http://www.bbcpersian.com

13:09 گرينويچ - يکشنبه 26 اوت 2007 - 04 شهریور 1386

محمد عبدی
از ادینبورگ

جشن بیکران، گزارشی از جشنواره هنری ادینبورگ

شهر زیبای ادینبورگ در شمال اسکاتلند، طبق سنت هر ساله در ماه اوت میزبان صدها تئاتر، باله، اپرا، کنسرت، فیلم ، کتاب و آثارتجسمی از سراسر دنیاست تا به قولی بزرگ ترین جشن هنری جهان را رقم بزند.

جشنواره بین المللی ادینبورگ، از دهم اوت آغاز شده و تا دوم سپتامبر میزبان مهمانان خود از سراسر جهان است، تا در شب پایانی با یکی از بزرگ ترین آتش بازی های اروپا به کار خود پایان دهد.

شاید در روز یکشنبه، ۲۴ اوت ۱۹۴۷ که اولین دوره جشنواره بین المللی ادینبورگ برای فراموش کردن خرابی های جنگ دوم جهانی آغاز به کار کرد، کسی گمان نمی برد که روزگاری این شهر بخاطر این جشنواره، شهره خاص و عام شود و توریست های زیادی را از سراسر اروپا میزبانی کند.

امسال هم به مانند هر سال، شهر حال و هوای هنری خاص خودش را دارد. در هر ساعتی از شبانه روز می توان هزاران نفر را در سطح شهر دید که یا از سالن های اصلی جشنواره بیرون می آیند یا شاهد نمایش های خیابانی هستند که جوانان پر شر و شوری که هنوز هنرشان در بخش های رسمی جشنواره جایی ندارد، در گوشه ای از خیابان اصلی اجرا می کنند.

"های استریت" ادینبورگ، با انبوه نمایش های خیابانی، خود به بخش حاشیه ای مهمی در طول جشنواره بدل شده است.

فکر نمی کنم در هیچ نقطه ای از دنیا بجز ادینبورگ در ماه اوت، بتوان از صبح تا نیمه های شب- و گاه حتی تا صبح روز بعد به تماشای کنسرت، تئاتر، فیلم، باله و اپرا نشست.

علاوه بر جشنواره هنری اصلی که "جشنواره بین المللی" نام دارد، جشنواره های دیگری هم به طور جداگانه با موضوعات مانند فیلم،کتاب،هنرهای تجسمی،موسیقی جاز و بلوز وجشن نظامی خالکوبی برگزار می شود.

در بخش جنبی(fringe) نیز صدها نمایش و کنسرت جداگانه در سالن های مختلف شهر برپاست، همه چیز برای یک جشن بیکران مهیاست.

خداحافظ ایران

جشنواره بین المللی ادینبورگ، برای چندین سال، به هنر ایران علاقه نشان داد. تئاتر تجربی ایران، طی دوره هایی، حضور ممتد و قابل توجهی در فستیوال داشت و این نوع آثار، با غرابت و تازگی شان توجه مخاطبان مختلف را به خود جلب کردند.

اما سال گذشته و امسال، ظاهراً سال خداحافظی فستیوال ها با هنر ایرانی است. هیچ اثری از ایران در جشنواره حضور ندارد و هیچ هنرمند ایرانی هم میهمان آن نیست.

اما ظاهراً ورق سنت حضور هنر ایران در جشنواره ها به سمت حضور ایرانی های مهاجر یا رشد کرده در خارج کشور برگشته است.

پس از موفقیت فیلم "پرسپولیس" مرجانه ساتراپی در جشنواره کن، در ادینبورگ هم یک ایرانی ساکن خارج از کشور حضور دارد.

شاپی(شاپرک) خرسندی با اجرای "استندآپ کمدی" به زبان انگلیسی به پای ثابت بخش جنبی فستیوال ادینبورگ بدل شده و هر سال اجرای حدوداً یک ماهه ای دارد.

شاپی در یکی از سالن های کوچک یک مجموعه بزرگ در ادینبورگ برنامه اجرا می کند. بلیت های نه چندان ارزان برنامه او کاملاً به فروش رفته و قهقهه تماشاگران در طول اجرا قطع نمی شود.

