی موقعیت به آبادان سفر کند.

در دوره قاجاریه خوزستان جزو سرزمین ایران و تحت کنترل کامل حکومت مرکزی بود اما در اواخر این دوره، شیخ خزعل که خود را امیر عربستان می خواند، بر خوزستان مسلط شد و انگلیس که در خوزستان خود را با شیخ خزعل طرف می دید نه با حکومت مرکزی، با او وارد معامله شد. در۱۵ ماه مه ۱۹۰۹ سرگرد کاکس کمیسر سیاسی انگلیس در خلیج فارس در ملاقاتی با شیخ خزعل قراردادی با او منعقد کرد و با در اختیار گرفتن زمین های وسیعی عملیات کشیدن خط لوله ای به طول ۱۳۸ میل از میادین نفتی مسجد سلیمان، و احداث پالایشگاه آبادان آغاز شد.

کشیدن خط لوله و عملیات ساختمانی پالایشگاه در سال ۱۹۱۲ تکمیل شد. در همین سال نخستین محموله نفت خام ایران از آبادان صادر شد، و این سرآغاز دوران رونق آبادان است.

با توسعه پالایشگاه درسال ۱۹۱۴ میان آبادان و دیگر شهرهای نفت خیز چون مسجد سلیمان خط تلفن کشیده شد و این شهر به مرکز و محور صنعت نفت ایران و نخستین شهر مدرن ایران بدل شد و در شمار یکی از پنج شهر مهم کشور قرار گرفت.

با افزایش استخراج نفت در مناطق نفت خیز، حجم و ظرفیت پالایشگاه نیز افزایش یافت و تا پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، دستگاه های کراکینگ و کارخانه های جدید تقطیر و کارخانه اسفالت و کارخانه اسید سولفوریک و تاسیسات دیگر پالایشگاه ساخته و آماده شد. در سال ۱۹۳۹ ظرفیت پالایشگاه به سالی ۱۰ میلیون تن رسید. بندرگاه آبادان نیز توسعه بسیار یافت و اسکله های جدیدی ساخته شد. در مجموع می توان گفت اوایل جنگ جهانی دوم پالایشگاه آبادان تجهیزات کاملی برای تصفیه نفت و مشتقات آن داشت و سراسر مناطق نفتی شمال خوزستان با خط لوله به آبادان وصل بود.

پالایشگاه آبادان در جنگ دوم جهانی با تامین سوخت تجهیزات موتوریزه بخشی از ارتش متفقین، نقشی اساسی بر عهده داشت. در اسکله های آبادان نیز هزاران تن کالای ضروری برای جنگ از جمله بمب افکن ها و جنگنده ها از عرشه کشتی ها تخلیه می شد و برای به پرواز در آوردن این جنگنده ها، فرودگاه بزرگی در آبادان ساخته شد که در جایگاه یکی از بهترین فرودگاه های جهان قرار گرفت.

از پایان جنگ جهانی دوم تا آغاز ملی شدن صنعت نفت، پالایشگاه آبادان به بزرگ ترین پالایشگاه جهان تبدیل شد. گنجایش آن که پیش از جنگ سالی ده میلیون تن بود، به سالی ۱۷ میلیون تن و در سال ۱۹۴۹ به بیش از ۲۳ میلیون تن رسید. در چنین روزهایی با بالا رفتن تقاضا در سطح جهان، ایران مقام چهارمین تولیدکننده نفت جهان را کسب کرد.

پاره ای از ویژگی هایی که پالایشگاه آبادان را در رده بزرگترین پالایشگاه های جهان جا داد عبارتند از: نوع و شمار بالای فرآورده های نفتی، در اختیار داشتن بزرگترین و جدیدترین تاسیسات برای صدور فرآورده ها، استفاده از گاز طبیعی جهت سوخت عمده دستگاه های پالایشگاه، دارا بودن حداکثر میزان ایمنی صنعتی و ...

در آستانه نهضت ملی شدن نفت تعداد کارکنان شرکت نفت در سال ۱۹۵۰ بالغ بر 61 هزار و 545 نفر بود که 4 هزار و 520 نفر خارجی (اروپایی، ‌هندی، پاکستانی و ...) و بقیه ایرانی بودند. کارهای فنی و تخصصی در دست این چهار هزار و پانصد کارمند خارجی بود. پس از جریان خلع ید دولت مصدق کوشید تا آنان را به ادامه کار با پرداخت همان حقوق و مزایای گذشته راضی کند. اما موفق نشد و همزمان با برکناری دریک، مدیر عامل شرکت نفت، کارمندان خارجی نیز دسته جمعی استعفا دادند و چرخ صنعت نفت ایران در مرداد ماه ۱۳۳۰ به طور کامل متوقف شد.

صحنه ای از پایان روز کاری در پالایشگاه آبادان در نخستین سال های تاسیسش

در سال های بحرانی ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۳ شمسی به روی هم تنها ۱۲۰ هزار تن نفت و فرآورده های آن به ارزش یک میلیون و 860 هزار دلار از پالایشگاه آبادان به فروش رفت.

در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ ظرفیت تصفیه نفت خام پالایشگاه آبادان ۶۰۰ هزار بشکه در روز بود. از این مقدار ۴۰ درصد به مصرف داخلی می رسید و ۶۰ درصد به خارج از کشور صادر می شد. پالایشگاه آبادان بیش از ۵۰ درصد از فرآورده های نفتی مورد نیاز کشور را تامین می کرد و بقیه را پالایشگاه های دیگر ایران بر عهده داشتند.

افزون بر پالایش و صدور نفت، آبادان یکی از بهترین مراکز تعمیر کشتی در خاورمیانه بود و یکی از بزرگترین مجتمع های پتروشیمی خاورمیانه در آن تاسیس شد. در کنار آن اقتصاد سنتی نیز رشد کرد و گسترش یافت. این شهر یکی از بزرگترین مناطق تولید خرما در ایران بود و صید و صدور ماهی نیز در آن رونق داشت.

وجه تمایز آبادان از دیگر شهرهای ایران فرهنگ خاص آن بود. از یک سو حضور خارجی ها و بیشتر انگلیسی ها فرهنگ غربی را به شهرآورد. البته در کنار آن ها هندی ها و پاکستانی ها و برمه ای ها هم بودند که زیر دست انگلیسی‌ ها آموزش دیده بودند. از دیگر سو به دلیل رونق و گسترش صنعت نفت از همان ابتدای ساختن پالایشگاه مردم سایر شهرهای ایران نیز به آبادان روی آوردند.

در آبادان پیش از انقلاب پیروان بسیاری از ادیان زندگی می کردند. ارامنه، بیشتر پس از تاسیس پالایشگاه به آنجا مهاجرت کرده بودند. آنها مردمی باسواد و دارای مهارت های فنی و حرفه ای بودند. آشوریان آبادان تعدادشان از ارامنه کمتر بود ولی آن ها نیز در کارهای خدماتی شرکت نفت مشغول به کار بودند. یهودیان که از نظر تعداد در رده سوم جای داشتند، شماری در استخدام شرکت نفت بودند و شماری نیز در بازار به کسب روی آورده بودند.

آبادان پس از جنگ

آبادان هنوز در پیچ و خم تجربه پس از انقلاب بود که خود را با حمله عراق رویاروی دید و در صف مقدم جنگی طولانی و ویرانگر درگیر شد. جنگ اگر چه آبادان را چون پاره ای از شهرهای خوزستان با خاک یکسان نکرد اما خسارت های جدی و در مواردی جبران ناپذیر بر آن وارد کرده است. امروز بیست سال پس از جنگ هر چند بازسازی به شهر سر و روی آراسته تری داده است اما باز شهر نمایی کم و بیش فقیرانه دارد و بسیاری چیزها از دست رفته است.

