|
بابانوئل ايرانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کريسمس مبارکی به زبان انگليسی: Ho Ho, Ho Ho, Have you been a good boy or have you been a good girl? How old are you? Let's see what we have got for him today! hahaha, Ho Ho, Ho Ho!
حالا به زبان فارسی:
خيلی ممنون!
داستان به اين صورته که ما در شمال لندن و در شهرداری Barnet سازمانی تشکيل داديم که شبکه سازمان های پناهندگی از مليت های مختلف در شمال لندن رو در بر می گيره! در عين حال يک سازمان ديگه ای رو به اسم سرويس پناهندگی شهردای Barnet تشکيل داديم که من عضو هیأت مديره اون سازمان هستم. اين هفته ما برای بچه های پناهنده از مليت های مختلف يک جشن کريسمس تشکيل داديم و از من خواسته شد در نقش بابانوئل ظاهر بشم. قبلاً هم من اين کار رو کرده بودم! مثل اينکه به شکل من می خوره! هم به خاطر سيبيلم و هم اينکه يک مقداری تپلم!
اين کار رو برای اين انجام داديم که به بچه هايی که تازه به اينجا اومدن خوش بگذره و به شرايط اين کشور عادت کنن. جالب اينه که خيلی از اين بچه ها فکر می کردن به واقع من بابانوئل هستم! چون لباس کامل بابانوئل رو پوشيده بودم! به ترتيب سن هديه اونها رو چيده بوديم! من هديه اونها رو که می دادم به زبون خودشون ازشون خداحافظی می کردم! اينها هم فکر کردن معجزه عجيبی شده و اين بابا نوئل هم ترکی بلده، هم عربی بلده، هم با لهجه افغانی صحبت می کنه و خيره مونده بودن! همه شون می گفتن خدا کنه که اين بابانوئل سال ديگه هم بياد!
دقيقاً همينطوره. من هم قصد ترويج مسيحيت رو ندارم و بر اين باور نيستم. تنها قصد داشتيم بچه ها رو خوشحال کنيم و جشن رسمی اين کشور رو برگزار کنيم. اتفاقاً يکی از اين بچه ها تو اين جشن قرآن خوند! فقط قصد اين بود که طبق رسم اين کشور به بچه ها هديه بديم.
اتفاقاً چند نفر از پدر و مادرهای پناهجو هم از من هديه می خواستن! ما هم مجبور شديم که بگيم هديه مال بچه هاست و دست رد به سينه شون بزنيم!!!
همينطور که ما به ياد نوروز می افتاديم و شادی به دلمون می اومد و تا صبح به عشق هدايا بيدار می مونديم، توی جهان غرب هم اين چهره به دوران خوشی ايام سال نو ارتباط داره. طبيعيه که اين چهره و اين دوران به هم وصل ميشه و مردم رو خوشحال می کنه.
دو نوع برنامه در اين ايام برگزار می کنن. يکی اينکه مثلاً در آمريکا در مراکز خريد بابانوئل ميشينه و بچه ها ميرن پيشش و آرزو می کنند. بعد شايد هم اون آرزو رو بابانوئل به پدر و مادرها منتقل بکنه. اما در بعضی از جشن ها بابانوئل يک دفعه ظاهر ميشه! من هم همين کار رو کردم و به اونها هديه های آماده رو دادم و به انتظار آرزوی اونها نبوديم. اما ما نمی خواستيم تشويق بکنيم که اينها حتماً آرزويی هم بکنن. فقط می خواستيم بگيم که ايام کريسمس و سال نو بريتانياست و شما هم به اينجا خوش آمديد!
سفارش من فقط به بابانوئل ها نيست. بلکه به پدر و مادر ها هم هست. آدم نبايد بچگی خودش رو فراموش بکنه. اگر اون رو فراموش نکنه اونوقت ميتونه ارتباط خوبی با بچه ها برقرار بکنه. دوماً اينکه بچه ها مثل آينه هستن. هر کاری که انجام بدين به شما منعکس می کنن. بايد با بچه ها مهربون بود. يک لبخند، يک احترام، يک نگاه به بچه ها و حالشون رو پرسيدن خيلی تاثير داره و اونها هم اين احترام رو منعکس می کنن.
نه ديگه! اتفاقاً دوستان من در اين سازمان می گفتن که بد نيست تو اين کار رو ادامه بدی! ولی من قصد ندارم مشغول به شغل شريف بابانوئلی بشم!
نه نديده بودم. ولی خاطرم هست که در دوران بچگی ما در فيلم هايی که نمايش می دادن هميشه از بابانوئل حرفی زده می شد. مترادف اون در سالهای ۱۳۵۰ به بعد عمو نوروز رو داشتن درست می کردن که همون شباهت رو داشت. حاجی فيروز می اومد بشارت نوروز رو می داد و عمو نوروز هديه می داد! اين حالت زمان کوتاهی رسم شد که با انقلاب اون هم تغيير پيدا کرد! فرشيد جان خيلی ممنون. در آخر اون جمله معروف بابانوئل رو برامون بگو ... |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||