|
کیارستمی به پرسش های موافقان و مخالفانش پاسخ گفت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سومین روز برگزاری جشنواره بین المللی "سینما حقیقت" که جشنواره ای است درباره سینمای مستند، یکی از شلوغ ترین روزهای جشنواره بود. علت این ازدحام چیزی نبود جز حضور عباس کیارستمی فیلمساز صاحب نام ایرانی با فیلم "abc آفریقا". قرار بود فیلم در یکی از سالن های فرعی سینما فلسطین اکران شود اما استقبال به حدی بود که سالن اصلی سینما را به نمایش فیلم کیارستمی و نشست پرسش و پاسخ با او اختصاص دادند و سالن اصلی نیز نه تنها جای نشستن نداشت که دور تا دور سالن را نیز جمعیت گرفته بود و ایستاده و نشسته روی زمین در این برنامه حضور پیدا کرده بودند. برنامه با نمایش بخش هایی از مستند "روزی روزگاری در مراکش" آغاز شد که در آن اسکورسیزی درباره سینمای کیارستمی حرف می زند و بعد نوبت به نمایش فیلم رسید، فیلمی که در ایران از آن استقبال چندانی نشده است. این فیلم که در سال 2001 ساخته شده حاصل سفر کیارستمی و گروهی از همراهانش به اوگاندا است. این گروه برای پیش تولید فیلمی درباره ایدز به سفارش یونسکو به اوگاندا سفر کرده بودند، اما از راش هایی (صحنه ادیت نشده فیلم) که در این سفر گرفته بودند تا پس از بررسی های لازم محل های مناسب انتخاب شود، فیلمی ساخته شد با نام "abc آفریقا". این فیلم در بخش "آفريقا: زيبايی و درد" جشنواره "سينما حقيقت" نمايش داده شد، بخشی که در آن از جمله فیلم هایی از کشورهای آمريكا، تركيه، بلژيک و كانادا حضور دارند. عباس کیارستمی پس از نمایش فیلم به همراه احمد میراحسان، منتقد و مجری نشست، در جایگاه قرار گرفت و به پرسش های حاضران پاسخ گفت. در میان حاضران در نشست حدود 40 مهمان خارجی جشنواره نیز حضور داشتند و به خاطر حضور آنان مترجمی نیز در جایگاه قرار گرفته بود و بخش هایی از نشست را به انگلیسی بر می گرداند. مدح شبیه به ذم نشست با پرسش یکی از مخالفان کیارستمی آغاز شد که از او خواسته بود توضیح بدهد که چه توطئه ای در کار است که علیرغم به گفته وی "بی اعتنایی" ایرانیان به فیلم های کیارستمی و خود شخص وی، در جهان این همه از فیلم های او استقبال می شود و موزه های معتبر دنیا برایش مراسم بزرگداشت می گیرند. کیارستمی در اصل این که نامه به مخالفانش تعلق داشته باشد، تردید کرد و احتمال داد که پرسش را یک موافق کارهایش نوشته باشد که در آن طنزی هوشمندانه به کار رفته است، به عبارت دیگر کیارستمی معتقد بود که این کار مدح شبیه به ذم است. او در بخش دیگری از پاسخ به همین پرسش گفت: بعد از نقدهایی که درباره فیلمهایم خواندم فهمیدم که من دشمنی ندارم، بلکه نحوه نگاه کردن ما به سینما با هم فرق میکند. مخالفان سینمای من حق دارند که این فیلمها را نپسندند وگرنه من هیچ گرفتاری و مشکلی با مخالفان فیلمهای خودم ندارم و فکر میکنم مخالفتها با من نیست، با فیلمهای من است. سینمای دیجیتال فیلم سازی با دوربین دیجیتال یکی از موضوع هایی است که کیارستمی چه بخواهد و چه نخواهد باید همیشه درباره اش بحث کند و این نشست هم از این نظر مستثنا نبود.