صفدر تقی زاده، نویسند و مترجم که خود آبادانی است و سال ها در آن شهر زندگی و در شرکت نفت کار کرده، در فروردین ماه از شهر خود دیدار کرده و دیدار خویش را این گونه شرح می دهد:

"یکی از غم انگیزترین جاهایی که دیدم میدان الفی بود که زمانی یکی از زیباترین محله ها بود. این میدان نامش را از فروشگاه الفی گرفته بود. فروشگاه بزرگ سه دهنه ای که یک قسمتش کتابفروشی بود و بسیاری از کتاب ها ی روز و نشریات معروف را از خارج می آورد. اما حالا دیگر نیست. در کنار فروشگاه الفی میلک بار بود - کافه ای که همه چیز در آن پیدا می شد. آن هم دیگر نیست. خانه رئیس پالایشگاه هم سیصد چهارصد قدم دورتر از میدان بود که در سال های جنگ خراب شد و خرابه اش را همچنان نگه داشته اند - به یادبود دفاع مقدس ... این بار میدان به نظرم خیلی کوچک و حقیر آمد..."

 آبادان، شهری با آن همه تفنن و تنوع و زیبایی که روزگاری بخشی از آن، مدنیت کم نظیری را به تماشا می گذاشت و بخشی دیگر نمایشی ناب از زندگی بومی و قبیله ای و بدوی بود، اکنون با ساختاری یکنواخت و فاقد تنوع در نگاه حیرت زده من که سال های جنگ نام آن را فقط در خبرها شنیده ام، مثل خار نشسته است
 
مهرانگیز کار در گزارش سفر به آبادان در سال 1372

اما تمامی تغییرات هم مربوط به جنگ نیست. بافت آبادان از یک دهه پیش از انقلاب اندک اندک دگرگون می شد. شهر در آستانه انقلاب دیگر آن شهر دهه سی و چهل نبود، و در آن دو دهه هم با زمان پیش از ملی شدن نفت تفاوت داشت. پیش از آن انگلیسی ها که بنیانگذار آبادان بودند، با فرهنگ خاص و نهادهای دست ساخت خود بر شهر مسلط بودند. اما در یکی دو دهه بعد، پس از قرارداد کنسرسیوم بیشتر خارجی هایی که در آبادان کار و زندگی می کردند آمریکایی و اروپایی های غیر انگلیسی بودند. به گفته بسیاری از کسانی که چند دهه در شرکت نفت در آبادان مصدر کار و مسئولیتی بوده اند و در آن شهر زندگی کرده اند، آبادان دوره کنسرسیوم، با زدوده شدن دست کم بخشی از فرهنگ استعماری و به ت طبقاتی گذشته، شهری دلنشین تر و مدنی تر از دوره پیش بود.

از از اواخر و حتی از میانه دهه چهل آبادان اندک اندک چهره عوض کرد. هر چه روند ایرانیزه کردن شرکت نفت بیشتر می شد، سیما و فرهنگ شهر نیز دگرگون تر می شد.‌ این روند آرام با انقلاب تشدید شد اما جنگ آن را گسست و به مسیری دیگر انداخت.

کاوه احسانی در گزارش تحقیقی خود که سال ۱۳۷۸ در مجله گفتگو منتشر شده، یازده سال پس از پایان جنگ، خوزستان و آبادان را این گونه دیده است: "حمله عراق در تابستان ۱۳۵۹ فصل جدیدی در تاریخ معاصر ایران باز کرد. یکی از پیامدهای مهم این تهاجم، نابودی کامل خرمشهر و آبادان و پراکندگی اجباری جمعیت آن ها به صورت مهاجر و پناهنده در سرتاسر کشور بود... امروز بعد از ده سال "بازسازی"، آبادان تنها شبحی است از گذشته شاخص خود. جمعیت آن که در آستانه انقلاب به حدود ۳۰۰ هزار نفر رسیده بود شش سال پس از خاتمه جنگ در ۱۳۷۵ که جمعیت کشور نسبت به بیست سال قبل تقریبا دو برابر شده بود، تنها ۲۱۳ هزار نفر بود. در طول جنگ پالایشگاه، تاسیسات شهری و نخلیات حومه آن آسیب های جبران ناپذیری دیدند... بافت شهر تغییر کرده و جمعیت آن مثل سال های اولیه تاسیس، بیشتر روستایی و عشایری است. بدون این که بازار کار صنعتی و نهادهای مدنی و اقتصادی توانایی سابق را برای تاثیرگذاری و شکل دهی به جمعیت در اختیار داشته باشند."

شش سال پیشتر نیز در بهار سال ۱۳۷۲، مهرانگیز کار پس از دیداری از شهرهای خوزستان، کم و بیش همان برداشت کاوه احسانی را داشته است: "آبادان، شهری با آن همه تفنن و تنوع و زیبایی که روزگاری بخشی از آن، مدنیت کم نظیری را به تماشا می گذاشت و بخشی دیگر نمایشی ناب از زندگی بومی و قبیله ای و بدوی بود، اکنون با ساختاری یکنواخت و فاقد تنوع در نگاه حیرت زده من که سال های جنگ نام آن را فقط در خبرها شنیده ام، مثل خار نشسته است... آبادانی که در خواب های کودکی هر خوزستانی بوی نفت می دهد و صدای سوت پالایشگاه آن که صبح ها خبر از آغاز زندگی می داد و عصرها پایان کار را اعلام می کرد همچنان در گوش ها زنگ می زند، دیگر بدان گونه که می شناختیم وجود ندارد... در حال حاضر بیشتر کارمندان از اهالی بومی و حاشیه نشین شهرها هستند، ‌زیرا درصد بازگشت آن ها وروستائیان بیش از دیگران است. بومیان حاشیه نشین دیروز در زندگی شهری امروزی مشارکت کامل دارند و متن خالی شهرها را پر کرده اند..." ( فصلنامه سفر، ویژه نامه صنعت حمل ونقل، شماره ۵، بهار۱۳۷۲).

بومیان حاشیه نشین در دهه های پیش وضعیتی کاملا متفاوت داشتند. خانم کار در همان گزارش می نویسد: "... بومیان عرب زبان در حاشیه می زیستند و در بافت جمعیت شهرنشین جایگاه مشخصی نداشتند... این زیست دوگانه در مجموعه شهرهای بزرگ خوزستان که بر پایه محورهای معیشتی دوگانه می چرخید حصار بالا بلندی در فاصله دو نوع طرز تفکر و دو نوع روش زندگی فردی و اجتماعی ایجاد کرد... آمیزش با وجود فاصله های عمیق فرهنگی امری محال به نظر می رسید. جنگ هشت ساله ایران وعراق بسیاری از محال ها را ممکن ساخت و حاشیه توانست متن را که از جمعیت موثر و فعال خالی شده بود با حضور خود پر کند... خوزستان نه تنها بسیار بمباران و موشک باران شده که گویا از دیدگاه فرهنگی نیز زیر و رو گشته است."

 
 
گفتگو با موسی غنی نژاد صد سالگی نفت - 6
'ملی کردن صنعت نفت اشتباه بود'
 
 
اولین چاه نفت ایران در مسجد سلیمان صد سالگی نفت - 4
مسجد سلیمان؛ تصویر ایران بدون نفت؟
 
 
دارسی صد سالگی نفت-۳
سرگذشت امتیازنامه دارسی
 
 
عکس آرشیوی صد سالگی نفت - 2
تاریخ نفت از شش هزار سال پیش تا کنون
 
 
مسجد سلیمان صد سالگی نفت -1
نفت و توسعه
 
 
نقشه ایران قرارداد 1907
یک قرن ایران، بریتانیا و روسیه
 
 
موحد گفتگو
گفتگو با محمدعلی موحد نويسنده کتاب خواب آشفته نفت
 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران