بهزاد بلور عکس ها از افشين دهکردی |  |
هنگامه: " عيدتون مبارک، خوشحالم که آرزوی عيد پارسالم زودترازاونی که فکر می کردم، برآورده شد."
بهزاد: ( ابروها بالا چشمها زول زده. حرارت اتاق پشت صحنه کنسرت لندن ۴۸ درجه شرجی البته به دو دليل يکی لامپها و ديگری ۳۹ درجه هنگامه!.. ميکروفن رو به هنگامه نزديکتر کردم) هنگامه: آرزوم اين بود که بتونم دور دنيا کنسرت بدم که اين عيد به آرزوم رسيدم. ولی هنوز روی صحنه دلهره دارم. بهزاد: هنگامه آخه سابقه خوانندگی تو به ۱۵ سال قبل بر می گرده. با گروه "پرواز" که کامران و فريدون هم جزوش بودن خوانندگی رو شروع کردی، ديگه نبايد دلهره داشته باشی!
هنگامه:آخه اون زمان تعداد تماشاچی ها کم بود.الان کنسرتها چند هزار نفريه و بايد تجربه اين جور کنسرتها رو پيدا کنم و چون دوست دارم که برنامه خوب اجرا بشه ، وسواس زيادی هم به خرج می دم. اينها جای خودش تو اين سفرهای دور اروپا سرما خوردم و وقتی رفتم روی صحنه تب داشتم. بهزاد: آروزی سال نوت؟ و لطفأ از اون جمله ها هم نگو." بازگشت به ايران و خوشبختی برای همه و . . ." هنگامه: نه اتفاقا آرزوم يک چيز ديگه بود. آرزومه که آلبوم جديدم زودتر بياد بيرون تا واکنش مردم رو ببينم.خيلی خيلی خيلی بی صبرانه منتظر تموم شدن اين آلبوم هستم که تا ماه سپتامبر يا شهريور بيرون مياد. شعرها از مريم حيدرزاده و آهنگها از رامين زمانی. راهرو پشت صحنه شلوغ شد. افشين و امير (برادرش) و اميرعلی ( رقصنده و دوست صميمش) و ۶ نفرموزسين منتظرن که نوبتشون بشه. افشين سر به زنگها داره بند کفششو می بنده ( حرکت عصبی پيش از کنسرت)
|