16:05 گرينويچ - سه شنبه 18 دسامبر 2007 - 27 آذر 1386
نازنین معتمدی
عکس ها از علیرضا واصفی
سال گذشته در چنین روزهایی دستان ایرج زند، نقاش و مجسمه ساز، برای همیشه قدرت نگاه داشتن قلم نقاشی و خلق مجسمه های مدرن را از دست داد.
خانواده، دوستان و شاگردانش، شنبه ۲۴ آذر در خانه هنرمندان گرد هم آمده بودند تا در اولین سالگرد فوت او در کنار هم باشند.
سالن ناصری پر بود از جوانانی که برخی، شاگردان ایرج زند بودند و برخی دیگر از علاقمندان آثار او.
ایرج زند که عضو هیات مدیره انجمن نقاشان ایران بود، از سال ۱۳۶۴ در دانشگاه های هنری ایران تدریس می کرد. دیواره نگاره های کلیسای سنت ماری اوینیون فرانسه، نمازخانه پل در شاتل، متروی تهران و سازمان گسترش و نوسازی برخی از آثار هنری است که از خود به جای گذاشته است.
اولین سخنران، محمد ابراهیم جعفری از استادان و دوستان نزدیک ایرج زند بود. وی اعتقاد داشت که "سایه ایرج زند همیشه از خودش بلندتر بود و انگار همیشه در غروب یا در طلوع زندگی می کرد؛ یا در نهایت شادی بود یا خیلی تشویش داشت. او همیشه در سفر بود و عاشق سفر."
آقای جعفری گفت: یکی از شعرهایی که من سروده بودم را خیلی دوست داشت و آن را به دیوار آتلیه اش زده بود:
در سفر هر کس به مقصد می رسد، می ایستد
من سفر را دوست دارم، مقصد من رفتن است
سپس حسین علی ذابحی، ایرج اسکندری و محمدابراهیم جعفری گپی صمیمانه، درباره ایرج و نحوه زندگی و نحوه آشنایی شان با او را آغاز کردند.
حسین علی ذابحی که صمیمی ترین دوست ایرج زند بود، گفت: ایرج زند رشته نقاشی را در دانشکده هنر تهران ول کرد و به هند رفت. کمتر از یک ماه نگذشته بود که گفت در هند چیزهایی دیدم که دیوانه شدم و به فرانسه نزد من آمد. بعد از گذراندن دوره آموزشی زبان فرانسه او هم در مدرسه عالی هنرهای زیبای بوزار پاریس ثبت نام کرد و به این ترتیب از آن به بعد رسما همیشه با هم بودیم.
او ادامه داد: ایرج زند با تخیل "نیما"یی و حالتی شاعرانه و شاعرمآبانه به پاریس آمده بود. یک روز بسیار ناراحت بود و به من گفت که استادش بافت هایی از کارهای او که چیزی در آنها نیست را خوب ارزیابی می کند و هیچ توجهی به فیگورها و بقیه طراحی های من نمی کند. من که دو سه سالی از او بالاتر بودم، گفتم که خوب ما هم آمدیم اینجا تا زیبایی تجسمی را از دید اینها یاد بگیریم. بعد، روزی به من زنگ زد و گفت که بیا برویم به یک قبرستان و غروب را در آنجا مشاهده کنیم. وقتی به آنجا رسیدیم و حس آن فضا را لمس کردم، فهمیدم که دیگر کم کم نگاه تجسمی دارد در او زنده می شود.
آقای ذابحی گفت: سال ۱۳۶۴ زند به ایران آمد و از او دلیل بازگشتش را پرسیدم. گفت یک دوست فرانسوی داشتم که به من گفت اگر در فرانسه ۵۰ سال هم بمانی، به تو به عنوان یک کارگر مهاجر نگاه می کنند، برگرد به مملکت خودت و این جمله روی ایرج خیلی تاثیر گذاشته بود.
سپس ایرج اسکندری سال ۱۳۵۳ را به یاد آورد: زمانی که قرار بود نمایشی از اسلایدهای سفر ایرج زند به هند، نپال، پاکستان و بنگلادش را در دانشکده تزیینی (دانشکده هنر امروز) نشان دهند. سال بعدش ایرج دانشکده را ول کرد و به پاریس رفت و بقیه دوستی ما هم در پاریس شکل گرفت.
وی افزود: همیشه یا در سفر بود و در طبیعت یا دوست داشت آتلیه ای داشته باشد در طبیعت که همین طور هم شد. آخرین آتلیه او، رو به رودخانه درکه بود و دور از دغدغه ها و مشخصه های شهرنشینی. او را که می دیدم یاد سیذارتا می افتادم که از صدای باد و جریان آب می آموخت.
در انتها، محمدابراهیم جعفری گفت: امشب بیشتر در مورد زندگی ایرج زند صحبت کردیم چرا که به جرات می توان گفت از درون و عمق زندگی نقاشان ایرانی هیچ نوشته ای در دست نیست؛ از کمال الدین بهزاد، رضا عباسی، وزیری مقدم و ....
در پایان، شرکت کنندگان به دیدار از "نمایشگاه پاییزی انجمن هنرمندان نقاش ایران" دعوت شدند که در نگارخانه ممیز (خانه هنرمندان) برگزار شده بود و آثاری هم از ایرج زند، ایرج اسکندری، محمدابراهیم جعفری و حسین علی ذابحی بعلاوه چندین هنرمند دیگر در بر داشت.
بر ورودی نمایشگاه نوشته اند: "گردهم شده اند، جمع می شوند، جمعشان میآورند، به يادی، بهگراميداشتی برای حضوری كه ديگر حاضر نيست، برای چرخش يادی و خاطره ای با تاريخی كه خود به ديگرانی به يادی، خاطره ای، حضوری بدل می شود و اين چنين حضور او را مكدر می كنيم، در پايان سالی كه در ميانمان نيست."
گفتنی است که صبح روز برگزاری مراسم بزرگداشت، اثر حجمی ایرج زند با عنوان "بوته و مرد" که وی به موزه هنرهای دینی امام علی اهدا کرده بود، با حضور خانواده و جمعی از دوستان او، رونمایی شد. اثر حجمی مذکور ترکیبی از درخت و فیگور انسان از جنس ورق آهن است.
ایرج زند، نقاش و مجسمهساز، شاگرد مستقیم محسن وزیریمقدم ـ قدیمی ترین مدرنیسم ایرانی ـ در دوره های هنرستان و دانشگاه تهران بوده است. او سپس برای ادامه تحصیل به دانشكده هنرهای زیبای پاریس رفت و ظرف 20 سال گذشته نمایشگاههای متعددی از آثار نقاشی و حجم خود برگزار کرد.
این هنرمند، متولد ۱۳۲۹ در تهران و فارغ التحصیل مدرسه عالی هنرهای زیبای بوزار پاریس بود. وی در سال ۱۳۶۰ از همین مدرسه فارغ التحصیل شد. از سال ۱۳۶۴ که به ایران بازگشت، بیش از ۱۵۰ نمایشگاه انفرادی از آثارش را برپا کرد و در بیش از ۳۵ نمایشگاه گروهی در ایران، فرانسه، آلمان، کویت و پرتغال آثار مجسمه و نقاشیاش را به تماشا گذاشت. ایرج زند در سن ۵۴ سالگی به علت ابتلا به سرطان معده، دار فانی را وداع گفت.