|
عکس های میترا تبریزیان در موزه تیت لندن
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
موزه تیت بریتانیا، به تازگی نمایشگاهی از عکس های میترا تبریزیان، عکاس ایرانی را به نمایش گذاشته بود.
در این نمایشگاه از چند مجموعه از کارهای او عکس هایی دیده می شوند که هر کدام از آنها ماجرا و موضوع خودشان را دارند و تنها دو تای از آنها به ایران مربوط هستند. میترا تبریزیان متولد تهران است و تحصیلاتش در رشته عکاسی را در لندن انجام داده و هم اکنون استاد درس عکاسی در دانشگاه وست مینیستر لندن هست. او در سال هایی که کار حرفه ای اش را انجام می داده در شهرهای مختلف اروپا و از همه بیشتر در شهرهای آلمان نمایشگاه داشته است. در یک روز بارانی در شهر لندن فرصتی شد تا پیش از سفرش به کشوری اروپایی و تنها بعد از آنکه چند روزی از سفرش به ایران می گذشت با او ملاقت کنم و درباره نمایشگاهش در موزه تیت لندن گفت و گو کنیم. پیرانه سر، دیوانه وار یکی از مجموعه هایی که میترا تبریزیان کار کرده و در این نمایشگاه هم می توان چهار قاب از آنها را دید، مجموعه ای است به نام دوران از دست رفته (lost time). در این مجموعه تبریزیان آدم های میان سالی را به تصویر کشیده که با دیجیتالی شدن امور زندگی و با عوض شدن ساز و کارهای دنیای فرامدرن، دیگر کارایی سابقشان را ندارند و انگار در این دنیا گم شده اند. مردان و زنانی که در میان سالی مانند کودکی زانوی غم به بغل گرفته اند یا در گوشه ای از شهرهای پر سر صدای امروز، نشسته اند و مثل اینکه هیچ حواسشان به دنیا و مافیها نیست. پخش مستندی در تلویزیون درباره تعطیلی بنگاه های اقتصادی کوچک در ژاپن جرقه شروع این پروژه بوده است: «توی آن مستند، آدم هایی را نشان می داد که بعد از ورشکستگی کار و کاسبی اشان، صبح ها از خانه هایشان بیرون می رفتند و بعد از ظهرها می آمدند خانه و تمام این ساعات را در شهر پرسه می زدند. تنها برای اینکه خانواده هایشان ندانند که آنها بیکار شده اند. بعضی هایشان هم از خانه بیرون می رفتند و از خجالتشان دیگر هرگز به خانه بر نمی گشتند.»
موضوع مستند همین بوده اما خانم تبریزیان هم این مسائل را در شهرهای اروپایی از نزدیک دیده است و خودش را یکی از میانسالانی می داند که بخت و اقبالش آن قدر بلند بوده که توانسته از این بلا بگذرد. «در غرب فرهنگی هست که می گوید آدم ها باید به هر ترتیبی موفق باشند. یک جور علاقه بیمار گونه به کارآمد بودن آدم ها در اینجا هست که برای من جالب است. همین موضوع برای من دستمایه این کارها شد.» پزهایی که میترا تبریزیان برای میانسالان خود انتخاب کرده پزهای عجیبی هستند و تنها از کودکان پذیرفتنی هستند: «من این پزها را طوری انتخاب کردم که به آنچه که در ذهن این آدم ها هست بیشتر نزدیک باشد. می خواستم بیشتر فکرشان را نشان دهم.» پیش از شروع عکاسی، خانم تبریزیان می دانسته که می خواهد چه آدم هایی را در چه موقعیت هایی قرار دهد و از آنها عکس بگیرد. بعد هم به دنبال آنهایی گشته که تجربه های این چنینی دارند. در این پروژه او چند نفری از میانسالانی که دچار این معضل بوده اند را انتخاب کرده است و بقیه عکس ها را با کمک بازیگرانی که به آنها حالت و پز را داده گرفته است. شهر من، من به تو می اندیشم پروژه دیگری که از میترا تبریزیان در این نمایشگاه به چشم می خورد، پروژه ای به نام مرز (border) است که آماده کردن مدل ها برای عکاسی در آن بیشتر از پروژه میانسالانش، وقت و زمان برده است. در این پروژه، او به سراغ ایرانیانی رفته که در لندن زندگی می کنند و در حرفه ای مشغول هستند که ربطی به رشته کاری آنها در ایران ندارد. او یکی از این آدم ها را می شناخته و بعد از طریق او توانسته بقیه آدم ها را هم پیدا کند. کاری که او کرده این بوده: چند ساعتی با آن آدم صحبت کرده و بعد نشسته و برای خودش گفته های او را مرور کرده است. از میان صحبت های آن آدم توانسته به منظره و مکانی برسد که در آن، زندگی و آرزوهای سوژه اش، معنا پیدا می کند. بعد همراه با سوژه به آن مکان رفته و از او عکاسی کرده است: «مثل بخشی از سینمای ایران که آدم های واقعی را برای بازی در نقش خودشان می آورند.» تبریزیان از علاقه مندان به سینما است. او این علاقه مندی را به این صورت هم نشان می دهد: «من با استفاده از اطلاعاتی که از زندگی این آدم ها داشتم، نوشته های کوتاهی، مثل سیناپس فیلم، نوشتم که در این نمایشگاه در کنار عکس ها هست.» این نوشته ها را که می خوانید، تازه چهره ها و شیوه های نشستن و ایستادنشان برای بیننده معنی پیدا می کند. فضاهایی که آدم های پروژه در آن ایستاده اند هم فضاهای ویژه ای است: «سعی کردم که در محیط هایی از آدم ها عکاسی کنم که معلوم نباشد این محیط ایران است یا انگلیس. برای اینکه بسیاری از این آدم ها نه به ایران و نه به انگلستان احساس تعلق نمی کنند.» اما اینکه چه شده تبریزیان به سراغ مهاجران رفته هم ماجرای جالبی است. او خودش یکی از مهاجران به اروپاست و به همین دلیل و به دلیل اینکه خودش عکاس و هنرمند است، به کارهایی که برای مهاجران انجام شده، توجه ویژه ای دارد. او می گوید که معمولا عکس ها و فیلم هایی که درباره مهاجران کار شده، آنها را یا نابود شده نشان می دهند یا در حال نابودی. اما او می خواسته که آدم هایی را نشان بدهد که توانسته اند نجات پیدا کنند. پشت ابرها
. «ما ایرانی ها مردم قوی و محکمی هستیم و هر اتفاقی که برای ما در زندگی پیش می آید، باز ما می توانیم که موفق بشویم و خودمان را نجات دهیم. این نجات برای من خیلی مهم است.» البته آن قدر مهم که توانسته پروژه مرز را به انجام برساند. هرچند که آدم های او در این پروژه «نجات یافتگان» هستند اما با این همه تماشای عکس ها کمی ناراحت کننده هستند. حسرتی که در چشم آدم ها دیده می شود، خیلی تاثیر گذار است: «ما ایرانی ها هرچقدر هم که از ایران دور باشیم، باز هم به ایران فکر می کنیم و رابطه کوچکی را با کشورمان برقرار می کنیم.» آنتونیونی ایتالیایی یکی از فیلم سازان مورد علاقه خانم تبریزیان است. این را گوشه ذهنتان داشته باشید. هیداک هم معماری آمریکایی است که آثار بدیعی خلق می کند که تنها دو ساختمان با طرح های او ساخته شده است. یکی از این دو ساختمان در هلند است و برای اینکه این ساختمان بهتر به مردم دنیا شناسانده شود، از هنرمندان خواسته اند که در محیط این ساختمان کارهای هنری خلق کنند تا از این طریق اثر معماری آقای هیداک هم شناخته شود. میترا تبریزیان هم یکی از هشت هنرمندی بوده که از او برای این پروژه دعوت شده است. او هم این دعوت را پذیرفته و بعد از این که ساختمان را دیده، برای کارش تصمیم گرفته است: «من که این خانه را دیدم به نظرم رسید که خیلی با فیلم های آنتونیونی همخوانی دارد. این هست که من تقریبا همان کاراکترهای آنتونیونی را در خانه ای که هیداک ساخته بود، گذاشتم.» «این مجموعه بیشتر درباره تنهایی مردمی است که در قرن بیست و یکم زندگی می کنند.» میترا تبریزیان تا به حال سه فیلم هم ساخته و خودش هم بارها در میان گفت و گو بیان می کند که به سینما علاقه خاصی دارد. در عکس های این مجموعه که با استفاده از طرح های معماری هیداک ساخته شده، به وضوح می توان میزانسن های سینمایی را دید. قاب ها طوری چیده شده اند که انگار قرار است آدمی که در انتهای تصویر به چشم می خورد، راه بیفتد و به سمت دیگر تصویر برود. سکوت سرشار از ناگفته هاست درباره دو عکس دیگر در این نمایشگاه هم باید صحبت کرد، اولی عکسی است که از خروجی یک ایستگاه مترو گرفته شده است. عکس در نور روز و با سرعت بالای شاتر گرفته شده و بیشتر آدم ها مثل مجسمه هایی که ثابت و ساکن هستند به نظر می آیند. اما مجسمه هایی که گویا در خروشی بی پایان هستند و می خواهند که خیلی زود به جایی برسند که نمی دانند کجاست. این تم را در عکس دیگری از نمایشگاه خانم تبریزیان هم می شود دید، عکسی از ایران که آدم ها در خیابان به سمت و سوی مختلف در حرکتند. تبریزیان اخیرا در ایران بوده و می خواهد باز هم به ایران سفر کند، اما از پروژه ای که در دست اجرا دارد حرفی نمی زند. ایرانی بودن یا هنرمند بودن میترا تبریزیان بیشتر کارهایش به ایران و ایرانیان ربطی ندارد. او هنرمندی جهانی است که موضوع و مسائل مربوط به مردم جهان را مد نظر قرار می دهد. البته ایران و موضوع های مربوط به ایران هم در کارهایش دیده می شوند.«به نظرم این اشتباه است که حتما ما ایرانی ها درباره ایران باید کار بکنیم. کارهای ما اگر درباره غرب باشد هم می تواند با نگاه ایرانی به فرهنگ غرب باشد.» او اعتقاد دارد که اگر هنرمندان ایرانی در خارج از کشور خودشان را هنرمند ایرانی بنامند خودشان را در محدوده مرزهای ایران محبوس
کرده اند. اما اگر خودشان را هنرمندی بنامند که نگاه ویژه ای به ایران دارد، آن وقت ماجرا چیز دیگری می شود. |
مطالب مرتبط
از خیابان تا استودیو05 اوت، 2008 | فرهنگ و هنر
گزارشی از نمایشگاه عکس زن در بوفه گالری ماه مهر26 ژوئيه، 2008 | فرهنگ و هنر
اسلام اکسپو، نمایشگاه آثار اسلامی در لندن16 ژوئيه، 2008 | فرهنگ و هنر
نمایش هنر بیزانس در بریتانیا 05 ژوئيه، 2008 | فرهنگ و هنر
نمايشگاه آثار نقاشان بریتانیایی در شناخت خاورزمین30 ژوئن، 2008 | فرهنگ و هنر
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||