|
ماه هزار پاره | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ماه هزار پاره سومين مجموعه شعر شريف سعيدی است که به همت محمد ابراهيم شريعتی افغانستانی از سوی انتشارات عرفان به چاپ رسيده است. بعد از پيشگفتار کوتاه ناشر، آغاز سخن کتاب به خامه استاد شعر و ادب معاصر واصف باختری است که قصه آشنايی اش را با شعر سعيدی باز می گويد. می خوانيم: "آن روز که برای نخستين بار سی و چند شعر محمد شريف سعيدی را پيهم خواندم ، تصور می کردم در جايی، بر بلندايی مشرف بر آبشخور آهوان نشسته ام و چشمم و دلم و چشم دلم از ديدن آنها سير نمی شوند." چند سطر بعدتر باختری، سعيدی را شاعری معرفی می کند که در کار شاعری و به ويژه در "سرايش غزل به آميزه ای دست يافته است از زبان بوطيقايی، و تالم شاعرانه ونوستالژی؛ و نيز توانسته است بی آنکه در در پرتگاه عاميگری سقوط کند، در جاهايی مفردات و ترکيبات زبان روزمره را در مسامات شعرش نفوذ دهد." تنوع مضمون درين گزينه در کنار به کار گيری وزنهای گوناگون و شکل های شعری ما را به باور توانمندی شاعرپيوند می دهد. از ۶۶ شعر اين گزينه ۱۶ شعر (که ۱۰ تای آنها رباعی است) در قالب های مدرن است. ۵۰ سروده باقيمانده غزل اند؛ غزل هايی که از تازه ترين امکانات زبان بهره برگرفته اند، غزل های تصويری و روايی، غزل هايی که به شدت نو اند حتی وقتی شعر مناسبتی اند. شعر مناسبتی مدتهاست جايی مناسب در شعر و ادب معاصر نداشته است. در شعرهای شريف و در همين گزينه حاضر به بيش از ۶-۷ شعر بر می خوريم که انگيزه بيرونی دارند و به مناسبت های مختلف سروده شده اند. چنانکه شعر "ماه هزار پاره" که عنوان کتاب را هم به خود اختصاص داده، به خاطر نابود شدن بت های باميان سروده شده و "دخمه سرد" به مناسبت خودسوزی دختران در هرات. اين مناسبت ها به عاطفه شاعر گره می خورند واز ذهن و ذوق او عبورميکنند تا در قالب غزلی حضور يابند- حضور زنده و ارزنده. زبان روايی در غزل زبان سعيدی بازتاب حوادث نيست به گفته بزرگ مردی از عرصه سينما که می گفت "سينما باز تاب واقعيت نيست؛ واقعيت بازتاب است"، او در شعرش واقعيت بازتاب است. درين مجموعه مضمون های جاودانه شعر فارسی را می يابی از عشق و بيزاری از دوری و جدايی و وصل و باهمی از حسرت و عشرت، از وطن، از خاک، از جنگ از صلح. اما در می يابی که به قول حافظ همه اين موضوعات تکراری در شعر او"نامکرر" است. چرا که شريف سعيدی چنان صميمانه از پشت اين شعرها با خواننده و پذيرنده اثرش رابطه ايجاد می کند که خواننده خود را با در تجربه های او سهيم می يابد. هماهنگی دو محور افقی و عمودی شعر در اشعار سعيدی در غزل هايی اتفاق می افتد که از زبان روايی و ساخت داستانی برخوردارند. روايت در شعر فارسی کاری نو نيست و بسا قالب های ميانه و کوتاه مثل مثنوی و قطعه قالب های خاص روايت بوده اند. اما استفاده از زبان روايت در شعر چيزيست غير از روايت به زبان شعر. مثلا در شعر نيمايی، نمونه هايی مانند شعر "گون و نسيم" از داکتر کدکنی و شعر "نشانی" از سهراب سپهری از تجربه های موفق استفاده از زبان روايت در شعر است که سعيدی آنرا به سرزمين غزل می برد. در غزل "قطار" و" اين همه دنيا" شاعر از عناصر داستانی استفاده می برد ودر اين عناصر منطق شعر را جاری می سازد. در شعر "قطار"، مسافری سوار قطاری می شود، در قطار به گذشته می انديشد و خواب آينده را می بيند. قطار تصادف می کند. در مصراع اول شعر ساده و نظم وار است: قطار می رسد و با زوزه توقف می کند اما در مصرع های بعدی است که شعر می شود. يعنی وقتی قطارغروب منتظر و خسته را تعارف ميکند و مسافر ساک غمش را ميگرد و بالا می رود و سکوت مه زده کوپه را تصرف می کند: قطار آمد و با زوزه ای توقف کرد/ غروب منتظر و خسته را تعارف کرد اين عناصر نشاندهنده حضور منطق شعر در ساختار داستانگونه غزل است که شريف سعيدی مهر و نشان خاص خود را بر آن می زند. پيوند کاربردهای زبانی ايران و افغانستان سعيدی راهی صميميت زبان است و راوی صميمانه آن. سعيدی در جای بلندی ننشسته تا از آن بالا به خود حق بدهد تا واژه ها را به شاعرانه و غير شاعرانه، کلام رايج در ايران و افغانستان و گفتاری و نوشتاری تقسيم کند و با ذوقی از قبل عيار شده به گزينش واژه ها بپردازد. او صميمانه واژه های رايج زبان و گويش های مختلف مروج در دوسوی مرز را در شعرش رخصت حضور می دهد. در شعر بی نشانی واژه "چوری" را اززبان مروج در افغانستان و" کفش کتانی" را از فارسی رايج در ايران برمی دارد تا دست و پای اين اندام ازهم گسسته را به هم پيوند دهد: از گل به دست های تو چوری گذاشتم زبان در غزل های سعيدی نو است و برخورد شاعر با زبان نو، هر چند گاهی شاعر به سراغ قافيه های دشوار می رود و خود را به آزمايش می گيرد. اما وقتی که او نه از روی آزمون وزن يا قافيه و رديف های مشکل شعر می گويد، خواننده خود را در مسير وزش يک لحظه گويا و پويا با شاعر يکی می بيند و آن لحظه کوتاه که گذری برق آسا از سر زمين تداعی های شاعر داشته است شعری می شود ماندنی و خواندنی. عاشقانه های سعيدی تا مرز عرفان تلطيف يافته اند. اين خصوصيت در شعر های سياسی و اجتماعی شاعر هم حس می شود. غزل نوگرا با آنکه در اين گزينه به قالب های نيمايی و شاملويی نيز بر می خوريم، اما سعيدی را شاعری می يابيم که غزل، غزال رام شده ذهن اوست و در اين ابرشهر سر ماندگاری دارد. اگر قرار باشد برای نو و کهنه بودن شعر قالب آن را معيار قرار دهيم، در شعر سعيدی به خطا رفته ايم. چرا که او در قالب های سنتی نوگراتر است. سعيدی در گزينش و شيوه به کارگماری واژه ها دقت ويژه دارد. وسواس شاعر در اين خصوص تا جايی مشهود است که گويا او نه تنها با واژه که بلکه با حروف سازنده واژه ها نيز کاری می کند با هدف رساندن روشنتر منظورش به پذيرنده اثرش. در اين گزينه خواننده با شاعری روبروست آگاه از مسئوليتش در برابر زبان و زمان. طرح روی جلد "ماه هزارپاره" کار محسن حسينی است که به آراستگی کتاب در کنار قطع و صحافت خوب می افزايد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||