BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 14:13 گرينويچ - دوشنبه 13 اکتبر 2008 - 22 مهر 1387
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
'گلیمباف' داستان رنج زنان افغان
 

 
 
جلد کتاب گلیمباف
در رمان گلیمباف می توان دید که زن افغان در زمان "جهاد" چگونه زیر بار حوادث خورد و خمیر و احساساتش پامال سنتها و عصبیتها شده است
تقی واحدی، داستان نویس افغان، با رمان "گلیمباف" خود به شکل جدی وارد گونه ادبی داستان نویسی شده است.

پیرامون رمان گلیمباف برخی از داستان شناسان، نقدهایی نوشته اند اما آنچه از گلیمباف می توان آموخت می تواند فراتر از نقدهای روزنامه ای باشد.

اگر بپذیریم که هر اثر خوب زمانی می تواند پذیرفتنی باشد که چیزی جدی برای گفتن داشته باشد،
گلیمباف واقعیت های برهه ای از تاریخ جامعه که نویسنده متعلق به آن است را به تصویر کشیده، آن را جدی گرفته است و گفتنی هایی دارد.

"پاتو" (فاطمه) در داستان گلیمباف نمادی است برای آیینه شکسته زن افغان. با درک "پاتو" می توان به عمق بخش بزرگی از اندرونیهای زن افغان راه برد. پاتو از آن جا که یارای قامت بر افراشتن را در خود ندیده، در خود فرو رفته است.

با رمان گلیمباف می توان دید که زن افغان در زمان "جهاد" چگونه زیر بار حوادث خرد و خمیر شده، احساساتش پایمال سنتها و عصبیتها شده و در فرجام کار همچون پاتو در نیمه راه در لاک انفعال فرو رفته است.

آنچه از گلیمباف می توان آموخت، این است که امروزی ها باید چونان تصویرگران آگاه فریاد خویش را از گلوی رمانهایی از قبیل گلیمباف درآورده و حالی کنند که امروزه زن ستمدیده و قربانی استثمار مضاعف افغان، چه می کشد؟ این نویسندگان باید دردهای وی را در آثار خویش پژواک بخشند.

رمان گلیمباف ویژگیهای ارزشی زبانی ـ ادبی فراوان را در کنار پیام ارزنده خویش در بردارد، زبانی تا اندازه ای قابل ملاحظه یک دست، که کلیتی از شگرد عامیانه نویسی - به مقتضای حال و قال "پاتو"- را در بر می گیرد، می تواند گنجواره ای از غنای زبان عامیانه گویش هزاره گی فارسی دری باشد.

فرودهایی نیز در این شگرد او به چشم می خورد و آن مواردی است که با بیانی التقاطی سر و کار داریم.

با آنهم، این ضعف از شیرینی کلمات، عبارات و جملاتی از این دست نمی کاهد: "لاکن امدفعه کسی را نیدیدم" (ص ۸۲)؛ "یک قیله بچه" (ص ۸۵)؛ "در روی خود آوردن" (ص۶۳)؛ "ترشک" (ص ۶۳).

همچنین واژه ها و ترکیبهایی از قبیل "پرسان کردن، پس پیری، کاچی، دلده، تخم مایه ماندن، حلال کردن خروس، روجایی و تخم پیاوه" بسی نغز آمده اند.

نمونه تام زبان التقاط گلیمباف که تصنعی بودنش از دور هویدا است، بخوبی دیده می شود

"کمی مکث کردم، از ترس پاپی (سگ) که دَرَو (فوراً) فامید (فهمید) و گفت: "پاپی بستیه"، با آن که انبساطی پیدا کرد سراسر تنم، لیکن شور دلم هنوز آرام نشده بود. واهمه ای القا می کرد مرا که شاید چشمان او از پشت مرا می کاود. شک هم نبود که گشتارم را می سنجید و قواره ام را نظاره می کرد." (ص۶۹)

گلیمباف
 "پاتو" (فاطمه) در داستان گلیمباف نمادی است برای آیینه شکسته زن افغان. با درک "پاتو" می توان به عمق بخش بزرگی از اندرونیهای زن افغان راه برد. پاتو از آن جا که یارای قامت بر افراشتن را در خود ندیده، در خود فرو رفته است.
 
بزرگ امید

نکته قابل ملاحظه در موفقیت موارد کثیری از به کار گیری زبان عامیانه در این اثر می تواند ناشی از بستر روانکاوانه "ذهنیت عامیانه" پاتو و امثال او باشد. به علاوه، توجه نویسنده به فضای عامیانه زندگی روستایی رگه هایی از اصالت دیرینه سنتها و باورهای عامیانه را در خود نهان دارد. به گونه مثال، شگون گرفتن از اذان خروس، که سر شام اذان دهد.

همچنان تعدادی از ضرب المثل های عامیانه در رمان گلیمباف به چشم می خورد که در جای خود ارزنده است. اینک سه نمونه از آنها: "راستی جان از جان بی خبر است"، "سر آلیش، بی سرآلیش" و "گپ مرد یک استه".

ساختار ذهنی گلیمباف منسجم است. مواردی از یادفراموشی نویسنده به گونه ای زننده از مطالعه صفحات ۵۴ و ۵۵ به دست می آید، درست آن جاها که سخن بر سر خاطره مزار رفتن پاتو است. این موارد در مقابل تلاش ذهنی نویسنده در جهت های بدیع دیگر رنگ می بازد. نوعی جریان زمان آمیزی بدیع -به شیوه رئالیسم جادویی- گاهگاه چهره می نماید(صفحات ۷۶-۷۵).

هم سنجی زندگی غچیها (پرستوها) با آدمها (ص۷۷)، برتری دادن زندگی غچیها بر زندگی آدم ها - که خیلی شبیه به محتوای شعری از فروغ و فرخزاد است- که از سبکبالی زندگی پرنده در مقایسه به زندگی انسان، که بار شاق مقروض بودن و روزنامه خواندن برشانه هایش سنگینی می کند، حرف می زند.

مهم تر از همه، کندوکاو در ویژگیهای روانی پاتو، که از آن به کنجکاوی شکاکانه پاتو می رسیم، از اهم بدایع آقای واحدی است و از ویژگی های نثر او.

شناسنامه کتاب:

نام کتاب: گلیمباف (رمان)

نویسنده: تقی واحدی

ناشر: انجمن قلم افغانستان

طرح روی جلد و برگ آرایی: ژکفر حسینی

شمارگان: ۱۰۰۰

 
 
جلد کتاب معرفی کتاب
'افغانستان؛ جنگ، جامعه و سیاست'
 
 
جلد کتاب نقد کتاب
نگاهی به 'تاریخ ادبیات بلخ'
 
 
تاریخ مطبوعات افغانستان از 'شمس النهار تا جمهوریت' مطبوعات افغانستان
از 'شمس النهار تا جمهوریت'
 
 
پوش کتاب جرایم جنگی 'جرایم جنگی'
کتابی برای آگاهی مردم افغانستان
 
 
رسول رهین زبان فارسی دری
کتابی به همت رسول رهین
 
 
محمود جعفری 'راهنمای نویسندگی'
معضل نوشتاری در افغانستان
 
 
جلد کتاب 'صیقل دلها'
روایت منظوم یک شاهد جنگ
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران