
خبر درگذشت نابهنگام تئو آنگلوپولوس، سینماگر برجسته یونانی در سن ۷۶ سالگی، در آخرین ساعات شب ۲۴ ژانویه، دوستداران این سینماگر را غافلگیر کرد. آنگلوپولوس روز ۲۴ ژانویه، در حالی که سرگرم ساختن آخرین فیلمش به نام "دریایی دیگر" در اطراف آتن بود، بر اثر تصادف با یک موتورسیکلت در صحنه فیلمبرداری، جان باخت. آنگلوپولوس در حالی که به شدت از ناحیه سر مجروح شده بود، به بیمارستان منتقل شد اما تلاش پزشکان برای نجات او بی فایده بود.
آنگلوپولوس را بعد از مایکل کاکویانیس، باید به عنوان بزرگترین و سرشناس ترین کارگردان سینمای یونان و از برجسته ترین سینماگران مولف و صاحب سبک سینمای امروز جهان به شمار آورد. او فیلمسازی بود که در آثارش، واقعیت، خیال و نوستالژی، در ترکیب منسجم و شگفت انگیزی ارائه گردید.
آنگلوپولوس، بیانگر عمیق ترین احساسات و عواطف بشری و روایتگر روشنفکران غم زده، پرملال، تنها و سرگشته معاصر بود که در کوچه ها و خیابان ها، کوهستان ها و یا سواحل دریا پرسه می زنند یا به دنبال عشق ها، خاطرات و رویاهای گذشته خود، همانند اولیس از مکانی به مکان دیگر سفر می کنند.
بیوگرافی
آنگلوپولوس (با نام کامل تئودوروس آنگلوپولوس)، در ۱۷ آوریل ۱۹۳۵ در آتن به دنیا آمد. وی فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه آتن بود اما بعد از دوران خدمت سربازی برای ادامه تحصیل به پاریس رفت و در دانشگاه سوربن ثبت نام کرد اما بعد از مدتی تحصیلاتش را در سوربن نیمه تمام گذاشت و برای تحصیل در رشته سینما، وارد مدرسه سینمایی معروف ایدک (فمیس فعلی) شد. بعد به یونان بازگشت و به حرفه روزنامه نگاری و نقد فیلم پرداخت.
آغاز کار آنگلوپولوس در سینما در دهه شصت، همزمان شد با کودتای نظامی در یونان و روی کار آمدن حکومت سرهنگ ها. با این حال وی موفق شد نخستین فیلم کوتاهش را با عنوان "پخش تلویزیونی" در سال ۱۹۶۸ بسازد.
"بازسازی"، نخستین فیلم بلند آنگلوپولوس بود که در سال ۱۹۷۰ ساخت. بعد از آن در سال ۱۹۷۲ فیلم "روزهای ۳۶" را ساخت که هر دوی آنها درونمایه ای سیاسی داشت و نقدی بر فضای سیاسی یونان در زیر چکمه های سرهنگ ها بود.

فیلم "نگاه خیره اولیس"
بعد از آن فیلم "بازیگران سیار" را ساخت که فیلمی ۴ ساعته در هشتاد نمای بلند درباره یک گروه تئاتر سیار بود که تاریخ سیاسی پرتلاطم و خونبار معاصر یونان در فاصله سال های ۱۹۳۹ تا ۱۹۵۲ از دید آنها روایت می شد.
آنگلوپولوس در سال ۱۹۸۳ با ساختن فیلم "سفر به سیترا"، جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره فیلم کن دریافت کرد. وی در سال ۱۹۸۸ نیز به خاطر فیلم "چشم اندازی در مه"، برنده شیر نقره ای جشنواره فیلم ونیز به عنوان بهترین کارگردان شد.
فیلم "نگاه خیره اولیس"، فیلمی درباره جنگ های خونین بالکان بود که هاروی کیتل در آن نقش یک فیلمساز تبعیدی یونانی را بازی می کرد و جایزه بزرگ هیئت داوران کن ۱۹۹۵ را به دست آورد. در میانه فیلمبرداری این فیلم بود که جیان ماریا ولونته، بازیگر برجسته ایتالیایی، بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت و ارلاند یوزفسون بازیگر سوئدی فیلم های برگمن جایگزین او گردید.
