14:30 گرينويچ - يکشنبه 04 ژوئيه 2004
لادن پارسی
عصر سيزدهم تيرماه نخستين جشن تيرگان که در ايران باستان روز نويسنده نيز بوده، به همت انتشارات کاروان و مجله جشن کتاب و با حضور محمدعلی سپانلو، محمد محمدعلی، فرزانه کرم پور، محمدقاسم زاده، آرش حجازی، کيکاووس ياکيده و جمع کثيری از علاقه مندان در خانه هنرمندان در تهران برگزار شد.
اين مراسم به مناسبت ياد روز تيرافکندن آرش کمانگير، پيروزی فرشته باران بر ديو خشکسالی و روز نويسنده در ايران باستان برگزار شد.
نخستين بار در سيزده تير ۱۳۷۴ و در آخرين مراسم اهدای قلم زرين مجله گردون که به ابتکار عباس معروفی برگزار می شد، محمدعلی سپانلو گفت: به نوشته ابوريحان بيرونی در آثار الباقيه سيزدهم تير روز ستاره تير يا عطارد است و چون عطارد کاتب ستارگان است، سيزدهم تير را می توان روز نويسنده ناميد.
محمدعلی سپانلو در آن زمان پيشنهاد کرد همه ساله در اين روز جشن نويسنده و کتاب برگزار شود. اين پيشنهاد به دليل خروج عباس معروفی از ايران و تعطيلی مجله گردون، به فراموشی سپرده شد.
در راهرويی که به سالن بتهوون خانه هنرمندان ختم می شود که مراسم در آنجا برگزار می شد دو ميز گذاشته بودند. روی ميز نخست کتاب های نويسندگان حاضر در مراسم برای فروش ارائه می شد و روی ميز دوم مطابق يکی از آيين های باستانی تيرگان، کوزه ای پر از اشعار حافظ برای تفال و سبدی پر از بسته های کوچک نقل قرار داشت.
استقبال جوانان و علاقه مندان به حدی بود که در راهروهای طبقه اول و دوم خانه هنرمندان جا برای ايستادن نبود و جمعيت از طريق تلويزيون های مدار بسته مراسم را دنبال می کردند.
در اين مراسم نخست به مناسبت اين روز فرخنده ياکيده شعر بلند آرش سياوش کسرايی را خواند و بعد محمد محمدعلی فصلی از رمان منتشر نشده مشی و مشيانه به نام احوال ريواس عاشق را خواند و سپس به طور مختصر در باره اسطوره کيومرث که نخستين انسان، پيش از نخستين زن و مرد (مشی و مشيانه) بود، سخن گفت.
فرزانه کرم پور بخشی از رمان دعوت با پست سفارشی را قرائت کرد و بعد محمد قاسم زاده در باره ميراث فرهنگی پدران اين سرزمين صحبت کرد.
او گفت: "پدران ما کشورها گشودند و سرزمين ها فتح کردند. از مصر تا يونان را به کمک شمشير و نيزه تصرف کردند. اما آن فتوحات از بين رفت و فقط قسمتی از خاک آن امپراطوری بزرگ برای ما ماند. اما بعضی از پدران ما سرزمين هايی را گشودند و فتح کردند که هيچگاه از دست نمی رود. به نظر من ادبيات گذشته ايران مجمع الجزاير بزرگی است که حاصل اين فتوحات است."
محمد قاسم زاده سپس به نشانه های حضور فرهنگی حوزه های فرهنگی مانند هند، بين النهرين و ترک ها در ادبيات کهن ايران اشاره کرد و گفت: هيچ يک از مردم سرزمين هايی که ما اين چنين گوشه هايی از ميراث شان را تصرف کرديم، نه تنها معترض نيستند، بلکه با افتخار از اينکه فرهنگشان در فرهنگ ما جريان دارد، سخن می گويند.
آقای قاسم زاده با ياد کردن از نويسندگان گمنامی که هزار و يک شب و ديگر آثار بی نام را آفريده اند، به سخنان خود پايان داد.
