BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:10 گرينويچ - شنبه 16 سپتامبر 2006 - 25 شهریور 1385
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
نگاهی به کتاب خاطرات اردشير زاهدی
 

 
 
روی جلد کتاب
جلد اول از کتاب خاطرات اردشير زاهدی، وزير خارجه پيشين و از نزديکان شاه سابق ايران، که در پنجاه و سومين سالگرد کودتای ۲۸ مرداد منتشر شده است، خاطرات دست اول کسی است که در آن دوران به عنوان معاون اصل چهار آمريکا در ايران، مشاور و دستيار پدرش فضل الله زاهدی که به جای محمد مصدق به نخست وزيری رسيد، و هم آجودان شاه سابق در جريان حوادث منجر به سقوط دولت ملی و بازگشت شاه از تبعيد خودخواسته چند روزه به سلطنت، قرار داشته است.

روايتی که اردشير زاهدی از ماه های پايانی دولت محمد مصدق ارائه می دهد با بسياری از اطلاعات و اسناد منتشر شده در طول نيم قرن گذشته تفاوت عمده دارد. وی که از به کار بردن لغت "کودتا" برای ۲۸ مرداد خودداری می کند، منکر هر گونه دخالت سازمان های اطلاعاتی و سفارت خانه های خارجی در سقوط دولت مصدق و ناکام ماندن نهضت ملی کردن نفت ايران است و آن را تبليغات بی اساس می داند.

اردشير زاهدی که يک سال قبل از دولت مصدق در پايان تحصيلات خود در دانشگاه يوتای آمريکا به تهران بازگشته، همزمان با تاسيس سازمان اصل چهار [ سازمان خدماتی و عمرانی که توسط دولت آمريکا بعد از جنگ جهانی برای کشورهای در خطر کمونيسم راه اندازی شد] به عنوان معاون ويليام وارن، رييس اين سازمان در ايران، مشغول به کار شد و از همان جا در سايه فعاليت های پدرش به فعاليت عليه دولت مصدق پرداخت.

 زاهدی حتی گزارش و خاطرات آمريکايی را هم رد می کند و در مورد اعتراف مقامات آمريکايی به شرکت در کودتا و اظهار تاسف خانم آلبرايت، وزير خارجه پيشين آمريکا، از اين دخالت می گويد: اين خانم تکليف خود را انجام نداده و به افسانه ای پرداخته که به مناسبات ايران و آمريکا يک نسل آسيب رسانده است
 

بخش عمده کتاب خاطرات وی، شرح فعاليت های وی در دوران نخست وزيری محمد مصدق و فضل الله زاهدی است.

سفير سابق ايران در بريتانيا و آمريکا برای اثبات ادعای غيرمتعارف خود ضمن بی ارزش خواندن اسناد و مدارک موجود درباره کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ که به عنوان يکی از بزرگ ترين رويدادهای نيمه قرن بيستم و سال های آغازين جنگ سرد در تاريخ ثبت شده است، به مشاهدات خود، خاطرات چند تن از نزديکان پدرش و گزينده ای از اسناد سفارت خانه های بريتانيا و آمريکا استناد می جويد.

تاکيد زاهدی در اين بخش تا جائی است که گزارش ها و خاطرات مقامات آمريکائی را هم رد می کند و درمورد اعتراف مقامات آمريکائی به شرکت در کودتا و اظهار تاسف وزير خارجه پيشين آمريکا [ خانم مادلين آلبرايت ] از اين دخالت می گويد "اين خانم تکليف خود را انجام نداده و به افسانه ای پرداخته که به مناسبات ايران و آمريکا يک نسل آسيب رسانده است."

در بخش اسناد ضميمه کتاب و برای اثبات نظر زاهدی به مصاحبه بی بی سی با ريجارد هولمز، رييس پيشين سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا، استناد شده که می گويد "سی آی ای تصميم گرفت پيروزی خود را در ايران تکذيب نکند زيرا تبليغات خوبی بود."

زاهدی، از ناکامی سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا در ماجرای خليج خوک ها که هشت سال بعد از کودتای ايران صورت گرفت هم بهره می گيرد تا بگويد " سيا بعد از آن ناکامی می خواست نوعی پيروزی نشان دهد تا بودجه اش را که موجوديتش به آن بستگی داشت توجيه کند. اين سازمان به نقش ناچيزی که در ايران ايفا کرده بود، برای اين مقصود توسل جست و در حقيت با اين اقدام تاريخ را جعل کرد و افکار عمومی را منحرف ساخت."

