http://www.bbcpersian.com

11:36 گرينويچ - سه شنبه 28 مارس 2006

دو شعر نوروزی از جواد مجابی

جواد مجابی شاعر، نويسنده، پروهشگر، طنزپرداز و منتقد در مهرماه 1318 در قزوين متولد شد.

او ليسانس حقوق، فوق ليسانس نقاشی و مجسمه سازی و دکترای اقتصاد دارد و پيش از انقلاب سال ها کارمند دادگستری و کارشناس فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر بوده است.

از 1347 تا 1358 دبير فرهنگی روزنامه اطلاعات و در اواخر دهه شصت سردبير مجله دنيای سخن بود.

او در 40 سال گذشته و به ويژه در 20 سال اخير به شدت فعال بوده و تاکنون بيش از پنجاه عنوان از آثار او در زمينه شعر، داستان کوتاه، رمان، نمايشنامه و شناختنامه ادبی ساعدی و شاملو، پژوهش و... منتشر شده است.

وقت، ماييم و ما جهان

بهارانه آمديم پدرام و بشکوه
برگذشته و واشسته قامت از تباهی ايام سياه
به يک سو افکنديم خورجين يادهای دلگزا را.
جهان لايق دل ما نبود
دنيايی که از رويا فراهم کرديم برچمن گسترديم.

بهارانه شاخ و برگ و بر برآورديم
وطن، همان وطن ما شد
غروب را خط زديم از افق
پرنده های مهاجر را به مهمانی آوازهايشان خوانديم
هيچ چيز به ديروز



ماننده نيست در ملک نيمروز

آرزو به فردا نظر ندارد در فضا
وقت ماييم و ما جهان بخت
اکنون شراب سلطان عالم است و
ما بهارانه در جوش جانش شکفته ايم.

15 اسفند 84 تهران

گواژه

سفره بگستريد بر آسمان
صراحی ها بنشانيد بر تارک ستارگان
وقت آن آمد که آفتاب بنوشيم.

فرشتگان اگر آمدند نبايد پروای نام و ننگ کنند
ديوان اگر گواژه را تاب می آرند گو بخروشند
ما چرخ را چو انگشتری کرديم



بر انگشت بلند بخت.

ديريست دروازه های نيلی گشاده بوده
مولوی اين جاست، رودکی و خيام هم
" دانته " که گفته بودت از اين مجلس و " گوته "
آن پايين چه می کردی اين چند سده؟

فراخوانيد بر خوان گسترده سحر مهمانان شعر را.

15 اسفند 84 – تهران