|
تحليلی از خشونت در سينمای ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دست کم تا اين زمان دروازه های سينمای ايران، بر روی خشونت مفرط باز نشده است. سينمای ايران، سينمايی پالايش شده و به دور از خشونت است. در سينمای امروز، خشونت خود يکی از عوامل جذب و تحريک مشتری به حساب می آيد. تماشاگر غربی (و البته در پی او شرقی) امروزه بيش از پيش شيفته صحنه های هيجان انگيز و خشن است. چنانکه دم به دم راههای تازه ای برای نمايش خشونت و دلهره کشف، و پياپی خطوط قرمز اين محدوده شکسته می شود و فراتر می رود. خشونتی که روز به روز برهنه تر می شود. با فراگير شدن رسانه های جمعی و توسعه ارتباطات، سليقه مخاطب ايرانی، بيش از پيش تحت تأثير سليقه های فرهنگ غربی و به تبع آن نمايشهای خشن قرار گرفته است. پس ناگزير چه در چارچوبهای عام فرهنگی و چه محدوده های سياسی، روز به روز تنگناها فراختر می شود و چه بسا توسعه و تشديد صحنه های خشن در فيلمهای ايران در آينده ای نزديک قابل تصور باشد.
با اين وجود، در حالی که خشونتهای اجتماعی در ايران؛ در خانواده، در کوچه و خيابان و جامعه، در ميان اوباشان و بزهکاران آمار چشمگيری را نشان می دهد، بازتاب و مابه ازاء چندانی از آن را در سينمای ايران شاهد نيستيم. خشونت در سينمای جهان
گونه های متنوع سينمای جهان، مملو از انواع صحنه های خشن افراطی در اشکال گوناگون است: وسترن، ترسناک، گانگستری، نوآر ... حتی در آثار کمدی و کارتونهای کودکان. نوع خشونت در اين آثار هم در صحنه های پرالتهاب عمومی، هم در روابط خانوادگی مشاهده می شود. خشونتی که هر لحظه فراتر می رود و بيش از پيش بر روحيه تماشاگران تأثير می گذارد. سينمای غرب، از عرضه و نمايش خشونت ابايی ندارد؛ نه درونگرايی و قواعد اخلاقی شرقی و نه دستگاههای عريض و طويل مميزی، مانعی برای آن ايجاد نمی کند. با اين حال به نظر می رسد که گسترش بی مهابای آن، در تلويزيون، سينما، بازيهای رايانه ای ... سران سياسی و مذهبی آن جوامع را نيز نگران کرده است و آنان نيز درپی روشهايی برای مهار خشونت برآمده اند. عوامل پرهيز از خشونت در سينمای ايران به نظر می رسد که اجتناب و پرهيز از خشونت در سينمای ايران تابع چند عامل اساسی است: سينمای ايران، سينمای شرقی
هر قدر پايه های هنر غربی بر تعقل و منطق و برون گرايی استوار است، هنر شرقی بر انتزاع و درون گرايی تکيه می کند. بنيانهای هنر شرقی بسيار فراتر از همتای غربی خود، از عرفان و آيين و دين سرچشمه می گيرد. از اين رو در بسياری از فرهنگهای شرقی، هنر کهن حالتی مقدس يافته است. هنر معاصر شرقی، ازجمله هنر جوان سينما، اساس ذهنی خود را از هنر آغازين می گيرد. به همين قياس، اساساً سينمای کشورهای شرقی، پالوده تر و درونی تر از سينمای کشورهای غربی است. حتی در نمونه های سينمای رزمی شرق دور، بيش از خشونت، معيارهای شکلی و زيبايی شناسانه و حتی عقيدتی و اخلاقی جلوه می يابد. آنچه از تربيت شرقی و مذهبی در سينمای ايران ديده می شود، پرهيز از