|
از آينه بی رنگ تر، يادی از حسن حسينی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حسن حسينی شاعر و منتقد سرشناس نسل اول انقلاب ايران روز شنبه ۸ فروردين درگذشت. وی در سال ۱۳۳۵ به دنيا آمد. جوانی او در مشهد گذشت و در سالهای آخر دهة پنجاه به تهران کوچ کرد. با پيروزی انقلاب اسلامی در ايران، او نيز به سلک شاعران هوادار انقلاب پيوست و در پيدايش جريانی جوان به اسم شعر انقلاب سهيم بود. يکی از کانونهای مهم اين جريان، حوزة انديشه و هنر اسلامی بود که بعداً به "حوزة هنری سازمان تبليغات اسلامی" تغيير نام يافت. حسينی، قيصر امينپور، علی معلم و محمدرضا عبدالملکيان شاعرانی بودند که توانستند با تجمع در اين کانون، بر شاعران جوانتر آن روزگار تأثيری جدی بگذارند. حسينی تا سال ۱۳۶۶ در حوزة هنری مشغول فعاليت بود و در اين سالها، او و دوستانش، توانستند يک جريان نيرومند، فعال و قوی در شعر آن روز را هدايت کنند. حاصل تلاشهای آنها، پرورش يک نسل شاعر جوان بود که بعضی از آنان، نام و آوازهای در شعر دهة شصت و هفتاد ايران يافتند، همچون شادروان سلمان هراتی، سهيل محمودی، عبدالجبار کاکايی، محمدرضا محمدی نيکو و علیرضا قزوه. تأثير حسينی بر شاعران جوان، به شاعران ايرانی محدود نماند و جمعی از جوانان شاعر مهاجر افغانستانی که در آن سالها مشغول تجربهاندوزی و بهرهگيری از جو ادبی ايران بودند نيز از تجربيات شعری و پژوهشهای ادبی او و همراهانش بهره گرفتند. حسن حسينی پس از قطع همکاری با حوزة هنری، مدتی با نشریة کيهان فرهنگی همکاری کرد و همچنين در اين سالها تحصيل در رشتة ادبيات فارسی را ادامه داد و به رتبة دکتری ادبيات دست يافت. تدريس در دانشگاه و فعاليتهای پژوهشی، عمدة مشغوليت حسينی در سالهای بعد بود که تا واپسين روزهای زندگیاش ادامه يافت. حسينی در معرفی عبدالقادر بيدل شاعر توانای قرن دوازدهم هجری ـ که در ايران گمنام مانده بود ـ به جامعة ادبی ايران مؤثر بود. او علاوه بر ايراد يک سلسله مباحث در حوزة هنری دربارة بيدل، در سال ۱۳۶۷ کتاب "بيدل، سپهری، سبک هندی" را منتشر کرد که در آن، ضمن شرح ويژگيهای شعر بيدل، بر تأثيرپذيری سهراب سپهری شاعر معاصر فارسی از او، تأکيد کرده بود. اين کتاب، پس از اثر دکتر شفيعی کدکنی با "شاعر آينه ها"، دومين کتابی بود که در ايران دربارة بيدل انتشار يافت. حسينی شاعری بود خلاق، مبتکر و پيشگام. او در گامنهادن در واديهای دور از دسترس شهرت داشت و به همين لحاظ، توانست تجربههای تازهای در شعر فارسی داشتهباشد. او در احيای قالب رباعی و هماهنگسازی آن با زبان روز، مؤثر بود و بعضی از بهترين رباعيهای امروز را سرود. همينگونه، در سرودن شعرهای اعتراضآلود اجتماعی نيز دستی داشت و در اينگونه شعر، طنزی گزنده را به کار میگرفت. مشهورترين شعر او در اين حال و هوا، "نوشداروی طرح ژنريک" است که در سال ۱۳۶۷ در نشریة کيهان فرهنگی انتشار يافت.
