رهبران جهان هفته گذشته در مقر مرکز سازمان ملل متحد گرد آمده بودند تا تعهد خود به کاهش شدید فقر و گرسنگی جهانی را نشان دهند. هدف گردهمآیی، ارزیابی پیشرفت در هشت هدف توسعه هزاره سازمان ملل که ۱۰ سال پیش انتخاب شده است، و دو چندان کردن تلاشها برای دستیابی به آنها تا سال ۲۰۱۵ است. خبرنگار ویژ ه بیبیسی در سازمان ملل متحد باربارا پلت، به مسايلی که مقامات رسمی با آن روبرو خواهند شد نگاهی انداخته است:
سازمان ملل متحد این برنامه را رویدادی تعيینکننده قلمداد میکند.
اولاو کيوروِن، یک مقام ارشد بنگاه اصلی توسعه سازمان ملل میگويد: "مسیری که در گردهمآیی تعیین خواهد شد سمت و سو، نتیجه، موفقیت یا شکست تمام کوششهای اهداف توسعه هزاره را مشخص خواهد کرد".
"با پنج سالی که باقیمانده، این زمان روبرو شدن با واقعیت برای تمام جامعهی جهانی است".
حقیقت این است که فقر کاهش پیدا کرده است اما پیشرفت نامتوازن بوده و بیشتر اهداف در مهلت تعيينشده قابلتحقق نيستند.
احتمال دستیابی به یکی از آنها – یعنی به نیم رساندن فقر جهانی –بیشتر به خاطر رشد پایدار اقتصادی در چین و هند، وجود دارد.
اما در دیگر هدفها مانند کم کردن گرسنگی، بهبود دستیابی به بهداشت و آموزش و کمک کردن به مادران و فرزندان موفقیتهای کمتری کسب شده است.
نمونههای موفق
کشورهای بسیاری روایتهایی از نمونههای موفق خود دارند.
برای مثال کشاورزان آفریقایی سود بیشماری از یارانههای بذر و کود بردهاند. چنین اقداماتی، وضعیت مالاوی را از مرگ به خاطر قحطی ۲۰۰۵ به وضعیت برداشت محصول مازاد بر نیاز تبدیل کرده است.
ناکامیهای بسیاری هم وجود دارند.
گرسنگی جهانی از زمان انتخاب اهداف سازمان ملل با نزدیک یک میلیارد نفر آسیبدیده رو به افزایش است.
و تعداد زنانی که به هنگام زایمان هر سال میمیرند هنوز صدها هزار نفر بسیار دورتر از هدف سازمان ملل برای کاهش شمار مرگ و میر مادران به میزان سه چهارم است.
یک دلیل برای عدم موفقیت این است که هرچند میزان کمک به توسعه کشورها در دهه گذشته افزایش یافته، کشورهای ثروتمند از عهده تعهدشان برای اعطای کمکی معادل ۰.۷ درصد از تولید ناخالص ملی برنیامدهاند.
از کشورهایی که گروه هشت نامیده میشوند، بریتانیا با ۰.۵۱ درصد بیشترین میزان کمک و ایتالیا با ۰.۱۵ درصد کمترین میزان کمک را دارند. سهم ایالات متحده خیلی بیشتر از ۰.۲۰ درصد نیست، هرچند با در نظر گرفتن وضعیت اقتصادش این کشور بیشترین حجم کمکهای توسعه را فراهم میکند.
کشورهای گروه هشت همچنین موفق به ادای تعهدشان برای کمک به آفریقا تا سال ۲۰۱۰ که پنج سال پیش در گردهمایی گلن ايگلز در اسکاتلند متعهد آن شده بودند، نشدهاند.
آنها ادعا میکنند که علت این مسأله بحران اقتصاد جهانی است.
اما به گفته جفری سکز (Jeffrey Sachs)، یکی از مشاوران دبیر کل سازمان ملل بان کیمون، کسری بودجه خیلی پیشتر از آغاز بحران اقتصادی وجود داشته است.
او میگويد: «میتوان گفت که نوعی جدی نگرفتن از همان آغاز در این روند وجود داشت. در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ به مقامات گروه هشت میگفتم که پس گلن ایگلز چه شد؟ شما تعهد دارید و تعيین سال ۲۰۱۰ خيلی صريح است. و یکی از مقامات بسيار ارشد دولت آلمان به من گفت: شما که فکر نمیکنيد که اينها قرار است سر قولشان بمانند؟»
گامهای عملی
پروفسور سکز همچنین ادعا میکند کمکی که داده میشود میتوانست مؤثرتر و کارآمدتر استفاده شود.
او میگويد کشورهای ثروتمند بیشتر روی پروژههای خودشان تمرکز دارند تا اینکه پولشان را در صندوقهای جهانی برای پشتیبانی از برنامههايی جمع کنند که توسط کشورهای در حال توسعه طراحی شدهاند – و ثابت شده که این الگو موفق عمل میکند.
در مقابل، کشورهای کمک دهنده میگويند که دولتهای کشورهای در حال توسعه، همیشه شرکای مؤثری نيستند و دلیلش هم فساد و زمامداری ضعيف است. و سازمان ملل مصرانه از دولتهای جهان در حال توسعه میخواهد که جمعآوری ماليات را بهينه کنند و همچنين اطمینان حاصل کنند که رشد اقتصادی به افراد بسیار فقير سود میرساند.
دلیل ديگر شکست، موقعيت حقير و فرودست زنان و دختران در بسیاری از کشورهای فقیر است و اين به خاطر نابرابریهای ريشهدار است. کارکنان کمکرسانی میگويند که حل این مشکل مسألهای است حياتی چون وضعيت زنان تأثیر عظيمی بر اهداف توسعه هزاره مربوط به کودکان، بهداشت و آموزش دارد.
با توجه به اين مشکلات سيستمی، بعضی از کنشگران میخواهند که اهداف سازمان ملل را نه تنها به مثابه آرزو، بلکه به عنوان حقوقی انسانی مقرر کنند که متکی به قانونگذاری به منزله ابزاری برای پاسخگو کردن دولتها باشد.
و در کنار تقاضای تعهد بيشتر برای ادا کردن وعده های کمک، بعضی نیز خواستار تأکید بیشتری بر چيزهايی هستند که از نظر آنها علت ساختاری فقر جهانی است: فشار بدهی خارجی بر کشورهای در حال توسعه، و رژيمهای تجاری که به کشورهای فقير اجازه نمیدهد که اقتصادشان را طوری توسعه دهند که بتواند به بهترین شکلی نیازهای مردمشان را تأمين کند.
الیور دو شوتر (Olivier De Schutter)، گزارشگر ويژه سازمان ملل در زمينه حق دسترسی به غذا، میگوید: «اهداف توسعه هزاره در بسيج کردن پول و انرژی مفید بودهاند اما اين اهداف تنها به علايم فقر حمله میکنند – يعنی کودکان کموزن، مرگ و میر مادران، شیوع ايدز – در حالی که درباره علل عمیقتر توسعهنیافتگی و گرسنگی سکوت میکنند. آمارها جايگزین سياست نيستند.»
انتظار میرود که اين گردهمايی اعلام کند که دستیابی به اهداف توسعه هزاره تا سال ۲۰۱۵ شدنی است، اگر تلفيق مناسبی از پول، سياستگذاریها و بالاتر از همه اراده سياسی وجود داشته باشد.
اما شک و ترديد نیز وجود دارد و منتقدان مترصد اشاره به اقدامات خاص و برنامههايی عملی هستند که وزن و جايگاهی به سخنپردازیها بدهد.