آنگلوپولوس در سال ۲۰۰۱، به خاطر فیلم "ابدیت و یک روز"، برنده نخل طلای جشنواره کن گردید. این فیلم داستان زندگی شاعر و نویسنده ای است که قصد دارد سفری را آغاز کند اما سفر او برخلاف سفر شخصیتهای دیگر فیلمهای آنگلوپولوس، سفری بدون بازگشت است چرا که او از بیماری سرطان رنج میبرد و در آستانه مرگ است. الکساندر که بنا به پیش بینی پزشکان تنها یک روز از عمرش باقی مانده، سعی میکند با یادآوری خاطرات گذشته، زندگی اش را یک بار دیگر مرور کند و تنها افسوس او این است که کارهایش در آستانه مرگ، ناتمام مانده. او تمام عمرش را بر سر پروژهای گذاشته که نتوانسته آن را به پایان برساند و آن تکمیل شعر ناتمام یک شاعر قرن نوزدهمی به نام سولوموس است. بخش مهمی از فیلم در فلاش بک میگذرد و روایت آن بین گذشته و حال در نوسان است. الکساندر از طریق یادآوری و مرور خاطرات گذشته است که درمییابد آنچنان که باید برای همسر از دست رفتهاش وقت نگذاشته و ندانسته او را چگونه دوست داشته باشد.
"شکارچیان"، "اسکندرکبیر"، "پرورش دهنده زنبور عسل"، "گام معلق لک لک"، "دشت گریان" و "غبار زمان" نام فیلم های دیگری است که از این سینماگر بزرگ برجای مانده است.
آخرین فیلم آنگلوپولوس، یعنی فیلم ناتمام "دریای دیگر"، محصول مشترک ایتالیا، یونان و ترکیه است و سومین قسمت از سه گانه آنگلوپولوس بود که با فیلم "دشت گریان" آغاز شد و با فیلم "غبار زمان"ادامه یافت اما اکنون با مرگ نابهنگام و تراژیک وی ناتمام مانده است. داستان این فیلم در یونان معاصر روی میدهد که گرفتار بحران اقتصادی، بیکاری و فساد سیاسی است.
آنگلوپولوس همچنین در سال ۲۰۰۱ دکترای افتخاری دانشگاه اسکس بریتانیا را دریافت کرد.
از میان آثار آنگلوپولوس، فیلم های "سفر به سیترا"، "چشم اندازی درمه"، "دشت گریان" و "گام معلق لک لک"، در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمدند. وی چند سال قبل، برای شرکت در این جشنواره، به تهران هم سفر کرده بود.
سبک سینمایی آنگلوپولوس

فیلم "ابدیت و یک روز"
آنگلوپولوس، سینماگری شاعر و فیلسوف بود. سینمای او، سینمایی اندیشمندانه و فلسفی است که پرسشهایی اساسی و بنیادی را در باره جهان امروز و انسان مدرن مطرح میکند. سینمایی که با ریتم کند و پلان سکانسها و حرکتهای آرام، طولانی و پیچیده دوربین تعریف میشود و از این نظر شباهت زیادی به سبک آثار آنتونیونی، تارکوفسکی و میکلوش یانچو دارد اگرچه دنیاهای آنها تا حد زیادی با هم تفاوت دارد. سینمایی که تماشای آن فراتر از حد تحمل تماشاگرعادی سینماست که به فیلمهایی با ریتم تند و اکشن زیاد عادت کرده است. اما برداشت های بلند، ریتم آرام تصاویر و حرکات موزون بازیگران در فضای قاب هایی زیبا و چشم نواز در فیلم های او فضای شاعرانه ای می ساخت که با موسیقی خیال انگیز و ملودی های زیبا و گوش نواز النی کوریندرو، آهنگساز بزرگ یونانی تقویت می شد.
هنر آنگلوپولوس این بود که می توانست بازیگران بی شماری را درون قاب های متحرک سحر انگیزش قرار دهد و در میزانسی پیچیده و موزون آنها را هدایت کند. قاب هایی چشمگیر و خیره کننده که کار فیلمبردار همیشگی اش گئورگوس آروانیتیس بود.
گئورگوس آروانیتیس به عنوان فیلمبردار، تونینو گوئرا به عنوان فیلمنامه نویس و النی کوریندرو به عنوان آهنگساز، تیم حرفه ثابتی بودند که در بیشتر کارهای آنگلوپولوس با او همکاری کردند.
النی کاریندرو، آهنگسازی است که موسیقی او به طرز حیرت انگیزی با سبک بصری و زیبایی شناسی آثار آنگلوپولوس و با ریتم و ضرباهنگ درونی فیلمهایش هماهنگی دقیقی دارد. وسعت موسیقی او به اندازه وسعت پلان سکانسهای آنگلوپولوس است و ایدههای موسیقایی او در تقارنی کنترپوان با رویدادهای سینمایی آثار اوست. النی خود گفته است، تصاویر آنگلوپولوس بهترین امکان را به او میدهد که عمیق ترین احساسات و عواطف درونی خود را بیان کند. نگاه شاعرانه و غنای تصویری فیلمهای آنگلوپولوس با موسیقی ملودیک و روان او تکمیل میشود.
مولفه های تماتیک

فیلم "دشت گریان"
فیلمهای آنگلوپولوس، دارای درونمایه های اجتماعی و سیاسی بسیار پر رنگی اند و ارتباط تنگاتنگی با تاریخ سیاسی یونان و اروپا دارند. این فیلم ها عمدتا بر مبنای تمهای انسانی مشخصی مثل مهاجرت و آوارگی، سرزمین و هویت فرهنگی، آب و خاک و مرزبندی جغرافیایی، سرگشتگی، تنهایی و اندوه روشنفکران چپ زخم خورده، تبعیدی و سرکوب شده ساخته شدهاند. آدمهای فیلمهای او غالبا انسانهای تنها و سرگشتهای اند که دنبال ارزش های گم شدهای در گذشته دردبار خود میگردند و به همین منظور راهی سفر می شوند. سفری که عنصر اصلی و تماتیک فیلم های آنگلوپولوس است. تقریبا در همه آثار او، شخصیت ها، نه تنها دست به سفری واقعی و جابجایی فیزیکی می زنند بلکه این سفر آنها غالبا با سفری ذهنی، دردناک و حسرت بار به درون گذشته همراه است.
فیلم های آنگلوپولوس، مکاشفه ای در زندگی و خاطرات غبار گرفته شخصبت ها در بستر تاریخ سیاسی معاصر یونان است. شناور بودن زمان و شخصیت ها در ساختار روایی فیلم، از ویژگی های مهم سبکی آثار آنگلوپولوس به حساب می آید. وی استاد ترکیب جادویی واقعیت، خیال و نوستالژی بود.
بیشترفیلمهای آنگلوپولوس در مناطق دورافتاده یونان میگذرد، در دهکدهای ساحلی یا کوهستانی فراموش شده. به ندرت در فیلمهایش تصویری از یک شهر بزرگ و مدرن و شلوغ مثل آتن را میبینیم.
یکی از وجوه مهم آثار آنگلوپولوس، جنبه تاریخی و اسطورهای فیلمهای اوست. برای او تاریخ همانقدر اهمیت دارد که ادبیات، شعر و اساطیر یونان باستان. جدال انسان و سرنوشت درونمایه اصلی آثار اوست که از دل تراژدیهای یونانی میآید. "نگاه خیره اولیس"، سفر حماسی و ادیسه وار یک فیلمساز تبعیدی یونانی به منطقه بالکان در اوج جنگهای داخلی، برای یافتن حلقه های فیلم های گمشده سینماگری قدیمی است که در واقع استعاره ای است از جستجوی مفهوم زندگی و پیوندی دوباره با تاریخ و گذشته.
فيلم های آنگلوپولوس پیوندی ارگانیک با مفهوم زمان دارند. برای آنگلوپولوس، زمان بيشتر امری ذهنی و روانی است تا واقعيتی فيزيکی. زمان در فیلم های او به شکل سیالی بین گذشته و حال در نوسان است. در فیلم "ابدیت و یک روز"، حرف او اين بود که حتی اگر يک روز از عمرت باقی مانده باشد، اگر آن روز را درست زندگی کنی، به درازای ابديت خواهد بود.
آنگلوپولوس دیگر زنده نیست که با برداشت های بلند اعجاب انگیز و کورئوگرافی شگفت آور بازیگران و ریتم موزون حرکات دوربین اش، ما را مسحور و دیوانه کند. او در روزی به درازای ابدیت زیست و آثاری ماندگار از خود به جا گذاشت و رفت.