محمد مصدق

پنج روز بحرانی

بخشی از کتاب خاطرات اردشير زاهدی به شرح " پنج روز بحرانی" اختصاص دارد که فاصله نيمه شب ۲۴ مرداد تا بعد از ظهر ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ می گذرد.

از زمانی که سرهنگ نصيری که برای ابلاغ عزل دکتر مصدق به خانه وی می رود بازداشت می شود و به گفته وی "تانک ها و نفربرها به حرکت درآمدند و پدرم که قصد داشت برای احراز پست نخست وزيری به باشگاه افسران برود به مخفی گاه بازگشت و اعلام داشت که اينک تمام قدرت در دست دکتر مصدق است و ديگر امنيتی برای ما وجود ندارد و اگر دستگير شويم به ما رحم نخواهند کرد."

مهم ترين مشخصه روايت اردشير زاهدی از پنج روز بحرانی غيبت شاه است که با شنيدن خبر دستگيری سرهنگ نصيری از کلاردشت به خارج پرواز کرده است و ديگری تکذيب هر نوع ارتباطی با افراد خارجی

کرميت روزولت، مامور ويژه سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا که بنا به نوشته خود برای تدارک کودتا به تهران رفت، در کتاب خاطرات خود از اين ماموريت [ با عنوان ضد کودتا] از ملاقات های خود با شاه و سپهبد زاهدی و ديگر مخالفان دکتر مصدق نوشته و اين که در روزهای منتهی به کودتا آقای زاهدی را در خانه زيمرمن، يکی از اعضای تيم عملياتی خود، پنهان کرد.

 بعد از نهم اسفند که مخفی بودم [با آمريکايی ها] تماس گرفتم و گفتم اين چه بساطی است... می دانيد کمونيست ها چه خوابی برای ايران ديده اند اما باز مصدق را تقويت می کنيد. جواب دادند که خير اين طور نيست ما مجبوريم با دولت در تماس باشيم و مذاکره کنيم. نظر خاصی نداريم
 
اردشير زاهدی در کتاب خاطراتش

اردشير زاهدی به نوشته های کرميت روزولت چنين پاسخ می دهد: " نامربوط نوشته است. کتاب هائی که خارجی ها راجع به وقايع ايران نوشته اند چه در مورد وقايع منتهی به ۲۸ مرداد و چه وقايع منتهی به ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پر از اين گونه مطالب بی اساس است."

وی سپس ادعا می کند که سپهبد زاهدی کرميت روزولت را بعد از کودتا در اتاق شاه سابق ديده است و با تاکيد بر اينکه تمامی ارتباطات پدرش با آمريکايی ها از طريق و با حضور وی بوده، می نويسد: "بعد از نهم اسفند که مخفی بودم [با آمريکايی ها] تماس گرفتم و گفتم اين چه بساطی است... می دانيد کمونيست ها چه خوابی برای ايران ديده اند اما باز مصدق را تقويت می کنيد. جواب دادند که خير اين طور نيست ما مجبوريم با دولت در تماس باشيم و مذاکره کنيم. نظر خاصی نداريم."

شرح مخفی گاه های سپهبد زاهدی که تحت تعقيب دولت قرار داشت در کتاب با جزئيات همراه است، چنان که شرح سفرهای خطرناک بازگو کننده خاطرات از بخش های خواندنی کتاب است که به نوشته وی چندبار بدون اجازه پدر برای آماده کردن نظاميان وفادار به سلطنت برای حمايت از حرکتی عليه دولت مصدق انجام شده است.

محمدرضا پهلوی و فضل الله زاهدی
زاهدی ادعا می کند محمدرضا پهلوی مدتی بعد از بازگشت به ايران[پايان مرداد ۱۳۳۲]، ديگر پدرش، سپهبد فضل الله زاهدی، را تحمل نمی کرد و از قدرت وی باک داشت

ميان دو شخصيت

دو شخصيت موضوع اصلی کتاب خاطرات اردشير زاهدی هستند: اول پدرش سپهبد فضل الله زاهدی و ديگری محمدرضا پهلوی آخرين پادشاه ايران. در حقيقت وزير خارجه پيشين ايران در عين حفظ وفاداری و احترام برای شاه سابق ايران، جايی که وی در مقابل سپهبد زاهدی قرار می گيرد، کفه ترازوی داوريش به سوی پدر ميل می کند.

کتاب خاطرات اردشير زاهدی در بخش روزهای پايانی دولت فضل الله زاهدی از جامعيت بيش تری برخوردارست و علاوه بر ارائه گوشه های ناگفته ای از کوشش های شاه برای قرارگرفتن در موقعيت برتر و دخالت در امور اجرايی، نکته هايی را برای اولين بار فاش می کند.

تنها پسر فضل الله زاهدی، پدر خود را به دليل نقش مهم وی در دستگيری سردار خرعل، حاکم محمره (محدوده خوزستان امروزی)، و به نشانی دستگيری وی در سال های جنگ توسط ارتش بريتانيا به اتهام هواداری از آلمان که منجر به تبعيد سه ساله وی به فلسطين شد، دولتمردی معرفی می کند که "انگليسی ها با وی خوب نبودند."

نويسنده بر همين اساس استدلال می کند که پدرش نمی توانسته هنگام تشکيل دولت در تابستان سال 1332 خورشيدی طرف معامله و مورد حمايت مقام های بريتانيايی باشد؛ و حتی نوشته کرميت روزولت را در مورد ملاقات هايش با سپهبد زاهدی تکذيب می کند.

 اسفند سال ۱۳۳۳، شاه که عصايی در دست داشت در علت دلگيری خود از نخست وزير زاهدی گفت می خواهم عصا را خودم به دست بگيرم ... از اين حرف شاه يکه خوردم ولی بدون مکث گفتم اگر خدای ناکرده عصا از دست اعليحضرت افتاد نکليف مقام سلطنت و مملکت چه می شود. شاه خيلی راحت گفت مطمئن باش هرگز عصا از دست من نخواهد افتاد... ديدم ادامه صحبت فايده ای ندارد ... جريان را عينا به سپهبد زاهدی شرح دادم و اضافه کردم صلاح در اين است که بروی و استعفا بدهی. او هم قبول کرد
 
برگرفته از کتاب به نقل از جمال امامی

اختلاف شاه و سپهبد زاهدی

در بخش مربوط به روزهای درگيری پنهان شاه سابق با نخست وزير، کتاب به اسناد محرمانه سفارت آمريکا و بريتانيا و نوشته ها و خاطرات ديگران متوسل می شود تا اثبات کند محمدرضا پهلوی مدتی بعد از بازگشت به ايران[پايان مرداد ۱۳۳۲]، ديگر زاهدی را تحمل نمی کرد و از قدرت وی باک داشت.

اردشير زاهدی با نقل سخنان پدر و نزديکان وی و اسناد سفارت خانه ها مدعی است سوء ظن شاه سابق به سپهبد زاهدی ساخته و پرداخته ذهن های توطئه پرورست، چرا که علاوه بر وفاداری وی به سلطنت، بنا به گفته سپهبد زاهدی، عده ای از رجال قديمی و بانفوذ بعد از ۲۸ مرداد از وی می خواستند تا در دعوت از شاه – که خود هم اصراری به بازگشت فوری به کشور نداشت - شتاب نکند.

به گفته وی حتی مقامات سفارت خانه ها به پدرش پيشنهاد پايه گذاری جمهوری هم داده بودند، که وی در جواب به وفاداری خود به سلطنت محمد رضاشاه اشاره کرده است.

اردشير زاهدی
"اردشير زاهدی در کتاب با وجود حفظ وفاداری و احترام برای شاه سابق ايران، جايی که وی در مقابل سپهبد زاهدی قرار می گيرد، کفه ترازوی داوريش به سوی پدر ميل می کند"

اسناد کتاب که گزارش های محرمانه سفير آمريکا در تهران از سال های بعد از نخست وزيری سپهبد زاهدی قسمت عمده آن را تشکيل می دهد بازگو کننده اختلافاتی است که از کوتاه مدتی بعد از ۲۸ مرداد بين شاه و نخست وزير بروز کرده که اساس آن بر اصراری است که شاه برای فرماندهی ارتش و جلوگيری از دخالت زاهدی در آن دارد.

