|
روز ملی عطار در ايران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بيست و پنجمين روز آغاز هر سال از سوی مجامع فرهنگی و ادبی ايران به نام يکی از مشاهير ادب و عرفان ايران نامگذاری می شود. امسال نيز به نام "عطار نيشابوری" شاعر قرن ششم و هفتم هجری نامگذاری شده است. فريدالدين ابوحامد، محمدبن ابوبکر، ابراهيم بن اسحاق (و به قولی مصطفی شعبان) عطار کدکنی نيشابوری شاعر و عارف ايرانی قرن ششم و هفتم هجری و مقارن با حمله خونين چنگيزخان مغول به ايران است. تذکره نويسان تولد او را به سال ۵۳۷ میدانند، دولتشاه سمرقندی در "تذکرةالشعرا" سال ۵۳۷ را نقل میکند و قاضی نورالله شوشتری در "مجالس المومنين" سال ۵۱۳ را ذکر میکند. رضاقلی خان هدايت در "رياض العارفين" و "مجمع الفصحاها" تولد عطار را به سال ۵۱۲ در کدکن نيشابور میداند. برخی از مورخان محل تولدش را کدکن و گروه ديگر شادياخ میگويند. آنچه مسلم است او چند سال پس از تولد به نيشابور نقل مکان میکند. از کودکی و جوانی عطار اطلاع چندانی در دست نيست، جز اينکه به اعتبار نامش احتمالا پدرش و خود وی به شغل عطاری و داروفروشی مشغول بودند. ذبيحالله صفا اديب و پژوهشگر تاريخ ادبيات ايران در اين باره معتقد است: "معلوم نيست وی طب را نزد که آموخته جز آنکه [رضا قلی] هدايت میگويد در طب شاگرد مجدالدين بغدادی، حکيم خاصه سلطان محمد خوارزمشاه بود. شايد هدايت، مجدالدين بغدادی معروف به خوارزمی از بزرگان مشايخ تصوف را که عطار از پيروان اوست، حکيم خاصه سلطان محمد خوارزمشاه دانسته باشد. به هر حال مجدالدين بغدادی هم مانند عطار در آغاز کار طبيب بود ليکن گمان نمیرود که عطار از او آموخته باشد." ظاهرا عطار در کدکن به ديدار قطب عالم حيدر رفته است و قسمتی از عمر خود را به رسم سالکان طريقت در سفر به مکه و ماورالنهر گذراند و بسياری از مشايخ را زيارت کرد. در پيری هنگامی که بهاءالدين محمد بلخی پدر مولوی با پسرش رهسپار عراق بود، در نيشابور با وی ملاقات کرد و به پدر مولانا گفت که اين پسر در آينده آفتاب شرق میشود و نسخهای از اسرارنامه خود را به جلالالدين محمد خردسال داد.
از فريدالدين محمد به قولی به تعداد سورههای قرآن ۱۱۴ اثر مکتوب به جای مانده است. دولتشاه سمرقندی درباره آثار او مینويسد: "شيخ را ديوان اشعار بعد از کتب مثنوی چهل هزار بيت باشد، از آن جمله دوازده هزار رباعی گفته، و از کتب طريقت تذکرةالاوليا نوشته و رسايل ديگر به شيخ منصوب، مثل اخوان الصفا و غير ذلک، و از نظم آن چه مشهور است اين است: اسرارنامه، الهینامه، مصيبتنامه، جواهرالذات، وصيتنامه، منطقالطير، بلبلنامه، حيدرنامه، شترنامه، مختارنامه و شاهنامه، دوازده کتاب نظم است و میگويند چهل رساله نظم کرده و پرداخته اما نسخ در ميان مثنویهای عرفانی عطار، منطقالطير شاهکار وی است. عطار در اين منظومه شرح طی راههای طريقت را در قالب حکايت سفر دور و دراز سی مرغ به دنبال سيمرغ آورده است. کتاب تذکرةالاوليا عطار مشهورترين اثر منثور اوست که درباره مقامات عرفا نوشته شده است. در خصوص تاريخ و چگونگی وفات عطار نيز مانند تولدش اختلاف نظر وجود دارد. برخی چون دولتشاه آن را به تاريخ دهم جمادیالثانی به دست مغولی میدانند، برخی ديگر به زمان حمله چنگيز در ۶۱۶ اشاره میکنند و ديگران سالهای ۶۲۷ – ۶۳۷ را تاريخ صحيح ذکر میکنند. جنازه عطار را در گورستانی در حاشيه نيشابور دفن کردهاند. اميرعلیشير نوايی، وزير شاهرخ تيموری، در اواسط قرن هشتم برای نخستين بار دستور مرمت بنای آرامگاه عطار را داد. اين بنا در حدود سالهای دهه چهل به همت انجمن آثار ملی بازسازی شد. عطار را به درستی از بزرگان شعر و تصوف ايران بايد دانست و تداوم دهنده سنايی در عرفان ادبی و استاد مولانا جلال الدين محمد بلخی است و بی سبب نيست که مولانا سرود: عطار روح بود و سنايی دو چشم او و نورالدين عبدالرحمان جامی درباره او گفته است: "آنقدر اسرار توحيد و حقايق اذواق و مواجيد که در مثنويات و غزليات وی اندراج يافته، در سخنان هيچ يک از اين طايفه يافته نمیشود." منابع: |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||