BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:27 گرينويچ - چهارشنبه 15 مارس 2006 - 24 اسفند 1384
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
حاجی فيروز آتش افروز
 

 
 
حاجی فيروز
حاجی فيروزه، بعله!
سالی يه روزه، بعله!
همه می دونن بعله
من نمی دونم؟! بعله (1)
عيد نوروزه، بعله
سالی يه روزه، بعله



ارباب خودم سلام عليکم
ارباب خودم سر تو بالا کن
ارباب خودم به من نيگا کن
ارباب خودم لطفی به ما کن
ارباب خودم بزبز قندی
ارباب خودم چرا نمی خندی؟!



بشکن بشکنه بشکن!
من نمی شکنم بشکن
اينجا بشکنم يار گله داره
اونجا بشکنم يار گله داره
اين سياه چقدر حوصله داره

حاجی فيروزه ..............


حاجی فيروز از پيشقراولان و پيام آوران نوروز است که در آخرين روزهای سال با آرايش عجيب به کوچه و خيابان می زند و با ترانه خواندن، رقصيدن، تنبک زدن و بازی در آوردن موجب شادی مردمان می شود.

اين قاصد بهار بر خلاف عروسان چمن سياه است و اگر نباشد روی خود را سياه می کند و جامه سرخ می پوشد و زنگوله به خود می آويزد تا خبر دهد که بهار در راه است.

ظاهرا اين سياهی بايد نماد سرما و سياهی زمستان باشد اما مهرداد بهار می گويد « حاجی فيروز بازمانده آيين بازگشت ايزد شهيد شونده يا سياوش است. چهره سياه او نماد بازگشت او از جهان مردگان است و لباس سرخ او نيز نماد خون سرخ سياوش و حيات مجدد ايزد شهيد شونده، و شادی او شادی زايش دوباره آنهاست که رويش و برکت با خود می آورند ». ( ۲ )

علی بلوک باشی در « نوروز، جشن نوزايی آفرينش » نخست از آتش افروزها سخن به ميان می آورد که در ايام نوروز با آتش بازی ( مشعلی در دست داشتند و در آن می دميدند ) و خواندن شعر و تصنيف و رقص و پايکوبی و شيرينکاری مردم را می خنداندند و سرگرم می کردند. مردم نيز به آنها انعام می دادند.

سپس حاجی فيروز را جانشين آنها می داند و می نويسد « در اين زمان آتش افروزها جای خود را به حاجی فيروزها داده اند. حاجی فيروزها هم مانند آتش افروزها لباس سرخ يا رنگارنگ با زنگ و منگوله می پوشند و صورت و گردن را سياه می کنند، ولی بدون آتش و مشعل به خيابان می آيند و با ساز و آواز و زدن دف و دايره و رقص و شيرينکاری به استقبال نوروز می روند».

هاشم رضی در « نورزو، سوابق تاريخی تا امروز » در کشف ريشه های حاجی فيروز، نخست از رسم رکوب الکوسج يا کوسه بر نشين آغاز می کند که بر طبق آن مردی شوخ و بذله گو بر خری چوبين سوار می شد و در کوچه و بازار می گشت و رقص کنان اشعاری می خواند و از مردم انعام می گرفت.

اين رسم تا همين اواخر در ايران رواج داشت اما جنبه های تمثيلی آن فراموش شده بود و فقط شکل تفريحی آن بر جای مانده بود. سپس می نويسد: « ... اين جنبه رسم، ويژه غلامان سياهی در روزگار ساسانی و دوره اسلامی بوده که ملبس به لباس های رنگارنگ شده و با آرايش ويژه و لهجه شکسته و خاصی که داشتند، دف و دايره می زدند و ترانه های نوروزی می خواندند. حاجی فيروزهای امروزه که مقارن نوروز و سال نو در کوی و برزن مردم را به طرب می آورند از بقايای آن رسم کهن است. با اين تفاوت که امروزه چون غلام و سياهانی نيستند که چنين کنند ديگران خود را سياه کرده و به زی آنان آراسته و تقليدشان می کنند».

جعفر شهری در « تهران قديم » حاجی فيروز را از بقايای سياهان دوره ارباب – نوکری و خواجه سرا نگهداری می داند و می نويسد: « به سبب خصی يا اخته بودن و بی مويی صورت و سياهی چهره اين غلامان و نداشتن برخی مخرج های صدا، مردم آنها را مسخره می کردند. بعدها لوطی های تنبک زن و دوره گرد و مطرب های رو حوضی اين غلامان سياه را برای سرگرم کردن مردم و سودجويی در دسته های خود و نمايش های رو حوضی به کار گرفتند. با از ميان رفتن غلامان سياه، بازيگران و مسخرگان با سياه کردن سر و صورت و پوشيدن لباس سرخ و برگرداندن زبان و لهجه، با نام سياه در نمايش های رو حوضی و حاجی فيروز در دسته های نوروزی آتش افروز و حاجی فيروز آشکار گرديدند.»

احمد شاملو نيز در کتاب کوچه، حاجی فيروز را ساخته و پرداخته سالهای اخير می داند و می نويسد در گذشته هر يک از متمکنان شهر غلام سياه يا خواجه ای را از اندرون خانه خود به شکل و هیأت آتش افروز يا حاجی فيروز کنونی می آراست تا آتش شب چهار شنبه آخر سال را بيفروزد.

محمود روح الامينی در « آيين ها و جشن های کهن در ايران امروز » در توضيح حاجی فيروز نخست از برگزاری مراسم مير نوروزی سخن به ميان می آورد و نامه ای را از علامه قزوينی در باره برگزاری مراسم مير نوروزی در بجنورد نقل می کند و سپس نتيجه می گيرد که « امروز کسانی را که در روزهای نخست فروردين، با لباس های قرمز رنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان می بينيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گيرند، بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب « مير نوروزی » و « حاکم پنج روزه » است که تنها در روزهای جشن نوروزی ديده می شوند، نه در وقت و جشنی ديگر، و آنان خود در شعرهايی که می خوانند، می گويند: حاجی فيروزه، عيد نوروزه، سالی چند روزه ».


۱ – برخی نوشته اند « من هم می دونم »
۲ – جستاری در فرهنگ ايران
 
 
.ارباب خودم سلام عليکم
حاجی فيروز نماد کدام اسطوره است؟
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران