|
نگاهی به نمایش حسن و دیو راه باریک پشت
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نمایش حسن و دیوِ راهِ باریکِ پشتِ کوه یک نمایش شادی آور موسیقایی است که اجرای آن از اواخر فروردین 87 در سالن قشقایی مجموعه
تئاتر شهر آغاز شده است و تا پایان اردیبهشت ماه ادامه دارد.
این نمایشنامه با توجه به شخصیت های آشنای افسانه های ایرانی نوشته شده ولی نگاهی نو به این افسانه ها و شخصیت ها دارد. بنا بر نوشته بروشور نمایش، نسخه اولیه این نمایش به عروسکهای غروب در دیاری غریب نوشته بهرام بیضایی و پلنگِ ماه پلنگ نوشته بیژن مفید تقدیم شده است. به همین منظور در اجرای روز 17 اردیبهشت ماه بهمن مفید، هنگامه مفید و دیگر اعضای خانواده هنری مفید میهمان این نمایش بودند. نویسندگی، کارگردانی، طراحی و موسیقی این نمایش کار افشین هاشمی است و بازیگران، خوانندگان و نوازندگان آن هدایت هاشمی، علیرضا ناصحی، میثم یوسفی، افشین هاشمی و ستاره امینیان هستند. حسن شبی چهل گیس را درخواب می بیند و این برای او غیر قابل باور است؛ چون مدتی است در آن دیار کسی خواب نمی بیند. حسن به چهل گیس دل می بندد و برای رسیدن و نجات او به راه می افتد، تا دیو را پیدا کند و فرشته خواب را نجات دهد.
شاه دیار جلوی او را می گیرد و به او می گوید که در آن دیار نمی شود که هرکسی خوابی ببیند و حسن را بر حذر می کند تا با دیوِ راهِ باریکِ پشتِ کوه نبرد کند. حسن اعتنایی نمی کند و به راه خودش ادامه می دهد تا دیو را بیابد. در سر راه خویش به پیرمرد خوابگویی می رسد. پیرمرد به او می گوید تا مردم خواب نبینند نمی توانند به سرزمین رویاها برسند. از لای کتاب گل سرخی به او می دهد. با بو کردن گل سرخ راه سرزمین رویاها باز می شود. حسن بر سرراه خود به کشاورز خراسانی، معمارکُرد و ماهیگیر جنوبی می رسد و هرکدام از آنها رازی را با حسن در میان می گذارند. کشاورز به او دسته ای از خوشه های گندم می دهد که با بوییدن آن به زندگی فکرکند. معمار به او کتابی می دهد و توصیه می کند که به برگ رو توجه نکند که زیر هربرگی برگ دیگر است و ماهیگیر جنوبی یک نی به او می دهد و می گوید که جفت آن را از دیو بگیرد و در آن بدمد تا نیزارها جان بگیرند.
در میان ملاقات با آن سه تن با سه دیو روبرو می شوند که آنها به حسن دشنه و تبر و چماق برای نبرد با دیو راهِ باریکِ پشتِ کوه می دهند، ولی حسن آنها را نمی پذیرد، چون بدون خونریزی می خواهد به مقصود برسد. حسن وقتی به راهِ باریکِ پشتِ کوه می رسد، دیوی را می بیند که نشسته ساز می زند و در غم عشق فرشته خواب می سوزد. کتابی که معمار به او داده است او را متوجه می کند که نشانی اشتباه به او داده اند، که یا او دیو را بکشد و بعد سر خودش را برباد دهند و یا دیو او را بکشد که هیچ وقت نتواند به فرشته خواب برسد. نمایش حسن و دیوِ راهِ باریکِ پشتِ کوه برمبنای روش های اجرایی نمایش ایرانی مانند صحنه گرد تعزیه و معرکه گیری، خیمه شب بازی و سایه بازی داستان خود را پیش می برد. صحنه و پشت صحنه در برابر دیدگان تماشاچی قرار دارد. این تلفیق اجرایی موجز و امروزی انجام شده است و زمان نمایش در اندازه ای است که تشنگی دیدن را برای تماشاچی باقی می گذارد.
ملودرام کمرنگ موجود در دل داستان، در دنیای امروز که رویاها فراموش شدند، کمک می کند که تماشاچی در زمان نمایش به آن چیزی که زندگی معاصر از او دریغ کرده است، اندیشه کند. در بخش های مختلف نمایش مانند ورود تماشاگران، گفت وگوی حسن وچهل گیس، تنهایی حسن، گفت وگوی حسن وپیرمرد خوابگو، گفت و گوی حسن ودیو و سفر بازگشت حسن و دیو از قطعات موسیقی اصیل و مقامی و فولکور ایرانی در بخش های مختلف نمایش استفاده شده است. رنگ دشتی روایت علی اصغر بهاری، تصنیف گلنار ساخته مجید وفادار، موسیقی مقامی خراسانی، تصنیف های معروف کردی، شروه خوانی بوشهری، آواهای مورد استفاده در تعزیه، تصنیف قدیمی چهره به چهره و قطعه در قفس ابوالحسن صبا از آن جمله اند. نمایش حسن و دیوِ راهِ باریکِ پشتِ کوه پیش از اجرای عمومی در شهریور ماه 1386 در سیزدهمین جشنواره بین المللی نمایش های سنتی آئینی؛ در بهمن ماه 1386 در بیست و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر ودر آوریل 2008 در جشنواره بهار ایرانی در پاریس اجرا شده است. |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||