در يکی از ضمائم کتاب از خاطرات جمال امامی، رجل سياسی معروف دهه بيست خورشيدی، نقل می شود که از ديدار خود با محمدرضا پهلوی سخن می گويد:

"اسفند سال ۱۳۳۳، شاه [ که عصايی در دست داشت] در علت دلگيری خود از نخست وزير زاهدی گفت می خواهم عصا را خودم به دست بگيرم. جمال امامی گفت از اين حرف شاه يکه خوردم ولی بدون مکث گفتم اگر خدای ناکرده عصا از دست اعليحضرت افتاد تکليف مقام سلطنت و مملکت چه می شود. شاه خيلی راحت گفت مطمئن باش هرگز عصا از دست من نخواهد افتاد. جمال امامی گفت ديدم ادامه صحبت فايده ای ندارد خداحافظی کردم و برگشتم و جريان را عينا به سپهبد زاهدی شرح دادم و اضافه کردم صلاح در اين است که بروی و استعفا بدهی. او هم قبول کرد."

موارد ناگفته

بخش پايانی خاطرات اردشير زاهدی به نقل خاطرات وی بعد از پايان نخست وزيری پدرش اختصاص دارد که به ازدواج وی با شهناز پهلوی تنها فرزند شاه، ماجرای طلاق شاه و پرنسس ثريا همسر دومش و سفرهای خارجی آخرين پادشاه اختصاص دارد و از پرداختن به مسائل سياسی در آن خودداری دارد.

 کتاب به حوادث مهمی مانند محاکمه محمد مصدق و اعضای دولت وی، دستگيری و اعدام اعضای حزب توده، آزاد گذاشتن فعاليت فدائيان اسلام که به علت ترورهای دهه بيست تحت تعقيب بودند، تجديد روابط با بريتانيا، و واقعه شانزده آذر دانشگاه تهران، نمی پردازد
 

در اين بخش که اردشير زاهدی به عنوان آجودان شاه سابق فعاليت دارد از حوادث مهمی مانند حکومت نظامی، محاکمه دکتر مصدق و اعضای دولت وی و اعدام دکتر فاطمی، کشف و دستگيری و اعدام اعضای حزب توده توسط فرمانداری نظامی، آزاد گذاشتن فعاليت فدائيان اسلام که به علت ترورهای دهه بيست تحت تعقيب بودند، تجديد روابط با بريتانيا، قرارداد کنسرسيوم، بازگرداندن طلای های امانتی ايران به دولت زاهدی و واقعه شانزده آذر دانشگاه تهران، سخنی نمی رود.

در مقدمه کتاب وعده داده شده که در جلدهای ديگر خاطرات اردشير زاهدی به ادامه فعاليت های وی از زمان استعفای پدرش از نخست وزيری تا انقراض سلطنت از ايران و دوران تبعيد خود اختصاص يابد. سال هايی که وی در نقش داماد شاه، سفير ايران در لندن و واشنگتن، وزير خارجه، و يکی از مشاوران شاه و رابطان حکومت وقت با دستگاه حاکمه ايالات متحده آمريکا، در بطن فعاليت های سياسی و حکومتی قرار داشت.

در حالی که پيش از اين دو کتاب از مصاحبه های اردشير زاهدی و خاطرات وی درباره مسائل مختلف دوران پادشاهی منتشر شده است اما کتاب خاطرات اردشير زاهدی [ناشرآيبکس – مريلند آمريکا] که به ويراستاری احمد احرار روزنامه نگار با سابقه تهيه شده، مجموعه منظم و کاملی است از گفته های راوی و اسناد و مدارکی که در جهت اثبات ادعاهای اردشير زاهدی گردآوری شده است.

 
 
.سالگرد کودتای 28 مرداد
52 سالگی قيام 'شاهدوستان' و 'کمونيسم ستيزان'
 
 
مصدقمرور کتاب
نگاهی به کتاب 'حاکميت ملی و دشمنان آن' نوشته فخرالدين عظيمی
 
 
28 مردادطرحی که اجرا نشد
سازمان سيا اسرار تازه ای از کودتای 28 مرداد را فاش کرد
 
 
مصدقمصدق و نفت
تصوير دکتر مصدق در 'خواب آشفته نفت'
 
 
روشنفکریتلاطم انديشه
تاريخ روشنفکری ايران به روايت اکبر گنجی
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران