|
نخستین کنگره بینالمللی نویسندگان و مترجمان
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نخستین کنگره بینالمللی نویسندگان و مترجمان آثار ادبی Waltic با عنوان "ارزش کلمه"، از روز سیام ماه ژوئن به مدت سه روز در
خانه مردم (Folkets hus ) در شهر استکهلم برگزار شد.
برنامههای این کنگره که به همت "کانون نویسندگان سوئد" برپا شد، حول سه محور می چرخید: "سوادآموزی"، "گفتوگوی میان فرهنگی" و "جهان دیجیتالی و قانون کپیرایت". حدود 1000 نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، پژوهشگر و استاد دانشگاه در این برنامه حضور داشتند و بیشتر نویسندگانی که در بحثهای مختلف این کنگره شرکت داشتند از کشورهای جهان سوم و آشنا با بحران سانسور آمده بودند. "نوال السعداوی"، پژوهشگر و داستاننویس فمینیست مصری و "میا کوتو"، نویسنده مطرح آفریقایی اهل موزامبیک از سخنرانان اصلی این کنگره بودند. چهار تن از میهمانان کنگره نیز ایرانی بودند که به طرح تجربهها و دیدگاههای خود درباره سانسور، آزادی بیان و ترجمه پرداختند. "یوسف آزمون"، کارشناس زبانهای ترکی و استاد دانشگاه در قبرس، "فرزانه طاهری"، مترجم ساکن ایران که تا به امروز آثار نویسندگانی چون فرانتس کافکا، ولادیمیر ناباکوف و ریموند کارور را ترجمه کرده است، "اسماعیل حدادیان مقدم"، پژوهشگر و دانشجوی رشته ترجمه و مطالعات فرهنگی در اسپانیا و "مسعود عزیزینژاد"، مدرس دانشگاه آزاد در تویسرکان.
میا کوتو در روز نخست کنگره با اشاره به این که ادبیات و مهاجرت به انسان امروز برای رسیدن به یک جهان چند فرهنگی کمک کرده است، گفت: "ما امروز در جهانی زندگی میکنیم که علیرغم برخورد دولتها، تمام جهتهایش برای یگانگی است و نه مرزگذاری و این برای انسان های تحت فشار مایه امیدواری است". نوال السعداوی نویسندهای که در ایران برای علاقهمندان مسائل فمینیستی چهرهای شناختهشده است نیز در دومین روز کنفرانس، درباره "خلاقیت و دگراندیشی" سخن گفت. در برنامهای دیگر که گرداننده آن آقای "پییر شوری" Pierre Schoriمدیر مرکز پالمه بود، "یوسف آزمون"، "باریس پیاتروویچ" نویسنده اهل بلاروس، "تسلیمه نسرین" نویسنده اهل بنگلادش و "فرزانه طاهری" به طرح نظرات خود حول محور "آزادی بیان" پرداختند. "یوسف آزمون" با طرح این نکته که سانسور سیاسی و حزبی به شکل گستردهای در ترکمنستان وجود دارد و آزادی سخن، مطبوعات و رادیو و تلویزیون در این کشور وجود ندارد گفت: "در آنجا کنترل شدیدی نیز روی رسانههای اینترنتی وجود دارد. برای استفاده از اینترنت فرد باید به کاگب نامه بنویسد و در خواست استفاده از اینترنت کند. اگر به طریقی بتواند مجوز این کار را بگیرد، وزارت ارتباطات نام او را به یک فهرست بلندبالا برای کنترل اضافه میکند. در غیر این صورت در ترکمنستان فقط افرادی که به رژیم وفادار هستند حق بهرهبرداری از اینترنت و راهاندازی وبلاگ و سایت را دارند". "باریس پیاتروویچ" نیز در گزارشی فشرده درباره آزادی بیان در بلاروس، درباره ممنوعیت استفاده از زبانهای غیر روسی، کنترل شدید اینترنت، و سانسور شدید در کشورش توضیح داد: "فشار سانسور روی نویسندههای ما به حدی است که بسیاری از نویسندگان با این پرسش بنیادین روبه رو میشوند: نوشتن یا ننوشتن؟ زندگی بر روی زانو یا مرگ ایستاده؟ چون نوشتن برای آنها زندان و تبعید و نابسامانی به ارمغان میآورد. درصورتی که اگر ننویسند حداقل میتوانند آسودهتر باشند".
خانم تسلیمه نسرین که با حمایت مالی شورای شهر اپسالا، برای یک اقامت دو ساله در سوئد به سر میبرد، درباره تجربیات زندگی خود در هند سخن گفت و این که در کودکی، ناچار به خواندن قرآن بوده بدون این که کسی از معنای آن با او حرف بزند. وی که در سال ۱۹۹۴ برنده جایزه آزادی بیان ساخاروف شد، با اشاره به دولتهای اروپایی گفت: "شما به چین فشار میآورید و مسئله ضرورت به وجود آمدن دموکراسی در آنجا را مطرح میکنید. اما این را از هند نمیخواهید. هند به عنوان مرکز دموکراسی دنیا شناخته میشود. ولی مسئله این است که دموکراسی در این کشورها اجرا نمیشود. کاری که غرب میتواند بکند این است که از کشورهایی که با آنها روابط اقتصادی دارد بخواهد تا دموکراسی را در کشورهایشان عملی کنند و به آزادیهای فردی احترام بگذارند". "تسلیمه نسرین" از سال ۱۹۹۴ و به دنبال نگارش رمان "شرم" که اثری کفرآمیز خوانده شده، مجبور به ترک بنگلادش شد. "فرزانه طاهری"، مترجم و مدیر "بنیاد هوشنگ گلشیری" در سخنان خود به انواع مختلف سانسور در جامعه ایران از جمله سانسور رسمی، سانسور افکار عمومی و گروههای فشار، اشاره کرد و اینکه برآیند این سانسورها که در طول تاریخ، گریبانگیر نویسنده ایرانی بوده، منجر به درونی شدن سانسور در او شده است.
وی با اشاره به اینکه سانسور، نویسنده، خواننده و اندیشه را تحقیر میکند گفت: "هستند نویسندگانی که در برابر سانسور مقاومت میکنند. برخی برای کشوی میزشان مینویسند و برخی دیگر فقط کارشان را در طیف کوچکی از دوستان و بستگانشان عرضه میکنند." " برخی از نویسندهها نیز وقتی با سانسور روبهرو میشوند کارشان را در رسانههای اینترنتی و یا در خارج از کشور منتشر میکنند اما با وجود این مقاومتها هستند کسانی که سانسور خلاقیت کارشان را از بین میبرد و نیز کسانی که سانسور سبک کارشان را تغییر می دهد و آنان را به مسیر دیگری از جمله پیچیدهنویسی و یافتن شگردهای ادبیای میاندازد تا بلکه بتوانند از آن طریق سانسور را دور بزنند". به عقیده این مترجم، وجوه مختلف سانسور در ایران، جنبههای مختلف زندگی و واقعیت را در ادبیات ایران تنگ کرده است. از سوی دیگر شرایط اجتماعی و محدودیتهای موجود، موجب فقر تجربه در نویسندگان امروز شده است که تاثیر بیچون و چرای خود را بر ادبیات ایران گذاشته و میگذارد. در جلسهای دیگر، "اسماعیل حدادیان مقدم"، در برنامهای دیگر با عنوان "ذبیح الله منصوری؛ ترجمه یا شبه ترجمه"، آثار این مترجم را به عنوان نوعی از ترجمههای موجود مورد بحث قرار داد. او گفت: "این مترجم در کارهایش با معیارهایی غیر از آنچه در مطالعات ترجمه مطرح است کار کرده. به کارهای او میشود بیشتر به عنوان شبه ترجمه نگاه کرد. در واقع مرز بین ترجمه و شبه ترجمه در کارهای او دقیق نیست. در ایران کارهای او را گاه تالیف و ترجمه، ترجمه آزاد و گاه اقتباس آزاد می خوانند. این نظرها دور از واقعیت هستند و خوب است اگر به عنوان نمونهای از ترجمههای موجود مورد بررسی قرار بگیرد".
"مسعود عزیزینژاد" نیز در جلسهای درباره تدریس ترجمه در ایران سخن گفت و اینکه اکثر مترجمهای ایرانی به تئوری ترجمه اهمیت چندانی چندانی نمیدهند. در صورتی که یکی از وجوه ترجمه، تسلط بر زبان مورد ترجمه است و نکته دیگر توجه به تئوری ترجمه است. بیتوجهی به این نکته تا آنجا پیش رفته که تدریس ترجمه در ایران محدود به زبانآموزی شده است. یکی از نکاتی که توسط سخنرانان مورد تاکید قرار گرفت، وارد ساختن فشار بینالمللی از طریق افکار عمومی به دولتهای ناقض حقوق بشر بود، اما در نخستین کنگره بینالمللی نویسندگان و مترجمان آثار ادبی در خانه مردم به این ضرورت توجه چندانی نشده بود. در این کنگره نویسندگان، روزنامهنگاران، دانشجویان و استادن دانشگاه حضور داشتند که از قبل ثبت نام کرده بودند و میتوانستند از برنامههای آن به طور رایگان استفاده کنند. مردم عادی اما برای استفاده از برنامههای خانه مردم باید بلیت تهیه میکردند. قیمت بالای بلیت برنامهها باعث شد که علیرغم اهمیت کنگره، چندان استقبال عمومی از برنامههای آن نشود. در صورتی که از برنامههای رایگان و حاشیهای کنگره در "کتابخانه مرکزی" و "خانه فرهنگ" استقبال بیشتری از سوی عموم مردم شد. |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||