BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 20:36 گرينويچ - جمعه 05 دسامبر 2003
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
روز هفتم
 

 
.
در حال هم آوايی با سياوش قميشی
 

پنجشبنه شب پيش تو دوبی ۶ تا کنسرت بود.

يکی کنسرتی که حميد شب خيز ترتيب داده بود که چون بعضی از فروشگاه های ايرانی

خرج کنسرت رو داده بودن وروديش مجانی بود.

اين کنسرت مجانی تو تالار بزرگ ال بوم کنار آبراه دوبی اجرا شد و اينقدر جمعيت آمده بود که مجبور شدن دروازه ها رو ببندن.

سامان، خانم مهستی و مهرشاد خواننده ساکن دوبی در اين کنسرت درخشيدن.

اما کنسرتی که من رفتم و گوشه هائيش رو ضبط کردم کنسرتی بود که فرانک محمودی ترتيب داده بود و شامل کنسرت منصور و نوش آفرين و سياوش قميشی بود.

اين کنسرت تو استاديوم ۵ هزار نفره Aviation Alub اجرا شد.

در اوج هيجان
 

شب کنسرت حدود ۴ هزار نفر آمده بودن و شب کنسرت اين تماشاچيا آتيش سوزوندن.

اولأ همه آخرين مد بودن و چقدر تيپ آدما جوون بود!

دو، سه رديف اول جلوی صحنه مردم با همه آهنگها بلند فرياد ميزدن و قميشی که خيلی با اين همراهی مردم کيف کرد و چند بار رو صحنه گريه اش گرفت.

نوش آفرين هم و منصور هم همينطور. بخصوص منصور که ميشد اين تشويق مردم رو در کارش ديد خيلی برنامش رو پر احساس اجرا کرد. و اوج برنامش اجرای جديد "قرارمون يادت نره " بود که با آهنگ " يکی بود يکی نبود" مخلوط کرده بود که همه با آهنگش دست ميزدن.

سياوش قميشی

سياوش قميشی
اروين خاچيکيان، سياوش و فيليپو
 

تو اين پنج روزی که دوبی بودم بيشتر ناهار و شاما رو با سياوش و گروهش بودم.

سياوش خيلی خاکيه و بی نهايت لاغر. شوخ طبعه و حساس و نگران.

نگران که نکنه سرما بخوره و نتونه بره رو صحنه. هميشه هم يک رنگ سياه تنشه يا شلوار يا پيرهن يا هر دو. وقتی که اونجا بوديم يکروز برادرزاده اش از ايران آمد ديدنش و يکسری عکسهای قديمی رو با خودش آوره بود.

عکس نوجوونی سياوش خيلی باحال بود يک کاکل بلند مدل راک اندرولی داشت بدون ريش.

اصلأ نمی شد تشخيص داد که خودشه.

سياوش قميشی
سياوش قميشی
 

تو اين چند روز من خيلی با بچه های گروه سياوش جور شدم. چون تقريبأ يگروه سنی بوديم.

اروين خاچيکيان که آهنگهای آلبوم "نقاب" و "بی سرزمينتر از باد" رو برای سياوش ضبط کرده خيلی بچه باحالی بود زود خودمونی شديم و کلی با هم حرف زديم.

اروين خودش راک ميزنه و قرار ه يک آلبوم راک بده بيرون. درامر گروه هم اسمش ويگن بود که ارمنيه مال عراقه و با بازوهاش می تونست آجر بشکنه. ولی بر عکس عضله هاش خيلی حساس و آروم بود و از بی خوابی داشت کلافه ميشد.

يک گيتار زن آمريکائی هم به گروه سياوش پيوسته بود که خودش آلبوم گيتار داده بيرون. اسمش فيليپو هست و خيلی اهل ورزش يوگا و زندگی سالمه، و هيمشه هم يا خودش جا می موند يا چمدونش.

يکشب با هم نشستيم و درباره موسيقی پاپ ايرانی ازش پرسيدم که ببينيم از ديد يک خارجی ما چند مرده حلاجيم.