حسينی، قالبهای مختلف شعر را آزمود. هم در قالبهای کهن مثل غزل، مثنوی و رباعی کار کرد و هم در قالبهای نوين. البته در قالبهای کهن نيز او شاعری بود نوگرا و نوانديش و میکوشيد از تجربههای زبانی و بيانی نوگرايان بیبهره نماند. تأثير حسن حسينی بر شاعران جوان پس از خودش، چشمگير بود. او، قيصر امينپور و چندتن ديگر، تا سالها، محبوبترين شاعران در ميان نسل جوان انقلاب بودند. اين دو شاعر، در سال ۱۳۶۸ به پاس اين خدمات فرهنگی خويش، مشترکاً مقام اول برای دريافت جايزة ادبی نيمايوشيج را از آن خود کردند. جايزه ادبی نيمايوشيج، از سوی مؤسسة فرهنگی گسترش هنر، به شاعرانی که در دهة شصت، در زمينة سرودن شعر پرتلاش و پرکار بودند، تعلق گرفت. محمدرضا عبدالملکيان، مسعود احمدی، ضیاء الدين ترابی و ايرج قنبری مقامهای بعدی را در اين برنامه کسب کردند. سالهای آخر عمر پربار حسن حسينی، در تدريس و پژوهش سپری شد و او کمتر در محافل عمومی شعر، مثل همايشها و شبشعرها ظاهر میشد. او در اين سالها، از يک سلسله بيماريها نيز رنج میبرد که او را رنجور ساخته بود. او در نهايت شامگاه شنبه ۸ فروردين امسال براثر يک ناراحتی قلبی ناگهانی به بيمارستان منتقل شد، اما مداوا کارگر نشد و اين شاعر صاحبنام و بلندآوازه، در بيمارستان درگذشت. آثار شعری و پژوهشی او نخستين مجموعه شعر حسن حسينی با عنوان "همصدا با حلق اسماعيل" در سال ۱۳۶۳ خورشيدی در حوزة هنری انتشار يافت و يکی از بهترين کتابهای شعر منتشره در آن سالها در ايران بود. حسن حسينی بر زبان عربی مسلط بود و ترجمههايی از ادبيات معاصر عرب از او منتشر شد، از جمله کتاب "حمام روح" از جبران خليل جبران و شعرهايی از احمد مطر شاعر مبارز عراقی که حسينی در معرفی او به جامعة ادبی ايران سهم داشت. "برادهها" کتاب ديگر حسن حسينی، مجموعة کاريکلماتورهای اوست با طرحهای حسين خسروجردی، که در سال ۱۳۶۵ خورشيدی منتشر شد. دومين مجموعه شعر حسن حسينی، "گنجشک و جبرئيل" است که در سال ۱۳۷۱ خورشيدی منتشر شده و البته شعرهايی از سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ او را در خود دارد. اين کتاب، يک مجموعة منسجم شعرهای نو اوست که درونمايهای مذهبی و عاشورايی دارد. حسينی، در اين کتاب، توانسته است تلفيقی بديع ميان قالبهای نو و مفاهيم مذهبی ايجاد کند. همچنين اين کتاب سرشار است از هنرمنديهای شاعرانه و مهارتهای بيانی. صاحبنظران، "گنجشک و جبرئيل" را از بهترين مجموعه شعرهای چند دهة اخير میدانند. دو کتاب ديگر از حسن حسينی در اين روزها، در زير چاپ است. يکی مجموعه شعری است با عنوان "نوشداروی طرح ژنريک" که نامش از همان شعر معروف او گرفته شده است و ديگری، پژوهشی است با نام "مشت در نمای درشت" که بررسی تطبيقی هنرمنديهای شعری و تکنيکهای سينمايی است. کتاب اخير، آخرين مراحل چاپ را میگذراند. از حسينی، دو فرزند (يک دختر و يک پسر) برجای مانده است و نيز فرزندهای معنوی بسياری، چه در ميان شاعران جوان اين سالها و چه در ميان دانشجويان رشتة ادبيات فارسی. از دفتر گنجشگ و جبرئيل يک: الف، لام، ميم
اشارتی روشن بود آن سيل زخمدار اسارت که در بستری برهنه میرفت و پيشاپيش جرس آفتاب خسارت انسان را ذرّه ذرّه مینواخت بر چکاد چوب و آهن تو آن ترنّم لاريبی که تازيانة تحريف هرگز به گرد صراحتت نمیرسد اينک قاريان قبيله من تارهای صوتی خود را به روايت تو شانه میزنند ای معلّم سوم! و چه فصيح میدانند تاريخ حماسههای بليغ از آوردن يک سوره ـ مثل نگاه تو ـ تا حشر عاجز است... نه، هرگز بر گلوی مبين تو انکار خنجر و زوبين خدشهای وارد نکرد هنوز رسا و بلندی: الف لام ميم... دو: راز رشيد به گونة ماه از آينه بيرنگ تر هرچند که از آينه بيرنگتر است، کس چون تو طريق پاکبازی نگرفت ای دست تو سازندة دلهای بزرگ در پردة سوز و ساز هم میخنديم |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||