شاپی که بچه ای هم در شکم داشت، شوخی هایش را با بچه آغاز کرد و در اجرایی فی البداهه که متناسب با حال و هوای تماشاگران بود، به شوخی با زندگی شخصی و خانوادگی خودش و اوضاع و احوال یک ایرانی در بریتانیا پرداخت و با حرکات و چهره ای که اجراهای پدرش- هادی خرسندی- را به یاد می آورد، با اشاره های مکرر به ایران – و ایرانی بودن- به سهم خودش نام ایران را در فستیوال زنده کرد.

از آثار ناب تا اداهای روشنفکرانه

پر سر و صداترین نمایش جشنواره، "بکا" نام داشت؛ اثر کلاسیک اوریپید که دیوید کریگ- نمایشنامه نویس معروف انگلیسی- آن را به شکل مدرنی بازنویس کرده است.

دایناسوس، خدای یونانی با لباس زنانه وارد صحنه می شود و اعلام می کند که کیست و پس از او، ده دختر رقصنده و خواننده سیاه پوست وارد می شوند تا ترکیب موزیکالی از تراژدی و کمدی را ارائه کنند. با آن که لحظاتی از نمایش تکان دهنده بود، اما در نهایت وجود برخی عناصری که عامدانه به قصد و غرض" متفاوت بودن" در نمایش گنجانده شده بود، از موفقیت کامل آن جلوگیری می کرد.

تلاش برای متفاوت بودن و اداهای روشنفکرانه، یکی از اپراهای جشنواره را به یک فاجعه تبدیل کرد.

"دیدون" یک نمایش-اپرای ایتالیایی در فضا و با موسیقی گوشخراش و وقایع کمدی برگرفته از فیلم های علمی/تخیلی، سعی داشت چیزی را برای اولین بار در تاریخ به نام خود ثبت کند؛ که ای کاش این زحمت را به خود نمی داد.

"تحت تاثیر قرار دادن سزار"، یکی از معروف ترین باله های فستیوال، کار گروه رویال باله فلاندرز هم برای متفاوت بودن تلاش کرده بود.

بخش اول و سوم مملو بود از حرکات و اتفاقاتی که شاید برای اولین بار در طول تاریخ باله اتفاق می افتاد، تا آنجا که یکی از اجرا کنندگان در میانه صحنه گفت:" ممکن است شما به این فکر کنید که این همه کارهای عجیب و غریب که ما انجام می دهیم به چه دردی می خورد؟!"

خیلی ها به همین مساله فکر می کردند و به این که این گروه شگفت انگیز که در بخش دوم یک باله به یادماندنی را اجرا کرد، چه اصراری برای متفاوت بودن به هر بهایی داشت.

خانم اولین گلنین، شگفتی جشنواره بود: یک کنسرت تک نفره به یادماندنی که در آن با استفاده از سازهای دست ساز عجیب و غریب، موسیقی تجربی و متفاوتی خلق کرد. بخشی از اجرا با نام "موسیقی بدن"، بدون استفاده از هیچ سازی اجرا شد: موسیقی که تنها به کمک دهان، دست ها و بدن، شنونده را میخکوب می کرد.

"کیت رویال" خواننده سوپرانوی برجسته انگلیسی هم، با صدای افسانه ای و حضور تاثیرگذارش بر صحنه بسیار مورد استقبال قرار گرفت؛ همچنین گروه دعوت شده از توکیو با اجرای قطعاتی از بتهوون، شومان و خانم آهنگساز جوانی به نام "لرا آئرباخ" توجه مخاطبان را برانگیخت.

ارکستر مجلسی اسکاتلند با گروه کر ۱۲۰ نفره هم از برنامه های دیدنی فستیوال بود که اجرای درخوری از روایت "آفرینش" هایدن داشت و بالاخره اجرای جمع و جور اما به یادماندنی خواننده سوپرانو از اسپانیا به نام مونتسرات فیگوراس، "دون کیشوت" سروانتس را با تماشاگران قسمت می کرد.