«ژوونال عزیز، روحت شاد! »

به روز شده:  19:14 گرينويچ - جمعه 27 آوريل 2012 - 08 اردیبهشت 1391

همین یک شوت، اگر گل بشود، مزدش چند برابر حقوق سالانۀ یک استاد دانشگاه است؟

دیروز که با یکی از دوستهای انگلیسی در قهوه خانۀ «۷۶۸» صحبت می کردم، و یادم نیست حرفمان از کجا کشیده بود به تفاوت درآمد استادهای صاحبِ کرسی دانشگاهها با قهرمانهای فوتبال و اتومبیلرانی، و باز من بی اختیار از آن قهرمان فوتبالی اسم بردم، که در همۀ مقایسه های درآمدی، اوّل از همه به ذهنم می آید و اینجا نمی خواهم اسمش را هم ببرم، یکدفعه کریستوفر با لحنی جدّی گفت:

«تو از بابت این آدم باید یک فکری به حال خودت بکنی! اسمش و، قیافه اش و، خالکوبیهاش و، حرف زدنش و، زنش و، از همه بدّتر درآمدش برای تو شده است یک عقده! کمتر پیش آمده است که من و تو با هم صحبت بکنیم و تو به یک مناسبتی پای این این آدم را نکشی وسط و خون خودت را به جوش نیاوری!»

حالا من خودم را زدم به خونسردی و گفتم: «آخر او برای من نمونۀ عالی همۀ آدمهایی است که معادلۀ ارزش کار و میزان درآمد را توی این دنیا به هم زده اند!»

کریستوفر گفت: «خوب، چرا درآمد سالانۀ یک استاد دانشگاه را با درآمد مدیرهای بانکها مقایسه نمی کنی؟ یادت هست همین دو سه سال پیش یکیشان که تازه خیلی هم بالا نکشیده بود، در یک سال برای خودش دو میلیون پوند حقوق و سه میلیون پوند پاداش به جیب زده بود، جمعاً پنج میلیون در سال! خوب، استادهای دانشگاه در سال چه قدر می گیرند؟»

ژوونال عزیز، امروز هم یک وضع یک قهرمان اسب دوانی به مراتب از وضع یک استاد دانشگاه بهتر است

گفتم: « تا آنجایی که من می دانم، یک چیزی بین ۴۵ هزار تا ۸۵ هزار پوند!»

آنوقت کریستوفر خودکارش را از جیبش درآورد و در حاشیۀ روزنامه اش شروع کرد به حساب کردن: پنج میلیون بخش بر ۳۶۵ روز، می شود تقریبا روزی ۱۳۷۰۰ پوند. این مال یک میدیر بانک! متوسّط حقوق سالانۀ یک استاد دانشگاه را بگیریم ۶۵ هزار پوند، می شود تقریباً روزی ۱۸۰ پوند. یعنی یک مدیر بانک ارزش کارش ۷۶ برابر یک استاد دانشگاه است! چرا؟»

من بازهم یخۀ آن قهرمان فوتبال را که درآمد روزانه اش تقریباً شش برابر آن مدیر بانک است، ول نکردم و گفتم: «ببین، کریستوفر، چرا از من انتظار داری که این یارو توپ شوت کنه برای من عقده نشود؟ مگر او چه کار می کند که درآمدش باید تقریباً روزی ۷۵ هزار پوند باشد، یعنی تقریباً چهار صد برابر یک استاد دانشگاه و تقریباً پنج و نیم برابر آن مدیر بانک؟ این را چی می شود به ش گفت؟ قربانی کردن انسانیت در معبد پول!»

کریستوفر دستش را زد زیر چانه اش و ساکت به من نگاه کرد. این کارش، این طور که من فهمیده ام، معنایش این است که: «بله، همین طور است که تو می گویی!»

هیچوقت از استادتان نپرسید سالانه چه قدر حقوق می گیرد!

آنوقت بود که من فهمیدم چرا اصرار دارم و داشته ام و خواهم داشت که درآمد یک «ورزشکار» دنیای تمدّن تجارتی امروز را با درآمد یک «معلّم» مقایسه بکنم. منِ طنزِ منثور نویس ایرانی امروز، در مورد همچین مقایسه ای همیشه به یاد حرف «یووِنالیس»، طنز منظوم نویس رومی نوزده قرن پیش می افتم که در رسالۀ طنز هفتم از شانزده رساله اش در اشاره به کار یک معلّم و استاد دانشگاه گفته است: «وقتی سال تحصیلی تمام می شود، برای آن یک سال تدریس چه قدر به او می دهند؟ به اندازۀ پولی که یک قهرمان اسب دوانی در یک مسابقه می گیرد!»

نتیجه اینکه تمدّن ظاهراً همیشه تجارتی بوده است!

__________________________________________

۱- Decimus Iunius Iuvenalis – دسیموس یونیوس یووِنالیس، که در انگیسی به ش می گویند «جوونال» و در فرانسوی و فارسی «ژوونال» (Juvenal)، شاعر رومی، که در سال ۵۵ میلادی به دنیا آمد و در سال ۱۲۸ یا ۱۳۰ میلادی از دنیا رفت، شانزده رسالۀ طنزیه دارد که در آنها از بیرحمی و حماقت آدمیزاد و مخصوصاً فساد در جامعۀ آن روزگار امپراتوری روم با خشم و جسارت انتقاد کرده است. خیلی از نکته های او ضرب المثل شده است، از آن جمله یکی «نان و بازی»، یعنی نظام شیره مالی که سر مردم را با نان بخور و نمیر و مسابقات ورزشی و تفریحات گرم نگاه می دارد؛ و دیگری «کی بر نگهبانان نگهبانی خواهد کرد»، به این معنی که وقتی که فساد اخلاقی و اجتماعی رواج داشته باشد، از قانون کاری بر نمی آید.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.