|
گزارشی از نمایشگاه آثار پرویز تناولی در باغ- موزه هنر ایرانی
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"اگر کسی "ه" و "ح" را در دو جدول جدا از هم به طریق عکس بنگارد، از هر بلایی دور باشد و اگر بخواهد خانه دشمن را خراب کند باید
۷۰۰ و به قولی ۱۰۰۰ "ف" با مشک و زعفران بنویسد. اما "دال" خواص زیادی دارد." *
همه چیز در بعدازظهر تب کرده اول مرداد، عادی به نظر میرسید. درختهای کهنسال باغ موزه هنر ایرانی سعی میکردند سایهای هر چند کوچک بر سر آنهایی بیندازند که روی صندلیها نشسته بودند. بیشتر افرادی که در باغ میچرخیدند منتظر بودند تا صندلیهای کافیشاپ باغ خالی شود و آنها جایی برای نشستن پیدا کنند. در انتهای باغ هم چند مجسمه برنزی از پرویز تناولی، ردیف در کنار هم ایستاده بودند.
درست در مقابل ایوان خانه قدیمی وسط باغ که حالا تبدیل به گالری شده است، "یادبودی برای کوهکن عزیزم" قرار گرفته بود؛ مجسمهای برنزی که سال ۱۳۵۴ خلق شد و در آن مردی دیده میشد که انگار در زندانی اسیر شده و فقط دو دستش بیرون از میلهها ماندهاند. در یک دست چکشی دارد و در دست دیگر تیشه. روبروی مجسمه کوهکن و در میان میزهای رزرو شده کافه، یکی از مجسمههای برنزی مجموعه "عشاق" ایستاده بود. تقریبا در سراسر سطح مجسمه نوشتههایی از جنس همان فلز دیده میشد. تناولی که این مجسمه را در سال ۱۳۵۷ ساخته، در آن سالها از بسیاری از نمادهای فرهنگ قدیمی ایران در آثار مدرن خود استفاده میکرد که یکی از آنها همین خطنوشتههای شبیه به دعا و کتیبههای قدیمی بود. روی مجسمههای "جایی برای آسودن فرهاد" و دو "دیوارهای ایران" هم همین خطنوشتهها حک شده بود؛ آثاری که در آخرین سالهای پیش از انقلاب خلق شده بودند و سالیان سال خبری از آنها نبود و در انبارها نگهداری می شدند. تا اینکه تناولی آنها را برای برپایی موزهای از آثارش در اختیار شهرداری تهران قرار داد. موزهای که با تغییر مدیریت و بر سر کار آمدن محمود احمدینژاد در شهرداری کاملا به فراموشی سپرده شد. اما مجسمهها و نقاشیهای تناولی در انبارها ماندند تا شهردار تهران، رئیس جمهور شود و سردار نیروی انتظامی، شهردار تهران. گروهی که همراه با محمد باقر قالیباف به شهرداری تهران آمدند ۵۴ اثر از آثار این هنرمند را از انبارها بیرون آوردند تا نمایشگاهی از آن برپا کنند؛ نمایشگاهی که خود تناولی با برپایی آن مخالف است.
شاید تاثیر همان نوشتههای روی مجسمهها بود که چنان گرد و خاکی در روز افتتاح نمایشگاه به پا کرد. در آن بعداز ظهر تابستانی که حتی برگ درختها هم نای تکان خوردن نداشتند، ناگهان صدای رعد و برق از آسمان بلند شد. هنوز نمایشگاه افتتاح نشده بود و تریبونی که روی ایوان خانه قدیمی آمده کرده بودند، خالی مانده بود. بعد از رعد و برق نوبت به باد رسید. باد شاخههای خشک درختان را مقابل پای مجسمههای برنزی ایستاده در حیاط میانداخت و خانمی که مسئول آن بخش از نمایشگاه بود، خم میشد و شاخهها را برمیداشت. اما هنوز شاخه اول را در سطل آشغال نینداخته بود که شاخهای دیگر از آسمان فرود میآمد. رگبار که شروع به باریدن کرد و گرد و خاک داخل باغ غیر قابل تحمل شد، بالاخره بعد از مدتها تاخیر درهای گالری را باز کردند تا نمایشگاه بدون هیچ تشریفاتی افتتاح شود و تریبون روی ایوان، همان طور بیکار بماند. داخل اتاقهای خانهای که پس از بازسازی به کافه- گالری تبدیل شده است، مجموعهای از نقاشیها و مجسمههای پرویز تناولی به نمایش گذاشته شده بود. در میان این آثار هم مجسمههایی از سالهای آغاز فعالیتهای این مجسمهساز به چشم میخورد و هم آثاری که در سالهای پس از انقلاب در ایران یا خارج از ایران خلق شدند. دو مجسمه "قفس و قفل" و "قفس و قفس" که تناولی آنها را ۳۵ سال پیش از چوب و آهن و پارچه خلق کرد به ماکتهایی شبیه بودند که او بعدها بر اساس آن مجسمههای بسیاری ساخت و موضوع قفس و قفل را در آنها تکرار کرد. در بخش دیگری از نمایشگاه نیز "دست"های او به نمایش گذاشته شده بود؛ دستهای فلزی که که به هم گره خورده بودند یا اینکه با ظرافت به هم پیوند خورده بودند. در مجسمه "دست کوهکن"، دستان فرهاد کوهکن که از شخصیتهای اسطورهای مورد علاقه تناولی است، به شکل ابزاری برای کندن درآمده است. دو مجسمه از سرامیک نیز در میان مجموعه دستها به نمایش گذاشته شده بود که سال ساخت آنها ۱۳۸۰ بود. بخش دیگری از نمایشگاه به "هیچ"های معروف او اختصاص داشت. "هیچ"هایی که خلق آنها را از سالها پیش شروع کرد و هنوز هم در حیاط کارگاهی که در تهران دارد میشود آنها را دید که در گوشه و کنار پراکندهاند.
"هیچ"های برنزی کوچک این نمایشگاه یا روی پایهای یله داده بودند یا از درون قفسی به بیرون سرک میکشیدند و یا اینکه روی میزی قرار داشتند.علاوه بر مجسمههایی که تناولی در سالهای دهه ۱۳۵۰ با مظمون "هیچ" ساخته بود، دو مجسمه نیز در این نمایشگاه وجود داشت که متعلق به سال ۱۳۷۹ بود. در نمایشگاه آثار پرویز تناولی، تابلوهای نقاشی او نیز روی دیوار جای گرفته بودند. تابلوهایی که در آنها نیز همان عناصر تصویری مورد علاقه او را میتوان دید: شیرهایی که بدنشان از تزئینهای بدوی پوشیده شده است و به طرح دستبافتهای عشایر شباهت دارند، پرندهای که بر منقارش قفل زده شده است، فرهاد کوهکن و یاران شیخ صنعان. تناولی که این روزها در خارج از ایران به سر میبرد، یک روز پیش از آغاز نمایشگاه اعلام کرد: "زمانی که در تهران بودم از سوی شهرداری با من تماس گرفتند و همانجا مخالفت خود را برای برگزاری چنین نمایشگاهی از سوی ایشان اعلام کردم، چراکه این اموال و آثاری که میخواهند بهنمایش بگذارند، برای موزه خریداری شده بودند، اما بعد از مشکلاتی که پیش آمد و دادگاه رای به برگرداندن خانه داد و معامله باطل شد." از نظر او این نمایشگاه هیچ نکته مثبتی ندارد: "از سوی شهرداری برای همکاری - در ایران و کانادا - با من تماس گرفته شد و بنده با صراحت اعلام کردم که مخالفم؛ چراکه به جز صدمه حسن دیگری ندارد. این کارها لطف نسیتند، ضربهای به من، سابقه و همه کارهایی است که در طول این سالها انجام دادهام." با وجود تمام این مخالفتها، نمایشگاه آثار تناولی در باغ- موزه هنر ایرانی آغاز شد و مجتبی آقایی، مدیر امور هنرهای تجسمی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، در روز افتتاح نمایشگاه گفت: "اظهار نظر تناولی درباره مخالفتش با نمایشگاه بیشتر گلایهمندی است. در این باره ملاقاتهایی داشتیم و هماهنگیها انجام شده است." او همچنین از تلاشهای شهرداری تهران برای راه اندازی موزهای از آثار تناولی و ژازه طباطبایی خبر داد: "این رویکرد متعلق به تنها آثار تناولی نیست، بلکه ما در شهرداری درحال مذاکره با خانواده و ورثه ژازه طباطبایی نیز هستم که متعاقب راهاندازی خانه-موزهی تناولی، خانه-موزهی طباطبایی را هم ایجاد کنیم." تناولی که تحصیل هنر را از هنرستان آغاز کرده است با وجود آنکه برای ادامه تحصیل به خارج از ایران سفر کرد اما از همان ابتدا در آثار خود عناصری را به کار گرفته است که از فرهنگ عامیانه، هنرهای سنتی و حتی خرافات ریشه میگیرند. او در سالهای اخیر علاوه بر ادامه فعالیتهای هنری، در حال نگارش مجموعه کتابهایی است که به هنرهای فراموش شده ایران اختصاص دارد و موضوعهایی همچون "طلسم"، "سرمه دان" و "قفل" را شامل می شود. * نقل از طلسم؛ گرافیک سنتی ایران، پرویز تناولی، نشر بنگاه، صفحه ۳۲
|
مطالب مرتبط
رویدادهای هنرهای تجسمی 86: تلخ یا شیرین؟18 مارس، 2008 | فرهنگ و هنر
مجسمه سازی امروز ايران 19 ژوئيه، 2006 | فرهنگ و هنر
غزل های تناولی در موزه هنرهای معاصرگرينويچ 05/02/2003 | فرهنگ و هنر
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||