http://www.bbcpersian.com

19:10 گرينويچ - دوشنبه 22 مه 2006

شوشا گاپی (عصار)
نويسنده مقيم بريتانيا

طنز يتيمان امپراتوری

رمان جذاب حمید اسماعیلوف ، در باره شهر تصوری کوچکی است موسوم به گیلاس، که در ازبکستان، زادگاه نویسنده واقع است.

شهر، موجودیت خود را مدیون راه آهنی است که از اين شهر عبور می کند. ایستگاه راه آهن، که در دوره شوروی سابق مقر حزب کمونیست هم بوده در مرکز شهر قرار دارد وصحنه رفتن ها و آمدن هایی است که مقصد ساکنین شهر را تعیین می کند.

گیلاس، شهری است که مردم از بسیاری جاها به آنجا آمده اند - ارمنی ها، کردها، ايرانی ها، اوکراینی ها، یهودیان، کره ای ها، کولی ها و روس ها ساکنین این شهرند. درست مثل کشتی نوح که گونه های مختلف بشر سرنشین آن هستند. نمونه کوچکی از امپراتوری شوروی.

راه آهن، به شرح زندگی برخی از این افراد می پردازد و شخصيت هر يک را با لقبی يا نام مستعاری مشخص می کند. مثلا "عمرعلی کيسه" از راه نزول دادن پول ثروتمند شده است يا "اوچمه پيغمبرزاده" کولی فال بين شهر است و "مفادی فقيه" روشنفکر الکلی اين جامعه کوچک است.

اسماعیلوف، به نسلی از داستان نویس های سنتی روسیه در زمینه طنز از گوگول گرفته تا بولگاکف و پلاتونف، تعلق دارد. مانند داستانهای این نویسندگان، داستان راه آهن مملو از طنز، خنده، لطافت، آرزو و نوعی مالیخولیاست.

کتاب، این تصور را القاء می کند که با وجود "روسی شدگی" و تحمیل فرهنگ روسیه و ریشه دواندن ظلم و بی رحمی، مردم شهر گیلاس هنوز هویت خود را با توسل به اعتقادات، عقاید، آداب و سنن و مهارت ها و ابتکارهای خود حفظ کرده اند.

کتاب سرشار از صحنه های زنده و ملموس درباره تلاش ساکنین گیلاس برای مبارزه با صاحب منصبان حزبی است.

در قلب داستان، پسر بچه یتیمی قرار دارد که خویشاوندانش از او نگاهداری می کنند. او مظهر میلیون ها کودکی است که در نتیجه جنگ ها، تبعیدهای گروهی، و زندگی اجباری در مزارع اشتراکی در دوره شوروی سابق، یتیم شدند. در کتاب های کودکان و کتب درسی عهد شوروی وضعیت این کودکان ایده آل توصیف می شد. "پدر يتيمان استالين است و پدربزگ شان لنين."

داستان راه آهن در واقع رمان یک شاعر است و پر از توصيفات به ياد ماندنی و رابرت چندلر، در ترجمه انگلیسی اين اثر از روسی، به نحو تحسین برانگیزی تمام روانی، شوخ طبعی و پرمایگی زبان اصلی را حفظ کرده است.

-----------------
اين معرفی نخستين بار در روزنامه اينديپندنت به چاپ رسيده و فشرده ترجمه آن در اينجا با اجازه نويسنده درج می شود.