چهارمین دوره جشنواره فیلمهای ایرانی در سان فرانسیسکو

چهارمین دوره از جشنواره فیلمهای ایرانی در سان فرانسیسکو بعد از دو روز پایان يافت. این جشنواره مختص فیلمهایی بود که کارگردان ایران دارند و یا درباره ایرانیان ساخته شده اند.
برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد
جشنواره فیلمهای ایرانی در شهر سان فرانسیسکوی کالیفرنیا روز شنبه با نمایش فیلمهایی درباره افغانها شروع شد که کارگردانان ایرانی داشتند.
شروع جشنواره با فیلمی به نام «شیر پوش» بود که به زندگی جوانی افغان میپرداخت که آرزو داشت در تعزیه شرکت کند و به لباس شیر در آید. بعد از آن هم جشنواره با فیلم دیگری درباره خرید و فروش کودکان در افغانستان ادامه پیدا کرد.
چهارمین دوره از جشنواره فیلمهای ایرانی، دو روز پشت سرهم و در سالن نمایش «موسسه هنری سان فرانسیسکو» با نمایش 39 فیلم برگزار میشود.
یکی از فیلمهای این دوره «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان بود. هر سال این جشنواره با نمایش یکی از آثار فیلمسازان نامی ایران، به نوعی برای آنها بزرگداشت میگیرد.
فیلم مستندی در باره «فرخ غفاری» کارگردان دیگر ایرانی که از هم نسلیهای ابراهیم گلستان به حساب میآید هم در این جشنواره حضور دارد. پرویز جاهد، فیلمساز و منتقد سینمایی با گفتگویی که در سالهای آخر عمر غفاری با او داشته این مستند را تهیه کرده است.

نسل دومیها و شاید نسل اولیها
باقی فیلمهایی که در این جشنواره به نمایش در آمدند، کم و بیش فیلمهایی جدید بودند که یا درباره ایران و ایرانیان هستند یا آنکه کارگردانان ایرانی آنها را در کشورهای دیگر ساخته اند.
کنار هم قرار گرفتن فیلمهای مستند و داستانی و از زمان گذشته و حال به جدول برنامههای جشنواره شکل و شمایل عجیبی داده بود. اما سعید شفا، مدیر جشنواره برای شیوه انتخاب فیلمهایش دلیل دارد: «هدف ما از اول این بود که نسل دوم ایرانیانی که در آمریکا زندگی میکنند بتوانند با تماشای این فیلمها از فرهنگ کشور خودشان چیزهایی یاد بگیرند.»
تنها استثنا هم در این میان فیلمهایی هستند که درباره موضوعهایی در کشورهای دیگر جشنواره ساخته شده و کارگردانانش ایرانی هستند. آقای شفا که خود روزگاری دانشجوی سینما بوده میگوید همیشه در زمان دانشجویی او و همکلاسهایش دچار این مشکل بودند که نمیدانستند فیلمهایشان را کجا باید نمایش دهند. حال او در جشنوارهاش محیطی را فراهم کرده که در آن، کارگردانان ایرانی چندتایی بیشتر مخاطب داشته باشند. مخاطبانی که از نسل اول و دوم ایرانیان مقیم خارج از کشور هستند.
نسل بیتلها
مخاطب چه ایرانی نسل اول باشد و چه ایرانی نسل دوم خارج از کشور و چه اصلا جد اندر جد در ایران زندگی کرده باشد شاید کمتر بداند یا به یاد داشته باشد که زمانی در ایران گروههای راکی بودند که بیتلها را سرلوحه کارشان کرده بودند.

گروههایی که شاید به جز چند آهنگ به زبان فارسی ندارند و هر چه کردهاند بازخوانی آثار روز دهه شصت و هفتاد میلادی بوده است. بیتلز میخواندند، رولینگ استونز میخواندند و خلاصه صفحههای چهل و پنج دور در نیامده آنها را میخریدند و کارها را یاد میگرفتند و شروع میکردند به خواندن همان کارها در کلوبها و هتلهای مشهور.
زندگی یکی از این گروهها به نام «اسکورپیو» را امید هاشملو و فریده صارمی به یک مستند تبدیل کردند. مستندی پر از موسیقی. یکی از جذابیتهای این مستند حضور سه نفر از نوازندگان و خوانندگان این گروه است. آنها که روزی شور و هیجان جوانیشان را با موسیقی به جوانان دیگر منتقل میکردند حالا مردانی جا افتاده هستند که در این فیلم از گذشته خود میگویند. نه خود را بهترین موسیقیدانان ایران معرفی میکنند، نه درباره استعدادشان غلو میکنند و نه افسوس میخورند. تنها داستان زندگیشان را میگویند. از تلاشی که کردند و از اینکه چطور با بالا گرفتن تب موسیقی پاپ در ایران، آنها گروهشان از هم پاشید و به نوازندگی برای خوانندگان مطرح آن روزگار پرداختند.
نسلی که میخواهد ایران را بشناسد
سامعلی کاشانی، نام یکی از فیلمسازانی است که در این جشنواره حضور داشت و خودش نمونهای از ایرانیانی بود که خارج از کشور به دنیا آمدهاند و دوست دارند که ایران را بشناسند.

سامعلی کاشانی
آقای کاشانی بعد از تحصیل در رشته فیلمسازی برای اولین بار در زندگیاش به ایران میرود. به کشوری که تا آن زمان ندیده بود. شش ماه در ایران میماند و در آنجا از جمله کارهایی که میکند این است که یک مستند درباره یکی از خوانندگان رپ ایرانی میسازد. این فیلم «بهرام، رپر ایرانی» نام دارد.
کارگردان در این فیلم به یکی از استودیوهای زیرزمینی در تهران رفته است. جایی که موسیقی رپ در آنجا تولید میشود و ضمن گفتگو با بهرام، کارهای او را هم نشان میدهد و اینکه چطور دوستداران موسیقی رپ سعی میکنند با کمترین هزینه موسیقی تولید کنند و آن را به دست مخاطبان خود برسانند. آخر سر هم پولی دستشان را نمیگیرد.
بعد از این فیلم، سامعلی کاشانی به همراه ستار، خواننده ایرانی که او هم به واسطه یک موزیک ویدیوی جدیدش در این جشنواره حضور داشت به روی صحنه رفت. آقای کاشانی اول از همه به مخاطبان گفت که برایش حرف زدن به انگلیسی سادهتر است اما دوست دارد که به فارسی به سوالها جواب دهد. این کار را هم تلاش کرد انجام دهد اما … چند کلمهای هم به انگلیسی گفت تا بتواند راحتتر حرفش را بزند.
وقتی در خارج از سالن از او پرسیدم که آیا فکر میکند آنقدر فرهنگ مردم ایران را میشناسد که بتواند از آنها فیلم بسازد، گفت که فکر میکند میتواند و گفت که دوست دارد بار دیگر به ایران برود و فیلم بسازد. او برای شناختن کشوری که پدر و مادرش از آنجا آمدهاند ترجیح میدهد که به آنجا سفر کند و خودش از نزدیک آن کشور را تجربه کند.











