http://www.bbcpersian.com

12:51 گرينويچ - يکشنبه 23 اکتبر 2005

شاهرخ گلستان

نمايشگاه "يادداشت های سفر" در پاريس

نمايشگاهی که با عنوان"يادداشت های سفر" از مجموعه ای آلبوم های پر نقش و نگار؛ و تابلوهای پر آب و رنگ شايان خوئی در پاريس بر پا شده است، حتی بدون تابلوها و آلبوم ها هم می توانست تماشايی باشد.

دعوت نامه کتابچه پاسپورت مانندی است که هنگام ورود به نمايشگاه آن را برايتان مهر می کنند و شما خود به خود همسفر شايان خوئی می شويد.

کف هر دو طبقه گالری را با ماسه پوشانده اند و با نور پردازی، سايه-روشن های خاصی در فضای نمايشگاه به وجود آورده اند. دور تا دور روی صفحات بزرگ تلويزيون، آلبوم ها ورق می خورند و صدای بلند موسيقی فضا را پوشانده است. حتی ميز و صندلی های نمايشگاه همه طراحی شده و هماهنگ با فضای نمايشگاه است: سينی های بزرگ مسی (همان مجمعه های معروف) را بريده اند و از آن کف و پشتی صندلی درست کرده اند.

اما از همه جالب توجه تر قاب تابلوهاست. قاب های فلزی پهن و قطور که با نقش برجسته و با "گل ميخ" ها و کاشی های نقش دار ايرانی تزئين شده است و آنها را که در اندازه های تقريبی يک متر و نيم در دو متر هستند، روی چرخ دنده ماشين های صنعتی يا چرخ های "فرغون" سوار کرده اند تا حمل و نقل شان آسان باشد.

بايد توجه داشت که اين نمايشگاه ها دائما در حال سفر هستند و شايان خوئی تا کنون بيش از شصت نمايشگاه در شهرهای مهم اروپا و آمريکا و خاور دور داشته و بارها به آن شهرها سفر کرده است.

آثار عرضه شده در اين آخرين نمايشگاه او در پاريس، دو نوع مختلف اند:

کتابجه ها يا آلبوم هايی که همان "يادداشت های سفر" است و تابلوهای بزرگی که در آن قاب های فلزی جا داده شده اند.

يادداشت های سفر

شايان خوئی از پانزده سال پيش که کار عکاسی را شروع کرد به کار تهيه دفترهای قطوری که برگ آنها از "گونی" يا کاغذهای کلفت نقش دار بود پرداخته و به گفته خودش هر روز هر چه را که در سفرها برايش خاطره انگيز بود، مثل بليت کنسرت يا تئاتر، صورت حساب رستوران، قطعاتی که در خيابان پيدا می کرد، آدرس و نام مکان هايی که از آنها عکس گرفته بود، پر پرندگان، پولک در بطری، سکه، کليد، برگ درخت، تمبر پست و غيره و غيره را همراه با عکس هايی که گرفته بود، بر صفحات آن می چسباند و با نقاشی هايی که از عناصر اصلی عکس ها و اشياء الهام می گرفت، ارتباطی ميان آن ها بر قرار می کرد.

از قيمت آلبوم ها که پرسيدم گفت " آلبوم ها اصلا فروشی نيست. اينها ارزش هنری ندارند. ارزش آنها ارزش خاطراتش برای من است. يکی دو تا از آنها ارزش چندانی ندارند ولی برای من که طی پانزده سال بيشتر از سيصد آلبوم فراهم کرده ام، ارزش ديگری دارد."

تابلوها

تابلو های خوئی تنها در هم آميختگی عکس و نقاشی نيست، او با اشيايی که بر تابلوها افزوده است به آنها بعد ديگری بخشيده است.

يک عنصر مشهود در کارهای او نمادهای مذهبی است. در مقابل تابلويی که با اشياء مراسم مذهبی مثل دست های فلزی بالای علم تعزيه يا قفل امامزاده ها و يا قطعاتی از ضريح امامان تزئين شده بود و يا حتی تابلويی که در کنار چهره حضرت مسيح، يک جلد قران کوبيده شده است. در پاسخ به اشاره من که نماد های مذهبی در تابلوهای او جايگاه ويژه ای دارند، خوئی گفت:

" اين از زمانی می آيد که يک کتاب چاپ کردم به اسم بودا، قبلا هم روی زرتشتی ها کار کرده بودم و آن بر می گردد به حرفه اصلی من که خبرنگاری است. وقتی مرا برای تهيه گزارش می فرستادند به جنبه های مذهبی آن بيشتر توجه می شد."

"برای من هم مردم متدين يکی هستند. همه يک خدا دارند، و همه به ايمانشان متکی اند و آرزوی همه آنها زندگی در صلح و صفاست."

او با اشاره به تابلو ديگری که در سفر به چين تهيه کرده و مجسمه بودا با نقش کاشی های ايرانی، و نماهای جنگل و دريا با حيوانات درنده و پرندگان خوش پر و بال در هم آميخته اند، گفت: "چين سرزمينی است که مسلمان دارد، بودايی دارد، مسيحی دارد و شما همه مذاهب را در آنجا می بينيد همه با هم در يک حالت صلح آميز زندگی می کنند و احترام متقابل عجيبی در آنجا جاری است."

او معتقد است که حيواناتی مثل گاو، فيل، شير و پلنگ هر کدام مظهر و سمبلی از يک طرز تفکر و ايمان است و آنها را در جای جای کارهايش جا داده است.

شايان خوئی چهل و دو ساله در پانزده سال اخير به بسياری از کشورهای جهان سفر کرده و روی موضوعات مختلفی کار کرده است. از جمله کتاب هايی که آثار او را در بر می گيرد، دو کتاب "زيبا ترين جاهای دنيا" و " قبيله های جهان" است.

"صد تا از قبيله های جهان را که تا ده سال آينده از بين خواهند رفت عکس گرفته ام. از هر قبيله بيست - سی نفر بيشتر باقی نمانده است. در برزيل، وسط جنگل اتوبان کشيده اند و "پاپيازی" ها، زندگی شان به کل عوض شده و در حال از بين رفتن اند."

سه سال پيش کتاب نفيسی به نام "دنيای گمشده" از مجموعه ای از کارهای او انتشار يافت که هفتاد اثر را با ديدی کم و بيش فلسفی در بر می گيرد: سيلابی مهيب طاق نصرت پاريس را درهم کوبيده است، بودا در ميان نهنگ ها و سوسمار ها دارد غرق می شود، از روزن های برج پيزا آب بيرون می زند و برج را با طناب بسته اند که که سقوط نکند، سيلابی مهيب درگذر از ميان دروازه تخت جمشيد است و جنگلی عظيم تر از منهاتان آسمانخراش های نيويورک را در ميان برگ های درختان و خزه ها پوشانده است.