خشونت، به ويژه خشونت خانوادگی است. در شرق، اهميت بنيادين خانواده به مراتب بيش از ديدگاه غربی است. از اين رو، مراقبت و حفظ اين نهاد نيز اهميت ويژه ای می يابد. حتی در آثار مردسالار سينمای ايران، به جز برخی استثناها، صحنه های خشن اساساً نمودی ندارد. با اين همه وجود چند استثنا، شايد خود حاوی آن باشد که به تدريج جامعه و هنر ايران، به ويژه سينما، پذيرای سليقه ها و بنيانهای غربی می شود. ناتوانی فنی همان گونه که شرايط فنی ساخت آثار علمی ـ تخيلی در سينمای ايران فراهم نيست، به همين نسبت عوامل و ابزار فنی ساخت صحنه های خشن نيز شکل نگرفته است. حتی اگر ميل به نمايش خشونت در سينمای ايران فراهم باشد، به نظر نمی رسد که عوامل و ابزار فنی توليد آن در سينمای ايران در حال حاضر، قابل دستيابی باشد. اساساً، تاکنون سينمای خشونت در ايران پانگرفته است تا ساز و کار توليد آن فراهم شده باشد. در همان ابتدا، سينمای ايران در نگارش و پرداخت اين نوع ناتوان است. حتی اگر برخی به اين مقوله بپردازند، باز چون اعتماد به نفس لازم برای به فعل درآوردن انديشه خود ندارند، و احتمالاً در پرداخت اثر از عنصر خيال غافل می مانند، در تصوير خشونت راه به جايی نمی برند. ضمن آن که اساساً در نمونه های معتبر، در بنيان، نگاهی انتقادی و نه تهييجی، به ويژه در مقوله خشونت خانوادگی مورد نظر است. به همين قياس، سينمای ايران در اين زمينه، در ميان ساير عوامل انسانی؛ طراح، فيلمبردار، متخصصان فنی ... دچار نقصان است. تا برسيم به امکانات و ابزار فنی: صحنه سازی، جلوه های ويژه، حقه های سينمايی ... مميزی و نظارت
در پخش يک مسابقه زنده فوتبال از تلويزيون، زمانی که صحنه های حاوی خشونت و پرخاشگری حادث شود، ناظرين بلافاصله به وظيفه خود عمل و آن صحنه ها را حذف می کنند و به نوعی با تصاوير مجازی می پوشانند. وقتی سياست فرهنگی حکومتی تا بدين پايه در بدآموزی ناشی از نمايش خشونت حساس است، بديهی است صحنه های خشن افراطی در سينمای آن حتی امکان بروز نمی يابد. مميزی و نظارت در آثار سينمايی و تلويزيونی ايران، ظاهراً در دو بخش عمل می کند: يک) با وجود دغدغه های خاص اخلاقی در بنيانهای حکومت اسلامی، از نمايش خشونت و تداعی آن جلوگيری می شود. دو) دستگاه مميزی اساساً مايل نيست خشونتهای واقعی درون خانواده و اجتماع، بازتابی در فيلمها و نمايشها بيابد. يکی از ويژگيهای هر دستگاه مميزی، از جمله مميزی سياستگذاران فرهنگی ايران، پوشيده نگاه داشتن ناآرامی و عدم تعادل در جامعه است. با وجود مميزی و روح دور از خشونت سينمای ايران، پرخاشگری اجتماعی همچنان يکی از معضلات شايع اجتماع ايران است. ظاهراً دستگاه مميزی توانسته قواعد سختگيرانه و محدوده های تنگی برای مهار نمايش خشونت ايجاد کند. اما در سوی ديگر، دستگاه نظارت فرهنگی ايران، هنوز راهی برای تخليه هيجان عمومی، به ويژه کودکان و نوجوانان، پيدا نکرده است. نمونه های کمياب خشونت در سينمای ايران
