|
دو جوان آمريکايی خود را يک هفته فروختند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دو جوان که به دنبال قدری پول بودند و می خواستند به دانشگاه بروند، تصميم گرفتند يک هفته از وقت خود را در اينترنت به بالاترين پيشنهاد دهنده بفروشند، ولی مبلغ پيشنهادی کمتر از انتظارشان بود. اين دو آمريکايی اميدوار بودند به پول دست يابند و قدری ماجراجويی کنند، از همين رو، يک آگهی در حراجی اينترنتی eBay منتشر کردند. وقتی مدت حراج خاتمه يافت، آنها دريافتند که پيشنهاد دهنده برنده تنها ۲۴۶ دلار برای خدماتشان می پردازد. کريس پولن، ۱۹ ساله، می گويد: "من قدری مايوس شده ام، ولی بهر حال کاچی، به از هيچی! فکر می کنم تا وقتی حراج جريان داشت، برايمان هيجان انگيز بود، ولی باز پولی به دستمان می رسد و نبايد دلسرد شد." وی افزود که همکلاسی دبيرستانی اش چيپ ديويس اين ايده را پيشنهاد داده بود. آقای پولن ابتدا مخالفت نشان داد ولی سپس پذيرفت اين راه را امتحان کند. از همين رو آنها يک آگهی تحت اين عنوان منتشر کردند: "ما را برای يک هفته بخريد تا کارهای کسالت بار و انزجار برانگيزتان را انجام دهيم." اين دو جوان حتی عکس خود را منتشر کردند و حراج با قيمت پايه يک دلار از ۲۹ ژوييه آغاز شد. وقتی حراج جريان داشت، دوستان کريس و چيپ از آنها می پرسيدند که آيا نگران نيستند چه کسی ممکن است وقتشان را بخرد. آقای ديويس می گويد: "من برايم مهم نبود چه کسی برنده می شود، به شرط اين که مجبور نشويم فاضلاب کسی را پاک کنيم، چون اصلا برای يک هفته کار، هيجان انگيز نيست." اما با گذشت روزها و نرسيدن پيشنهادها، اشتياق اين جوانان رنگ باخت. هنوز جزييات توافقنامه اين دو جوان با رييس آينده شان تعيين نشده است. از آنجا که آنها اين هفته به دانشگاه ميسوری می روند، شايد ناگزير شوند آن يک هفته را به هفت روز مجزا تقسيم کنند. آقای ديويس درباره اين تجربه می گويد: "فکر نمی کنم اين کار را تکرار کنم." |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||