دروود، مينی وب لاگ (روزانه نقلی )هفته بعدش بقيه حرفا. شنبه : روی زمين اتاق خواب بيدار شدم. و دوباره خوابيدم. شب رفتم فيلم Dogville سه ساعت. فيلم تو يک صحنه تئاتر اتفاق می افتاد و آخرش خشن ولی خوب تموم شد. سوار اتوبوس.
 |  این جمدان پر از چيست؟ جواب کنکوری : 1- پول 2-پوشاک بچه 3-اورانيوم 4-چاغاله بادوم ؟ جواب : چمدان خالی ست! |
ديدم بليطم نيست. بدو سينما . داشتن درو قفل ميکردن. رسيدم . بليط کنار صندلی بود. از شدت هيجان آسمم گرفت.ديدم چطور اين بليط شبمو خراب کرد، حالا تصور کنين چطور اتفاقای ناگهانی ممکنه زندگی آدمواز اين رو به اون رو کنه. يکشنبه : چی شد؟ دوشنبه : ها ؟ سه شنبه : برنامه ريزی برنامه های نوروزی شروع شد. شامل کرايه دوربين برای پخش ويديويی مصاحبه با منصور از دوبی. برنامه چهارشنبه سوری و اينکه ۱۳ روز چطوری هر شب برنامه نوروزی پخش کنيم. دارم ديوونه ميشم. چهارشنبه : رفتيم ديدن سالنی که قراره برنامه چهارشنبه سوری از اونجا اجرا بشه. روی سقفش در ارتفاع ۲۰ متری با باد سوزناک قطبی لندن دست و پنجه نرم کرديم . (بايد آنتن پخشو آزمايش ميکرديم که کار ميکنه يا نه ) پنجشنبه : ساعت ۶ بعد از ظهر فهميدم نصف برنامه روز هفتم خاليه. ياد چهارشنبه افتادم که بيشتر روزمون صرف آنتن شد. اشهد و خوندم و زير بارون و سوز لندن نصفه شبی رفتم خونه.جلوی تلويزيون غش کردم. جمعه : با وحشت از خواب بيدار شدم . کابوس بود. يک عقاب بزرگ بامنقار زرد و پرهای قهوه ای براق آمده تو خونه ام وايستاده بوده و نگاهم ميکرد. فهميدم خواب بود. لباس پوشيدم. کفشم به پيرهنم نمی خورد. سوار قطار. پخش روزهفتم. پخش شب هفتم. الانم بارون مياد و فکر اين افتادم که اگه چهارشنبه سوری بارون بياد چی کار کنم ؟ نکنه آنتنو باد ببره. ( آپاندیس : اتفاقأ باد شديد اومد و برنامه نشد مستقيم پخش بشه ولی چهارشبنه سوری خوش گذشت ما تو لندن از روی دود پريديم!).در ضمن سپاس که از اردوان که صفحه رو طرح کرده. . . یه ماچ بده اردوان. اردوان: برو بابا.
شهرام ناظری با ما ست حدود يک ماه پيش بود که شهرام ناظری بهمراه لوريس چکناواريان در لندن کنسرتی به نفع زلزله زد گان بم برگزار کردند . در اون مدت کوتاهی که لندن بودن و بعد کم خوابی ها و شب قبل از سفر به فرانسه ديداری داشتيم و از خيلی چيزها حرف زديم که در مصاحبه خواهيد خواند . فقط قبل از مصاحبه يک زندگی نامه کوچکی از اين هنرمند به شما بگم.
به زودی کنسرت های دوبی
- 13 روز با راديو بی بی سی از دوبی - از 1 فرور دين تا 13 فروردين برنامه های نوروزی در اين صفحه - از طريق راديو موج متوسط 228 فرکانس متوسط 1314 هر شب ساعت ده و نيم به وقت ايران
صدای شما و تصوير منصور زنده از دوبی
ما می خوايم شما مستقيمأ با منصور مصاحبه کنين . از طريق پيک و پيام.
يک حرف حسابی از چهارشنبه سوری چهارشنبه سوری يک جشن زرتشتی نيست سه شنبه شب؟ جشن چهارشنبه سوری؟ همين برای بسياری روشنه که اين جشن بايد واکنشی به سنتها و باورهای اعراب بعد از فتح ايران در پايان سلسله ساسانی باشه. ولی کيه که متوجه بشه ؟ جواب : دکتر کورش نيک نام موبد زرتشتی و پژوهشگر در فلسفه وسنن ايران باستان از راز ، چرا چهارشنبه سوری؟ و چرا آتش ؟ پرده برداشتند. " ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش رو زشت می دونيم . در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود نداره. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم . شنبه و يکشنبه و . . . بعد از تسلط اعراب از فرهنگ اونها داخل ايران شد . بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای رو جشن بگيريم ( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد. همونطور که گفتم ما در ايران باستان هفته نداشتيم ولی هر ماه رو به سی روز تقسيم می کرديم .و برای هر روزی هم اسمی داشتيم . هرمز روز ، بهمن روز ، . . . برای ما سال ۳۶۰ روز بوده و ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ) ما در اين پنج روز آتش روشن ميکرديم تا که روح نياکانمون رو به خانه هامون دعوت کنيم . بنابراين اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده اون آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستانه و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نره ايرانيان بعد از اسلام، نحثی چهارشنبه رو بهانه کردن و اين جشن رو با اون خرافه اعراب منطبق کرديم و شد چهارشنبه سوری ." چهارشنبه سوری اينجا و اونجا امسال تو ايران بعضی ها تو استخرهای خالی آتش روشن ميکنن که کسی نبينه و جائی آتيش نگيره . با بعضی از ايرانيای خارج از کشور که حرف زديم بعضی هاشون يادشون نبود که چهارشنبه سوری کی هست و چی هست! ولی بعضی ها تو لندن دارن ميرن جشن ايرانيا تو سالنهای شهرداری شهر. بعضی ديگه ازايرانيا تو خود ايران ميرن باغهای خارج از شهر جشن ميگيرن که مامورا اذيتشون نکنن. گروهی از ايرانيا تونوروز ميرن نزديک يک درياچه بغل دانشگاه اسلو و از روی آتش ميپرن بعدش ميرن سالن دانشگاه آش رشته ميخورن و ميزنن ميرقصن. تو بابل شنيديم که در چهارشنبه سوری که هفته قبل بوده يک کاميون گشت آمده و هر کی ترقه در کرده رو دستگير کردن و بردن . بهرحال ما برنامه مخصوص چهارشنبه سوری خواهيم داشت که از روی سايتمون و راديو پخش ميشه همون موجهای شب هفتم ( MW ۲۲۸ فرکانس ۱۳۱۴) ساعت نه و نيم تا يازده و نيم به وقت ايران، گوش کنين و عکسها رو نگاه کنين
تاريخچه Reggae اردوان: متن بعدا مياد فرار نکنين باز برگردين. بهزاد: چاخان می کنه. اينهفته اصلأ وقت اينکارو نداره که هيچ، هفته بعد هم خبری نيست. اردوان: چی می گی ؟ بهزاد: بابا برنامه نوروزی داريم ، کی حال موسيقی" ری گی" داره؟ اردوان:ای که دستم نمک داره . بهزاد: یقه رو ول کن. . . . اردوان: کجا در می ری . . .عابر پیاده: آجان خبر کنين. همديگرو کشتن . . . . ساعتی بعد در بيمارستان. پرستار: عيدتون مبارک !! |