بعد آرش حجازی، نويسنده و ناشرجوان که صاحب امتياز و مدير مسئول مجله جشن کتاب است در باره ريشه واژه جشن توضيح داد و گفت: اين کلمه در ايران باستان به معنای نيايش و ستايش بوده و قوم ما بزرگترين ستايش را شادی می دانسته و به همين دليل هم اسم جشن کتاب را برای نشريه مان انتخاب کرديم.
او سپس قسمتی از رمان شاهدخت سرزمين ابديت را خواند و در پايان کيکاووس ياکيده را برای شعر خوانی فراخواند.
در آخر برنامه نيز محمدعلی سپانلو شماره پنجاه مجله گردون را با ياد نويسندگانی که در آن زمان ( ۱۳۷۴) در قيد حيات بودند، مرور کرد و بخش هايی از گزارش جشن قلم زرين را خواند. در اين شماره از مجله گردون گزارش آخرين مراسم اهدای قلم زرين به نويسندگان آمده بود.
او ضمن اشاره به پيشنهادی که ۹ سال پيش طرح کرده بود، از احمد شاملو، هوشنگ حسامی، محمود احيايی، هوشنگ گلشيری، فريدون مشيری، غزاله عليزاده، بيژن نجدی و بيژن جلالی به نيکی ياد کرد.
پس از پايان مراسم نويسندگان حاضر در جلسه کتاب های خود را برای علاقه مندان امضاء کردند.
درباره جشن تيرگان
برگزارکنندگان مراسم در معرفی تيرگان آورده اند: تيرگان يکی از مهم ترين جشن های ايران باستان بوده است.
آيين های اين جشن هنوز در بسياری از سنت های بومی و محلی ما رايج است، بی آنکه سرمنشاء آن سنت را بدانيم.
در ايران باستان هر روز نامی داشته و هرگاه نام روز و ماه يکی می شد، جشنی به نام آن روز برپا می شد. سيزدهم تيرماه ، تير روز نام دارد و به سه مناسبت اين روز جشن گرفته می شد.
در اين روز تيشتر، ايزد باران بر اپوشه، ديو خشکسالی غلبه کرد و باران باريد و زمين ديگر بار سبز شد و مردم جشن گرفتند و آن جشن به ياد ورجاوندی (بلند پايه، ارجمند ) باران به جای ماند.
همچنين در اين روز هوشنگ پيشدادی نويسندگان و کاتبان را به رسميت شناخت و آنان را گرامی داشت. مردم جشن گرفتند و آن جشن به ياد ورجاوندی قلم به جای ماند.
و سرانجام پس از مدت ها محاصره ايران زمين توسط تورانيان در دوران منوچهر شاه، توافق بر اين شد که يکی از ايرانيان تيری بيندازد و هرجا تير فرود آيد، آنجا را مرز ايران و توران بشناسند. پس در اين روز آرش، کماندار ايرانی، از فراز البرز تيری انداخت و جان خود را همراه تير کرد. خود جان سپرد، اما تير بر مرز پيشين ايران و توران فرود آمد و جنگ پايان يافت. مردم جشن گرفتند و آن جشن به ياد ورجاوندی صلح به جای ماند.
آيين های تيرگان
در اين جشن، مردم به گرامیداشت پيروزی باران بر خشکی، جشن آب می گرفتند و به همديگر آب می پاشيدند و شادی می کردند و گل و سبزه به هم هديه می دادند. لباس نو می پوشيدند و به هم نقل و شيرينی می دادند.
در اين جشن مردم به ياد پايان محاصره افراسياب، گندم می پختند و می خوردند.
به دور کله قند نخ زرين می بستند و آن را تير و باد می ناميدند و نخ زرين را به ياد پيکان آرش، به باد می سپردند، چرا که باد تير آرش را به دوردست ها برد.
در اين روز فال کوزه می گرفتند. هرکس شعری در کوزه دختر جوانی می انداخت و بعد نيت می کردند. دختر دست در کوزه می کرد و فال هرکس را به او می داد.