از او درباره چگونگی دست یافتن به این سادگی در فیلم هایش پرسیدند و او پاسخ داد: فکر نکنید سادگی، کاری خیلی ساده است. برای سادگی باید از پیچیدگی های زیادی بگذریم و برای ما ساده نیست که پیچیده نباشیم. "من همیشه به فیلمسازهای ایرانی گفتهام که شما بهترین شانس را برای فیلمسازی دارید. نداشتن امکانات یکی از بهترین شانس های ماست. هر اتفاقی مثل جنگ، زلزله، سیل و ... میافتد شانس فیلمسازی ماست. برای من به عنوان یک شهروند زندگی در ایران خیلی سخت است، اما به عنوان فیلمساز ایران برایم بهشت است. در اینجا هزاران موضوع برای فیلم ساختن و عکاسی کردن وجود دارد. اگر من عکاسی سوئیسی بودم نمیدانستم از چه چیزی در کشورم عکس بگیرم! ما در اینجا با وجود تمام محدودیتهایی که میدانیم، تعدد موضوع داریم و اگر ساده نگاه کنید، میتوانید ساده هم فیلم بسازید. بسیاری از فیلمهای دنیا، ساده و کمهزینه هستند. پس فکر نکنید فقط من فرمول خاصی بلدم." چگونگی ساخته شدن این فیلم هم سوال دیگری بود که به گونه های مختلف تکرار شده بود و به موضوع سینمای دیجیتال ربط پیدا می کرد. کیارستمی در این باره گفت: "باید بگویم که این فیلم قرار نبود این طور ساخته شود. من و گروهم رفته بودیم آنجا را فقط ببینیم چون قرار بود فیلمی درباره ایدز و قربانیانش به سفارش یونسکو بسازیم. من دو جا این شانس را پیدا کردم که بدون برنامهریزی فیلم بسازم. کلوزآپ و همین فیلم. موقع فیلمبرداری دوربین برای من مثل قلم بود. چون رفته بودیم آنجا تحقیق کنیم، نه فیلم بسازیم. این فیلم این شانس را دارد که از میزانسنهای پیچیده و قراردادی جدا شود." "همیشه میگویند در فیلمبرداری اگر دوربین چند سانتیمتر تکان بخورد پایه پروژکتوری، میکروفنی چیزی داخل کادر میآید، اما در این فیلم دوربین می تواند ۳۶۰ درجه بچرخد و هیچ چیز غریبه ای در کادر نباشد. این هم به این خاطر بود که ما نمی دانستیم که بعدها این فیلم را میسازیم." دفاع متهم ردیف اول از سینمای جشنواره ای بحث سینمای جشنواره ای از همان سوال اول باز شده بود، اما در میان سوال های بعدی هم این موضوع مشتاقان زیادی داشت، هم منتقدانی داشت و هم موافقانی.
وقتی یکی از پرسش کنندگان او را متهم کرد که به سینمای بدنه ضربه وارد می کند باب این بحث بازتر شد و کیارستمی در جوابش هم از ضرورت سینمای جشنواره ای گفت و هم از سینمای جشنواره ای که به قول خودش متهم ردیف اولش هست، دفاع کرد: "اگر سینمای بدنه وجود نداشت، اصلا سینمای جشنوارهای نمیتوانست خلق شود. سینمای بدنه نانخور دارد. از کنار آن زندگی خیلیها میچرخد پس با بیاحترامی نمیتوان با آن برخورد کرد. مردم به سرگرمی احتیاج دارند و سینمای بدنه این را تامین می کند. سینمای جشنوارهای را هم باید تعریف کرد. من به عنوان متهم ردیف اول میدانم که در جشنوارههای جهانی فیلمهایی را انتخاب میکنند که توفیق عمومی ندارند و احتیاج به کمک دارند. جشنوارهها از سینمایی متفاوت با بدنه حمایت میکنند، چه سوءاستفادهای ممکن است از سینمای بدنهای بشود و سینمای جشنواره ای چه مشکلی میتواند برای بدنه ایجاد بکند؟" او به موضوع دیگری نیز اشاره کرد که حکایت از تفاوت نگاه داشت. او گلایه یک نفر را بازگو کرد که گفته بود تا می خواهیم تصویر ثابت، یکسان و یک طرفه ای از ایران داشته باشیم و به آن عادت کنیم تو با چند تا عکس شیک سیاه و سفید می آیی و تصور ما را به هم می زنی. حرف آخر کیارستمی درباره مخالفت با سینمای جشنواره ای هم این بود: "اینها از کوته نظری است. مجموع فیلمهای جشنواره ای را نگاه کنید. مجموعه این فیلم ها در سال به اندازه یک فیلم هزینه ندارد. من از جاهایی که به سینما کمک می کنند فقط فارابی را می شناسم و جاهای دیگر هم اگر هست نمی شناسم، اما یک ریال هم از فارابی کمک نگرفته ام. ما خرجی برای مملکت نداریم. اگر هم نقشی داشتهایم، سود رساندهایم. من همینجا اعلام میکنم که حتی یکریال بدهی به سینمای ایران ندارم." دو شیوه مستند سازی وقتی بحث از پژوهش درباره مستند سازی به میان آمد و این را یکی از پرسش کنندگان پرسید، کیارستمی از دو شیوه در مستند گفت، شیوه ای که مبتنی بر پژوهش است و چون کارگردان با شیوه های پژوهش آشنایی ندارد باید یک تیم ورزیده و محقق را برای این کار تعیین کند که مشلات زیادی دارد و یکی از مسائلش دخالت در موضوع است و دیگری شیوه ای که خودش آن را انجام داده و دوربین به دست گرفته و بدون برنامه ریزی به سراغ موضوع رفته است. او از ایرادهای هر دو روش هم گفت اما روش دوم را ترجیح داد، "زیرا در این صورت ذهن ما و عقاید ما در فیلم داخل نمیشود." 'رونوشت برابر اصل' "رونوشت برابر اصل" برای دوستداران سینمای کیارستمی در ایران یک اتفاق بزرگ تلقی می شود. حضور چهره ای اسکاری هم چون ژولیت بینوش، در این فیلم طبیعی بودکه این فیلم را به موضوع سوالات بدل کند و این هم جواب کیارستمی: "ده سالی بود که خانم بینوش اظهار علاقه میکرد که در فیلمهای من بازی کند و من مدام امروز و فردا میکردم چون داستان و ایدهای نداشتم. ده سال طول کشید تا من روزی قصهای را برای خانم بینوش تعریف کردم و ایشان هم از آن بسیار تعریف کرد و اصرار که آن را بسازم. تا پریروز هم بازیگر مرد فیلم را پیدا نکرده بودیم تا اینکه مردی فرانسوی پیدا شد و قرار است بهار امسال در ایتالیا فیلمبرداری را شروع کنیم. که امیدوارم بتوانیم در ایران هم این فیلم را نمایش بدهیم." گله های همیشگی کیارستمی برای چند سال در برنامه های داخلی حضوری نداشت، اما مدتی است که به صحنه داخلی بازگشته و حتی چند کارگاه نیز برگزار کرده است. در این نشست طبیعی بود که بخشی از بحث ها هم به این موضوع اختصاص پیدا کند. او با این که گفت "دوست ندارم از هر فرصتی پیش می آید گله و انتقاد کنم"، اما نتوانست گلایه اش را از شرکت فرش مطرح نکند. یکی از کارگاه های او در ایران فیلمسازی درباره فرش بود که با تغییرات بعد از دولت نهم متوقف شده است. او گفت که هنرجویانش 80 فیلم درباره فرش ساخته اند، اما مدیران شرکت فرش علیرغم دعوت حتی حاضر نشده اند برای تماشای فیلم ها بیایند. او هم چنین اظهار تاسف کرد که ایران تنها کشوری است که او مجبور است از هنرجویان کارگاه هایش پول بگیرد و اظهار امیدواری کرد شرایطی پیدا شود و اسپانسرهایی پیدا شوند که امکان برگزاری کارگاه های رایگان در ایران نیز فراهم شود. |
مطالب مرتبط نمايشگاه آثار کيارستمی در بارسلون11 فوريه، 2006 | فرهنگ و هنر جايزه هنری لانگلوا برای عباس کيارستمی24 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر اهدای يوزپلنگ طلايی افتخاری به عباس کيارستمی08 اوت، 2005 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||