اگر در پی يافتن نمونه هايی استثنايی از خشونت در سينمای ايران باشيم، شايد توجه به آثار مسعود کيميايی و تهمينه ميلانی قابل اشاره باشد. مسعود کيميايی با وجود عوامل فرهنگی سدراه خود و به رغم موانع مميزی، همواره راه گريزی يافته است تا علاقه خود را به نمايش خشونت نشان دهد. فيلمهای او، چه پيش و چه پس از انقلاب، همواره حاوی صحنه های خشن، و گاه افراطی بوده است. هرچند به نظر می رسد چنين رويکردی، ناشی از نوعی شيفتگی به سينمای غرب باشد، چيزی که او هرگز پنهان نمی کند. همان گونه که سينمای کيميايی ترکيبی از جامعه سنتی پنجاه سال گذشته تهران و علاقه او به سينمای غرب، به ويژه آمريکاست، نوع خشونت آثار او نيز، مخلوطی از لمپنيسم ايرانی و لمپنيسم فيلمهای گانگستری و وسترن است. سينمای تهمينه ميلانی، مشهور است به نگاه انتقادی به ستم بر زنان، در جامعه مردسالار. با چنين ديدگاهی، او ابايی ندارد که نمونه هايی از خشونت های خانوادگی و زنان قربانی آن را نيز به نمايش بگذارد. با اين همه، يا به دليل درگيری با قوانين دست و پاگير و يا راه نيافتن به عمق، خشونت در سينمای ميلانی نيز بيش از آن که هشداری اجتماعی را تداعی کند، بيشتر محرک هيجان تماشاگر عام است. انواع ديگر بروز خشونت، البته محدود و کنترل شده، در سينمای ايران، عمدتاً تقليدهايی ناشيانه از گونه های خشن و حادثه ای سينمای نوع غربی است. چه در فيلمفارسی های مبتذل پيش از انقلاب، و چه در آثار سطحی و عوام فريبانه پس از انقلاب. سينمای جنگی ايران
سينمای جنگی ايران، پس از جنگ ايران و عراق شکل گرفت. با آن که انتظار می رود که دست کم صحنه هايی از خشونت را در سينمای جنگی ايران ببينيم، اما در اين گونه نيز، به ويژه در کار سازندگان شاخص اين آثار: ابراهيم حاتمی کيا، عزيزالله حميدنژاد، کمال تبريزی، رسول ملاقلی پور ... سينمای جنگی ايران، از تصويرکردن خشونت و دلهره مفرط پرهيز می کند. در اين آثار تنها خشونت درونی جنگ را دورادور، احساس می کنيم. با وجود حساسيت مديران فرهنگی ايران در مقوله جنگ و دفاع مقدس، حتی در نمونه های سطحی و کم ارزش اين نوع نيز، که با هدف تهييج تماشاگر از نمايش صحنه های خشن استقبال می شود، هم به دليل ناتوانی فنی سينمای ايران و هم مميزی دستگاههای ناظر، از نمايش خشونتهای عريان و افراطی صحنه های جنگی خبری نيست. حال آن که در آثار معتبر سينمای دفاع مقدس، اساساً نظر به عالم لاهوت و گريز از ناپاکی خاک است. با اين همه گاه در برخی نمونه های شاخص اين سينما، از جمله آثار احمدرضا درويش نيز صحنه های خشن به نمايش درمی آيد. |
مطالب مرتبط ابتکار ستارگان موسيقی پاپ عليه خشونت 15 نوامبر، 2005 | فرهنگ و هنر گزارش راديويی: بازگشت 'لمپنيسم' به مجموعه های تلويزيونی29 ژوئن، 2005 | فرهنگ و هنر در چهار گوشه جهان، زنان در جستجوی امنيت صفحه نخست خشونت در خانواده عليه زن يک موضوع خصوصی است؟ 27 اکتبر, 2005 | Debate کنسرتهای لايو 8: آواز ستارگان موسيقی برای مبارزه با فقر02 ژوئيه، 2005 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||