|
روز هفتم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دبی از چشم بهزاد نور دبی الان چند روزی ميشه که در دبی هستم. شب و روز اينجا تقريبأ يکجوره. روزها برق ساختمون ها چشمو می زنه، شبها هم به بهانه های مختلف شهرو چراغونی می کنن. بيخود نيست عکس خواننده ها رو که تو دبی می بينی همه عينک سياه زدن . ميشه نتيجه گرفت که تو دبی، عينک آفتابی يک نياز طبيه! حالا نوبت عکس های کنسرت های دبی. ببينين رها چه عکس هايی گرفته منصور
ليلا فروهر
معين
مايکل
رها از دبی
ديشب در دبی من به کنسرت ليلا فروهر، معين و منصور رفتم و بين اين کنسرت ها مايکل که صدا سازی می کنه و ادای خواننده ها رو در مياره برنامه داشت. اونجا خيلی شلوغ بود، حتی راننده تاکسی که من رو تا اونجا که اسمش world trade centre بود رسوند می گفت که از ظهر تا حالا کلی ايرانی رو تا اونجا رسونده و می گفت هيچ وقت اين همه ايرانی در دبی نديده بوده.
مردم دم در اونجا توی صف های بلند ايستاده بودند و سعی می کردند که از هم جلو بزنند تا شايد جای بهتری برای نشستن يا حتی ايستادن گيرشون بياد. من چون کارت خبر نگاری داشتم از همشون در داخل شدن خوش شانس تر بودم وگرنه مثل بقيه در صورت رعايت نکردن نظم امکان داشت با اخم دربون ها و محافظ های بی نهايت بزرگ، قد بلند و هيکلی ترسناک مواجه شم.
کنسرت بر خلاف عادت ايرانی ها دقيقا سر وقت شروع شد و بعد از کمی سخنرانی و تشکرات و گيتار زدن پسری به نام علی رضا، مايکل اومد و صدا و ادای خواننده های مختلف مثل داريوش، ابی، اندی، شماعی زاده، کورش يغمايی و فريدون فروغی و... رو در آورد و با کاراش همه بچه های چهار تا دوازده ساله رو عاشق خودش کرد چون بار بعد که به صحنه اومد قبل از ورودش همه بجه ها جلو تر از همه روی زمين به صف نشسته بودن و با صدای جيغ مايکل رو صدا می کردند.
و اما ليلا فروهر که با دو تا خانم رقصنده وارد شد که هر دو از ايرونی گرفته تا تکنو و کردی همه رو قاطي می رقصيدند و آخر سر هم يک آهنگ خوندند که به منی که از موسيقی پاپ خوشم نمیاد هم کلی چسبيد، اونم آهنگ سلطان قلب ها بود که به ياد فردين خوند و مردم همه باهاش همخونی می کردند.
اين آهنگ با وجود تمام زرق و برق اونجا، نورهای رنگارنگ و مونيتورهايی که در اطراف با آهنگ های غمگين تبليغ چلو کباب لس آنجلسی رو می کردند من رو به ياد بچه های دوره گرد توی تهران انداخت که هر شب با آکاردئون همين آهنگ رو می خونند. بعد معين اومد و مردم براش بلند ترين جيغ ها رو زدند.
من اول وحشت کردم ولی بعد تونستم بهشون حق بدم، معين تنها کسی بود که اونجا باعث شد من بتونم کمی در مورد موسيقی لس آنجلسی تجديد نظر کنم، موسيقيش منو به ياد بچگی هام انداخت، همه مردم با هاش می خوندند و دختر پسرهايی بودند که احساساتی شده بودند، همديگر رو بغل کرده بودند و يک فندک روشن جلوشون تکون می دادند و حتی چندين خانم و آقای بسيار مسن رو ديدم که طاقت نياورده بودند و اومدند جلو می رقصيدند.
بعد نوبت به منصور که با اومدنش چند تا آمبولانس خبر کردند چون دختر ها و زنها حمله کردند و پيرزن، پيرمردها و بچه ها رو که از برنامه های قبل جلو ايستاده بودند زير پاشنه های کفشاشون له کردند. منصور رسيد که با خودش زلزله آورده بود يک آهنگ برای زلزله بم خوند و کلی اونجا رو لرزوند.
بعد از کنسرت ساعت سه نصفه شب يک عالمه ايرانی در خيابون های مه گرفته دبی دنبال تاکسی می گشتند. تاکسی در کار نبود ولی چند تا آمبولانس بود واسه غش و ضعف کرده ها و زير پا له شده ها و همينطور کسانی که سر آهنگ ديوونه منصور گلوشون جر خورده بود و يا در راه رسيدن به منصور از محافظ ها کتک خورده بودند. اندی و شينی و دبی اندی با شينی(دختری که در کنسرت ها هميشه با اندی ظاهر می شه و می رقصه) رفتن روی صحنه. اندی کمی لاغر شده و پيراهن سفيد وشلوار سياه پوشيده بود. کنسرت های دبی شب هفتم |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||