سياوش قميشی
سياوش قبل از کولاک
 

متن گفتگو با فيليپو گيتار زن سياوش قميشی

فيليپو : ايرانيا عاشق موسيقيشونن. من می بينم که از بچه ۱۰ ساله تا زن مسن ميان کنسرت. که معمولا تو کنسرتای ما ها آمريکائيها از اين خبرا نيست و اين خيلی برای من جالبه.

بهزاد: نقطه ضعفهای موسقی ما چيه ؟

فيليپو: بنظر من موسيقی پاپ ايرانی زيادی مکانيکی خيلی از صداهای کامپيوتری و الکترونيکی استفاده ميشه و کمتر ساز زنده می زنن.

و ديگه اشکالی که من بعنوان يک موزيسين خارجی با موسيقی پاپ ايرانی دارم اينه که تو يک ترانه خيلی صدا استفاده ميشه. يک کمی دقت کنين صد جور صدای ساز تو يک آهنگ هست که بنظر من احتياجی بهشون نيست و زيادی موسيقی پاپ رو شلوغ ميکنه.

بهزاد و گروه سياوش
بهزاد و گروه سياوش قبل از کنسرت
 

ولی بنظر من موسيقی ايرانی موسيقی پر احساس و پر حرارتيه و حتی بصورت پاپش هم، جنبه معنوی قوی ای داره.

برای همين از اينکه با سياوش گيتار ميزنم خيلی خوشحالم و اميداورم که در آينده هم تو کنسرتها کنارش گيتار بزنم.

بهزاد: سپاس فيليپو فرنکينی

اما از مردمی که آمده بودن ديدن کنسرت بگم که، بيشتر از خود ايران آمده بودن دوبی، کلی هم پول خرج کرده بودن از ۷۰۰ هزار تومن گرفته تا دو، سه ميليون تومن.

بين پسرا چند تا تيپ منصوری هم بود و بيشتر دخترا هم دست کمی از دخترای لندن نداشتن.

حرف لندن شد، تو محوطه کنسرت دو تا دختر انگليسی رو ديدم! باهاشون حرف زدم.

نوش آفرين
نوش آفرين
 

دختر اولی : من هيچوقت قبلأ موسيقی ايرانی نشنيدم دوستم که ايرانيه گفت بيا بريم، خوش ميگذره.

دختر دومی: من کنسرتهای ايرانی رو خيلی دوست دارم چون ايرانيها تو کنسرتها خيلی بهشون خوش ميگذره.

سنگ تموم ميذارن ميزنن ميرقصن و خيلی جو کنسرتهای ايرانی گرم و خوبه من خيلی تو اين کنسرتها بهم خوش ميگذره.

از خواننده ها موسيقی چه کسی رو دوست داری؟

دختر دومی: من موسيقی منصور رو خيلی دوست دارم.

عکسهای مردم

منصور

منصور چند ساعت قبل از اينکه کنسرتش تو دوبی شروع بشه از بحرين رسيد.

بهزاد و منصور
بهزاد و منصور
 

ولی ظهر آمد رستورانی که همه کنسرت گذارها و هنرمندا رفته بودن ناهار.

خانم نوش آفرين هم با گروهش آمده بود خلاصه سر يه ميز منصور يکی ديگه نوش آفرين.

مردم هم ريخته بودن و کلی عکس ميگرفتن.

منصور بعدش رفت هتلش و نديدمش. وقتی که کنسرتش شروع شد منصور پريد رو صحنه انگار نه انگار که ۴۸ ساعتی نخوابيده. اجرای پر حرارتی هم روی صحنه داشت که همه رو شاد کرد.

از همه کاراش بيشتر اجرای جديد آهنگ " قرارمون يادت نره " بود که همه باهاش همزمان دست زدن و خوندن .

آهنگهای "ديوونه" و "بزن بريم" هم از آهنگهائی بود که خود منمصور خيلی باهاش حال کرد.

منصور
منصور روی صحنه
 

بعد ازکنسرت رفتم پشت صحنه با منصور گپ زدم.

منصور: آقا من تا پنج ساعت ديگه پرواز دارم بيشتر از چهل ساعته که نخوابيدم ولی درووود.

بهزاد : آقا پس چطور روی پا وايسادی ؟

منصور : خوب يه دوساعتی تو هواپيما می خوابم بعد مابين دو تا آدرس تو ماشين می خوابم.

خلاصه بی صبرم برسم لس آنجلس که ديگه بيفتم.

بهزاد: منصور امشب آهنگهای قديمتو هم خوندی مثل "سکوت شکسته" و" چشم سياه" ولی کدوم آهنگ قديمت الان خيلی تو فکرته ؟

منصور: آهنگ " دريچه " مخصوصأ بعد از اينکه شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل شد من فوری ياد شعر اين آهنگ افتادم که اردلان سرفراز برای من گفت .

منصور
منصور
 

يک دريچه برای رفتن يک دريچه برای ديدن يک دريچه برای پرواز.

از ته دره های ترديد يک دريچه بسوی خورشيد

يک نفس بال پر کشيدن يک افق روبروی خورشيد

از همه عالم و همه کس يک دريچه برای من بس

دلم می خواد يک روزی اين آهنگ رو براش بخونم.

بهزاد: آقا امشب آهنگ "قرارمون يادت نره" و "يکی بود يکی نبود" رو بهم چسبوندی و اجرای جديد کردی؟

منصور:آره هميشه می خواستم اين کار و بکنم چون اين دو تا آهنگ از يه خونوادن و خيلی حسشون بهم مربوط ميشه و ديدم که مردم هم خوششون اومد.

بهزاد:منصور، آلبوم بعدی کی مياد ؟

منصور: والا طول ميکشه .

کنسرت دوبی
یک منصور تو تماشاچيها
 

بهزاد : سبک کار چيه؟

منصور :(يواشکی در گوش ) ريتمهای آزمايشی درام استفاده کردم .

بهزاد : يک جمله از آهنگهاتو بخون .

منصور : نميشه.

حتی يک جمله؟

نه نميشه.

باشه تا ديدار بعدی ماچ ماچ .

تمام شد.

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

اردوان و تاريخچه راک

مايکل کيمن Michael Kamen

مايکل کيمن
مايکل کيمن
 

اين هفته يک آنتراک کوچيک تو برنامه تاريخچه راک ميديم، چون يک آهنگساز پر سابقه در گذشت.

مايکل کيمن روز 18 نوامبر در سن 55 سالگی از حمله قلبی جان سپرد.

اون آهنگسازی بود که هم در سبک موسيقی راک و پاپ و هم برای فيلم و ارکسترموسيقی می نوشت.

کيمن برای Bob Dylan , David Bowie , Aerosmith , Metallica کار کرده بود.

ولی بيشتر از هر چيزی به خاطر کارش با Pink Floyd در دنيای راک مشهورشد.

روی سه آلبوم اونها کار کرد که تمام کار تنظيم موسيقی ارکستر با اون بود.

اين سه آلبوم اينها بودند The Wall , The Final Cut و The Division Bell

کيمن در نيويورک بدنيا آمد و در محله Queens بزرگ شد. در دو سالگی شروع به نواختن پيانو و بعدا به نواختن Oboe ( ساز بادی ارکستر) کرد.

در ساال 1968 گروه New York Rock and Roll Ensemble را درست کرد که مخلوطی از موسيقی کلاسيک و پاپ رو می زدند.

کيمن در سال 1991 برای ساختن ترانه فيلم رابين هود Every thing I Do I Do It For You نامزد جايزه اسکار شد که خوانندش Bryan Adams بود، و دو تا جايزه Grammy برای اين آهنگ برد.

کارهای کيمن در دنيای فيلم خيلی زياده من فقط چند تا از اونها رو اسم می برم

X Men , Die Hard , Lethal Weapon , Mr Hollands Opus

جای اين هنرمند خالی خواهد بود. به گفته او "موسيقی فقط برای ثروتمند کردن مردم نيست. موسيقی فقط برای رقصاندن مردم نيست. بلکه قدردانی از اين است که می تونيم تو صلح وصفا زندگی کنيم."

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران