|
دومين جشنواره ' سينمای ايران در تبعيد ' | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دومين جشنواره سينمای ايران در تبعيد (پاريس)، با نمايش بيست فيلم و دو برنامه ويژه و سخنرانی ، روزهای دوم تا چهارم آوريل به همت انجمن هنر در تبعيد، برگزار شد. برنامه امسال نسبت به برنامه قبلی متاسفانه چندان موفق و جذاب نبود. برخی از فيلم ها تکراری بودند، برخی از آنها کيفيت ضبط ويدئوئی خوبی نداشتند و بودند فيلم هايی که در چارچوب سينمای در تبعيد نمی گنجيدند. نگاهی به بعضی از فيلم های جشنواره از فیلم های سينمايی، فيلم خانه جهنمی ساخته سوسن تسليمی بازيگر سرشناس ايرانی بود که چند سال پيش به کشور سوئد پناهنده شد. اين فيلم که دو سه سال پيش ساخته شده است به زندگی آشفته يک مرد ايرانی می پردازد که با وجود اقامت طولانی در سوئد، هنوز خود را با فرهنگ جامعه ميزبان تطبيق نداده است و زندگی را بر همسر سوئدی و بر دو دختر بزرگ و پسر نو جوانش جهنم کرده است. "حسن بريجانی" در نقش مرد و "بی بی عزيزی" در نقش مادر او بازی های گيرائی دادند. فيلم سياهی لشکرها که به صورت غير مجاز توسظ نصرالله شيبانی و مسلم منصوری در تهران تهيه شده است، در باره مردانی است که در فيلم های قبل از انقلاب " بدل کار" و "سياهی لشکر" بوده اند وحالا که دوران آن گونه فيلم ها سر آمده است، روزها، با روحيه ای افسرده و بيمارگونه، در قهوه خانه ای که پاتوقشان است جمع می شوند و به درد دل هم می رسند و منتظرند که شايد مدير تهيه يک سريال تلويزيونی بيايد و برای يکی دو روز آنها را اجير کند. لحظاتی هست که احساس می کنی بعضی از آنها را جايی ديده اي، درد دل آنها شنيدنی است. فيلم مخملباف بدون حجاب فيلمی است که شاپور دانشمند چند سال پيش در آمريکا در باره محسن مخملباف تهيه کرده است و حالا با تاخير بسيار در برنامه جشنواره است.
در اين فيلم پنجاه دقيقه ای، قطعاتی از تمام فيلم های مخبلباف تا فيلم گبه که هنگام تهيه مخبلباف بدون حجاب آخرين فيلمی بود که ساخته بود، نشان داده می شود و تنی چند از ايرانيان اهل فرهنگ و هنر در باره آنها اظهار عقيده می کنند، چند نمونه: بهمن مقصود لو ( در باره فيلم هنرپيشه) : خواست فيلمی بسازد که بفروشد و پول تهيه کننده برگرده. اين را از وجدان آگاه مخملباف مثال مياورم. واين فيلم فروخت! هما سرشار: آدمی که با چاقو می خواهد کسی را بکشد به اونجايی می رسد که بگه "چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد" يعنی از اونجا بياد به سهرب سپهری برسد، واقعا يک راه طولانی رو طی کرده. سهراب شهيد ثالث: عدالت اجتماعی رو ايشون نميشناسه. خيلی متاسفم! پرويز صياد در باره "گبه": در جايی خواندم منتقدی اين فيلم را به سمفونی رنگ تعبير کرده. تعبير من هم از اين فيلم تقريبا همينه به شرطی که کلمه "ريا" را به نظر آن منتقد اضافه کنيد. به نظر من گبه سمفونی رنگ و رياست. بايد اضافه کنم که در دفعات قبلی که فيلم را ديدم، اظهار نظر محسن مخملباف که فقط صدای يک مکالمه تلفنی بود در پايان فيلم شنيده می شد که در اين نمايش وجود نداشت. فيلمی که نمايش آن سر و صدا بر انگيخت و چند نفری هم سالن را ترک کردند، فيلمی بود با عنوان "تروريست واقعی رژيم آخوندی است." فيلم که ساخته حسين پويا مقيم انگلستان است، فيلمی است که به بهانه محکوم کردن جمهوری اسلامی به دفاع از سازمان مجاهدين خلق می پردازد. اين فيلم که ساختار ضعيفی هم دارد با اعتراض تنی چند از تماشاگران روبرو شد.
دو برنامه ويژه هم يکی به ياد فريدون رهنما با نمايش دو فيلم او تخت جمشيد و پسر ايران از مادرش بی خبر است و يکی هم به ياد نصيب نصيبی با نمايش فيلمی از او، چه هراسی دارد ظلمت روح که در سال 1352 ساخته بود بر گزار شد. نصيب نصيبی در سال های پيش از انقلاب در قسمت پژوهش تلويزيون ملی ايران به سر پرستی فريدون رهنما، بيش از سی فيلم مستند و تجربی ساخت. او که در سال های آخر هم بينايی خود را از دست داده بود، دو ماه پيش در تهران به زندگی تاريک خود که به هر حال برای يک فيلمساز غير قابل تحمل است، پايان داد. بصير نصيبی منتقد و پژوهشگر سينما که از آلمان آمده بود يک سخنرانی زير عنوان "سينمای سانسور - سينمای معترض" داشت و در پايان آن به صحبت و گفتگو با تماشاچيان پرداخت. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||