BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 18:00 گرينويچ - شنبه 17 آوريل 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
اوهام در کنسرت
 

 
 
کنسرت بچه ها سرساعت شروع شد.

اول يک مقدمه به زبان آلمانی برای تماشاچيان گفته شد، تا مردمی که گروه رو نمی شناسن ، گوشی دستشون بياد. حدودأ نصف سالن پر شده بود. اکثرأ هم ايرانی آمده بود .

با دو سه نفر که صحبت می کردم بهم می گفتن که دو سه روز پيش تو راديو و تلويزيون داخلی آلمان برای اولين بار درباره گروه اوهام شنيدن! يک آقائی رو ديدم که "براوو براوو" می گفت .آقای مسنی بود(نسبتأ).

می گفتش که : ديشب يکی از آهنگهای اين بچه ها رو از راديو شنيدم خيلی خوشم آمد(آهنگ درويش)از اينکه اين بچه ها موسقی اصيل و راک رو باهم قاطی کردن خيلی خوشم آمده و برای همين آمدم ديدنشون تو اين سالن ".

صدا

نگرانی بچه ها ی اوهام صدای سالن بود که بيشتر به درد کنسرتهای کلاسيک و سازهای سنتی می خوره.
با صدا بردار کنسرت (اندی که آلمانيه ) صحبت کردم می گفت که شکل سالن برای سازهای کلاسيکه نه راک.
د رطول کنسرت صداها خوب شنيده می شد ولی خود گروه اوهام گهگاهی ناراضی بودن و هی به صدابردار علامت ميدادن که " بابا صدای ما کو؟"


صحنه

بچه بعد از دست زدنهای تماشاچيا آمدن رو ی صحنه و گيتاراشون رو انداختن رو ی دوششون و با آهنگ درويش شروع کردن و صدای جيغ از بين تماشاچيا بلند شد. همه البته مودب نشسته بودن و بتدريج جوونترا صندليا رو ول کردن و آمدن جلو وايسادن و با آهنگهای گروه اوهام دست زدن.
آهنگ" نهال حيرت" هم خيلی طرفدار داشت و صدای غژک که رضا آبائی همراه آهنگ می زد دل همه رو برد.

جيغ بنقش

يکدفعه از وسط جمعيت يک پسری به آلمانی يک دادی زد و يک چيزائی گفت که ما نفهميديم و بچه های اوهام هم نگران شدن . همه فکر کرديم که تظاهرات ضد اوهام راه افتاده .

ولی داد و فرياد که تموم شد همه هورا کشيدن و سالن ريخت به هم! يکدفعه مردم ريختن جلوی صحنه و شروع کردن داد و فرياد و رقص با آهنگهای اوهام . يک پسر ايرانی شروع کرد "هد بنگ" زدن( کله می کوبيد)، فرهنگ لغات روزهفتم).

با دو تا دختر که جيغ می زدن و می رقصيدن حرف زدم فهميدم که اصلأ آلمانين ! شاخ درآوردم . اينا اينجا چيکار می کنن. بعد با اون پسری که به آلمانی داد زد و بعدش مردم ريختن جلوی صحنه.

اسمش آذينه و بيست ساليه که اينجاست: من گفتم که بلند شين بابا، اين بچه ها با هزار تا مکافات از تهران بلند شدن آمدن اينجا و شما همش رو صندلياتون نشستين ؟ بلند شين يه حالی بهشون بدين.
بهزاد: خودت بچه ها رو از کجا ميشناسی؟

آذين : تو اينترنت کارشونو شنيدم . دوستای آلمانيم آوردم . چيزی که برای ما ها و آلمانی جالبه اين راکيه که بچه ها ميزنن چون صدای سازهای اصيل هم قاطيش کردن و اين باعث شده ، تو اين اروپا که همه جور راک هست . کارشون جلوه کنه . کارشون با اين سازهای ايرانی استثنائی شده.

اوهام و نورافکن

صحنه با نورهای قرمز و سفيد و زرد ، روشن شده بود. و تنها کسی که وسط بچه ها ی اوهام خيلی خوب معلوم بود خود شهرام شَعرباف بودش که سرشو تراشيده بود .

بقيه کلاه کشی ( بابک آخوندی با تی شرت سبز ) و کلاه فرانسوی ( بابک رياحی پور با تی شرت قرمز) و بره( کسری ابراهيمی پشت درامز) بودن و رضا هم که سازهای اصيل می زد يکدست سياه پوشيده بود.
بچه ها گاهی ميشستن ميزدن گاهی بپر بپر ميکردن گاهی روبروی هم وای ميستادن. بابک رياحی پور که اينجا تو آلمان درس خونده وسط آهنگها به زبون آلمانی آهنگها رو معرفی ميکرد.

ولی کل کنسرت خيلی خوب برگزار شدو پر از شور و حال بود بخصوص تماشاچيا هم بتدريج گرم شدن و خيلی خوب با اوهام همراهی ميکردن. شهرام خيس عرق شده بود.

صدای راک بچه ها از گروههای خارجی کم نداشت و کلأ مردم خيلی راضی از سالن رفتن بيرون البته بعد از اينکه دو بار از گروه خواستن که برگردن و بچه ها " درويش " و" نهال حيرت" رو اجرا کردن و ديگه از صحنه آمدن پائين . تا که از روی سکوی صحنه آمدن پائين از پايه گذار گروه شهرام ، يک سوال ضايع ولی لازم پرسيدم!

احساست چيه ؟
شهرام : خيلی عاليه انگار دنيا روبهم دادن.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران