13:41 گرينويچ - پنج شنبه 24 مارس 2005
مهرداد فرهمند
سيد جلال الدين آشتيانی، از استادان بزرگ فلسفه و حکمت اسلامی در ايران چهارشنبه 23 مارس (سوم فروردين) پس از يک دوره طولانی بيماری، در سن حدود هشتاد سالگی در شهر مشهد در ايران درگذشت.
آقای آشتيانی در سال 1304 خورشيدی در شهر آشتيان در مرکز ايران ديده به جهان گشود و در حوزه علميه قم به تحصيل علوم اسلامی پرداخت.
وی در دوران تحصيل در حوزه علميه قم، گذشته از فراگيری فقه و اصول، تلاش خود را بيشتر بر تحصيل فلسفه و حکمت اسلامی متمرکز کرد و در اين زمينه نزد استادانی چون آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران، علامه سيد محمد حسين طباطبايی، نويسنده تفسير معروف الميزان، آيت الله سيد ابوالحسن رفيعی قزوينی و ميرزا مهدی آشتيانی به تحصيل پرداخت.
آقای آشتيانی پس از پايان تحصيلات خود در قم، ساکن مشهد شد و بقيه عمر خود را در اين شهر سپری کرد.
او سالها در حوزه علميه مشهد و همچنين دانشگاه فردوسی در اين شهر به تدريس اشتغال داشت و تأليفاتی نيز بر جای گذاشت که از مهمترين آنها می توان به شرح مقدمه قيصری بر فصوص الحکم (در عرفان نظری)، تفسير سوره حمد و هستی از نظر ملاصدرا اشاره کرد.
او بسياری از متون فلسفی کهن را تصحيح کرد و مجموعه ای از آثار حکمای الهی ايران را با ترغيب و همکاری هانری کربن اسلام شناس فرانسوی به چاپ رساند.
محمدرضا حسينی آملی، از شاگردان آقای آشتيانی که هم اکنون حوزه تدريس او را در حوزه علميه مشهد در دست گرفته و جانشين استادش شده است می گويد شاخصه و خصيصه بارز در شخصيت علمی سيد جلال الدين آشتيانی اين است که او در مباحث عرفانی در زمان خود بی نظير بوده و تبحر فراوانی در افکار و آرای محی الدين بن عربی داشته است.
محی الدين ابوعبدالله محمد بن عربی، معروف به "شيخ اکبر" از بزرگترين حکما و عرفای عرب مسلمان محسوب می شود که در قرون ششم و هفتم هجری می زيسته و بنيانگذار نظريه معروف "وحدت وجود" است که در دو اثر مشهور او، فصوص الحکم و فتوحات مکيه انعکاس يافته و پايه انديشه عرفانی در حکمت اسلامی به شمار می رود.
آقای حسينی آملی ويژگی ديگر جلال الدين آشتيانی را تخصص و تبحر او در افکار و نظريات صدرالمتألهين شيرازی، معروف به ملاصدرا، حکيم بزرگ ايرانی در سده های دهم و يازدهم هجری می داند و می گويد که آقای آشتيانی در تدريس آثار ملاصدرا و بررسی نظريات او همواره بر ظهور انديشه های عرفانی محی الدين عربی در افکار اين حکيم ايرانی پای می فشرد و به تبيين و تشريح آن می پرداخت.
به گفته آقای حسينی آملی، جلال الدين آشتيانی در حل و بررسی مفاهيم عرفانی در آثار ملاصدرا دنباله رو و همرأی استاد خود، آيت الله خمينی بود.
با اينهمه آقای آشتيانی پس از انقلاب کناره جويی اختيار کرد و از هر گونه تاييد يا تکذيب جريانات سياسی خودداری می کرد.
آن گونه که آقای حسينی آملی می گويد، جلال الدين آشتيانی مکتب و مشرب فکری مستقلی از خود نداشت و به جای مطرح کردن نظريات تازه، تلاش خود را بر گردآوری و شرح نظريات گذشتگان متمرکز کرد و معتقد بود که "آنچه در باب معارف لازم بود بيان شود را بزرگان بيان کردند و جايی نگذاشتند که کسی بتواند چيزی پس از اين بيان کند".
احمد مهدوی دامغانی، استاد علوم اسلامی در دانشگاههای آمريکا نيز جلال الدين آشتيانی را دارای قلمی شيوا، ذوقی لطيف و نظری صائب توصيف می کند و می گويد که بيشترين تأثير آقای آشتيانی بر محافل و جريانات معاصر فکری اسلامی از طريق نوشته ها و آثار قلمی بوده که بر جای گذاشته و از اين لحاظ با هيچيک از استادان و پژوهشگران کنونی فلسفه و حکمت اسلامی قابل مقايسه نيست.
سيد جلال آشتيانی مدتها در بستر بيماری بود و با توجه به طولانی شدن مدت بيماری او به دستور رئيس جمهور خاتمی كليه تجهيزات درمانی به همراه دو پرستار كه بطور تمام وقت انجام وظيفه می کردند به منزل وی منتقل شد.
به مناسبت درگذشت سيد جلال الدين آشتيانی، رئيس جمهور، رئيس مجلس شورای اسلامی و رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران پيامهای تسليت صادر کرده اند و محمد خاتمی، رئيس جمهور ايران در پيام تسليت خود به اين نکته اشاره کرده که از آقای آشتيانی با عنوان "ملاصدرای زنده" ياد می شده و وی را شايسته اين لقب دانسته است.
از آقای آشتيانی همسر يا فرزندی بر جای نمانده است.