http://www.bbcpersian.com

16:12 گرينويچ - شنبه 27 اکتبر 2007 - 05 آبان 1386

لادن پارسی

نکوداشت مارکو گریگوریان در خانه هنرمندان

مراسم نکوداشت مارکو گریگوریان، هنرمند پیشرو و نوگرای معاصر ایران که در شهریور ماه گذشته در ارمنستان درگذشت، با حضور جمعی از علاقمندان و نقاشان و گالری داران در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد.

مراسم با نمایش اسلایدهایی از آثار مارکو آغاز شد، سپس ژانت لازاریان در باره مجموعه ای که مارکو به قصد ایجاد موزه به ارمنستان بخشیده صحبت کرد و بعد احمد میر احسان محقق، آیدین آغداشلو هنرمند برجسته معاصر و سپس آریاسب دادبه استاد تاریخ هنر و عباس مشهدی زاده سخن گفتند.

ژانت لازاریان که مسئول آثار مارکو است، طی سخنانی گفت مارکو پانزده سال پیش، پس از استقلال ارمنستان مجموعه آثار خود و کلکسیون شخصی اش را به دولت ارمنستان بخشید تا در موزه ای نگهداری شود.

به گفته خانم لازاریان او و مارکو به دیدار سه وزیر فرهنگ در سه دولت مختلف ارمنستان رفتند، قول مساعد شنیدند، ولی عملی در جهت حفظ آثار و مجموعه مارکو به عمل نیامد. این اشیاء و آثار در حال حاضر به امانت در اختیار دانشکده ادبیات ارمنستان قرار دارد.

در پایان خانم لازاریان از توماری سخن گفت و تقاضاکرد حاضران با امضای تومار خطاب به دولت ارمنستان خواستار تاسیس موزه برای این آثار شوند.

آوانگاردیسم و جن زدگی

سخنران بعدی احمد میراحسان محقق بود که موضوع سخنرانی مفصل و ناتمامش آوانگاردیسم و جن زدگی بود.

او با این پرسش سخنانش را آغاز کرد که آوانگاردیسم یعنی چه و چه روابطی بین آوانگاردیسم و تجربه مدرنیته وجود دارد.

وی در باره چگونگی ورود آوانگاردیسم به ایران گفت در اینجا ما با موضوع اختلاط دوره بندی و روی هم افتادگی آوانگاردیسم مواجه می شویم و در دیگ جوشان سیاست و تحولات فرهنگی دوره مشروطه شاهدیم که پدیده آوانگارد چگونه هم وارد سیاست و هم وارد هنر می شود.

به نظر آقای میراحسان رابطه آوانگاردیسم ایران و غرب قابل بررسی است و مبحث مهمی که باید به آن توجه شود موضوع رابطه قدرت و آوانگاردیسم است.

به دلیل اتمام وقت سخنرانی آقای میراحسان ناتمام ماند و فقط اشاره شد که اول بار مارکس در سخنرانی ۱۸۵۴ در لندن در باره انقلاب ۱۸۴۸ فرانسه از لغت جن زدگی استفاده کرد.

جان بیقرار مارکو

پس از آن آیدین آغداشلو طی سخنانی گفت: "نگه داشتن معنا مهم ترین کاری است که من و امثال من می توانیم انجام دهیم. چندان جفا می شود در حق بزرگانی که دین آنها بر عهده و گردن فرهنگ معاصر است، آنقدر کم شناخته می شوند و آنقدر کم در باره شان صحبت می شود که می توان گفت هنوز یک از صد در باره مارکو گفته نشده است."

"آدم هایی هستند که به این جهان می آیند تا معنایی را در جهان عوض کنند یا معنایی را به جهان بیفزایند."

به گفته آیدین آغداشلو، مارکو از این قبیله بود. "او در طول زندگیش بی تاب بود انگار هیچ چیز قانع و راضیش نمی کرد. من درسال ۱۳۵۵ در مصاحبه ای مارکو را هنرمند بیقرار نامیدم."

"نگاهش به اطرافش و هر چیزی که می دید و هر چیزی که برایش جذاب بود و او را در می گرفت از همین بیقراری می آمد. اما این بیقراری به نوع و نمونه ای نبود که بخشی یا عنصری را به ثمر نرسیده، رها کند. نه. او در دوره بسیار کوتاهی اگر توجه و عنایتی می کرد به شگفتی می آمد از عنصری یا ماده ای یا روشی آن را در حد عالی خود اجرا می کرد."

"این بیقراری در زندگیش منتشر بود. مجموعه دار شد، فیلم بازی کرد، گالری دار شد، علاقمند شد به جمع کردن آثار آرشیل گورگی . هر دوره ای از عمرش با عمق و با معنا و آثار کافی و شگفت انگیز همراه بود. اما از نظر کاری از هر جنبه به پاراجانیان ( سرگی پارجانف ) شبیه بود. هنرمندی که در حوزه قفقاز کار کرد و فیلم های ماندگار و شگفت انگیزی ساخت و مثل مارکو علاقه داشت آثار قدیمی را جمع کند. او هم در فیلم هایش با سنت مواجه می شد. او هم ذهن درخشان و پویایی داشت. مجموعه اش یک موزه شد و فیلم هایی که از خود باقی گذاشت اسباب آبروی شوروی آن زمان بود. او هم سخت زندگی کرد و جفا دید . او هم آرام و قرار نداشت."

آریاسب دادبه استاد تاریخ هنر در سخنرانی خود تاریخچه هم پیمانی و همدلی ارامنه با ایرانیان را از دوره هخامنشی به بعد برشمرد و از هنرمندان و صنعتگران ارمنی در صد سال گذشته تک به تک یاد کرد.

عباس مشهدی زاده نقاش و معمار هم در سخنانی کوتاه پیشنهاد رضا بانگیز را مطرح کرد که افرادی با هزینه شخصی ولی با هم به ارمنستان بروند وتقاضای ساخت موزه بکنند. او از هنرمندان جریان ساز نام برد و گفت مارکو مانند کمال الملک در هنر، جریان ساز بود.

مارکو گریگوریان در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای ارمنی در روسیه متولد شد. خانواده او در ۱۹۳۰ به ایران مهاجرت کردند و در تبریز ساکن شدند. مارکو در آبادان، اصفهان و کالج آمریکایی های تهران درس خواند و نقاشی را در مدرسه کمال الملک تحصیل کرد و بعد به ایتالیا و مدرسه هنرهای زیبای رم رفت.

حسین زنده رودی و فرامرز پیل آرام از شاگردان مارکو بودند. آثار مارکو در موزه های هنرهای مدرن نیویورک، موزه هنرهای معاصر تهران، موزه هنرهای معاصر کرمان، موزه ملی ارمنستان، موزه هنرهای مدرن ارمنستان، مجموعه بانک مرکزی نیکوزیا در قبرس و نزد مجموعه دارها نگهداری می شود. او در سال ۱۳۵۷ به نیویورک مهاجرت کرد.

مارکو گریگوریان در پنجم شهریور گذشته در ۸۲ سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت و در قطعه هنرمندان ارمنستان در کنار پاراجانف و ویلیام سارویان آرام گرفت.