
فروید همه چیز را در پیکر، جسمانیت، گوشت و بدن ظاهر میجست
کسانی که از هنر "زیبایی" و هارمونی کلاسیک میطلبند، کارهای او را زشت و بی قواره میبینند، یا حتی نمونهای از پورنوگرافی پست و پلید.
در برابر، بسیاری از هنرشناسان او را از احیاکنندگان بزرگ رئالیسم در دوران مدرن میدانند و در کنار دوستش، فرانسیس بیکن، یکی از دو نقاش بزرگ بریتانیای قرن بیستم میشناسند.
اما بهرحال، مخالفان و دوستداران بر یک چیز توافق دارند: لوسین فروید با نگاه ویژه و سبک و زبان شخصی، در هنر مدرن جایگاهی ویژه دارد.
جایگاه یگانه
لوسین فروید هم در روند نقاشی معاصر و هم در سرگذشت زندگی شخصی، موقعیتی یگانه و تا حدی غیرعادی داشت. او کار خود را در اوایل دهه ۱۹۴۰ شروع کرد. اولین نمایشگاه انفرادی او در سال ۱۹۴۳ برپا شد.
در دورانی که هنرمندان در دوری از بازنمایی واقعیت بر یکدیگر سبقت میجستند، او چیرهدستی خود را در طراحی کلاسیک به نمایش گذاشت و گرایش آگاهانه خود را به دنیای واقعیت نشان داد.
نخستین کارهای لوسین فروید در دهه ۱۹۴۰ تا نیمه ۱۹۵۰ از سوررئالیسم و اکسپرسیونیسم متأثر هستند، و در هرحال به هیچ عنوان ابستره به شمار نمیروند. در این کارها تا حدی باد سرد "شمال" وزان است، شاید یادآور ریشه آلمانی فروید.
فروید از نیمه دهه ۱۹۵۰ با شوری و شیدایی به رئالیسم روی آورد. او در کارهای بعدی بیشتر و بیشتر به عالم واقعیت فرو رفت، با دقت و جدیتی کمنظیر و وسواسی بیسابقه کوشید "واقعیت حقیقی" را روی تابلو ثبت کند. او هرچه جلوتر آمد، رابطهای تنگتر با واقعیت برقرار کرد، تا آنجا که میتوان کاملترین کارهای او را حقیقیترین کارهای او دانست.

لوسین فروید هم در نقاشی معاصر و هم در زندگی شخصی موقعیتی یگانه داشت
لوسین فروید در مرحله اول آفرینش هنری، تحت تأثیر نوگرایان اکسپرسیونیسم بود و نمایندگان جریان "عینیت نو" در آلمان و اتریش: نقاشانی مانند اگون شیله، جورج گروس، اوتو دیکس و... در مرحله دوم او را به استادان بزرگ باروک نزدیک میبینیم: روبنس، ولاسکوئز، فرانس هالس و...
نوه فروید
لوسین فروید نوه زیگموند فروید بود. فرزند ارنست فروید، کوچکترین پسر پدر روانکاوی. در میان هنرشناسان همواره این وسوسه وجود داشته که او را با پدربزرگ نامی بسنجند.
غالبا نقاش را نوهای "ناخلف" میشمارند که بر رسم و راه نیای خود شوریده است. گفته شده که فروید بزرگ روح را در اعماق پنهان ضمیر آدمی دنبال میکرد، در حالیکه نوهی نقاش او، همه چیز را در پیکر، جسمانیت، گوشت و بدن ظاهر میجست. بالاترین لذت او این بود: "دلم میخواهد از پشت پوست، رگهای آبی و خون سرخ را نشان دهم". او روح و روان را از کار خود حذف کرده بود.
این مقایسه تا حد زیادی سطحی است؛ از سادهنگری نشان دارد و جنبهای مهم از کار لوسین فروید را نادیده میگیرد. دردها و مصیبتهای بشری، نومیدی و واماندگی در برابر سرنوشت، انسان مقهور زمان و اسیر مرگ، درونمایه اصلی کارهای لوسین فروید است.
به علاوه او خود گفته بود: «میخواهم انسانها را همان گونه که هستند نشان دهم، نه آن گونه که در ظاهر مینمایند.»
بیرحم در ترسیم واقعیت
کمتر نقاشی با بیباکی و تهور لوسین فروید به تماشای زوال و تلاشی بدن آدمی پرداخته و آن را به نمایش گذاشته است.
او ترجیح میداد با اندام خود یا دوستان و آشنایانی کار کند که خود را ساعتهای بیشمار در اختیار او بگذارند. در این روند پرحوصله و طولانی، بی شک چیزی فراتر از "جسمانیت" فراچنگ میآمد، که بیننده را مبهوت و غافلگیر میکرد.
قلم موی لوسین فروید تکهرنگهای گرم و تند و کدر را، با ضخامت و غلظتی شدید روی بوم مینشاند، تا زوایای یک پیکر برهنه را با تمام شحم و لحم اضافی آن مجسم کند.

کمتر نقاشی با بیباکی فروید به تماشای زوال و تلاشی بدن آدمی پرداخته است
در پیکرهای نرینه، و بیشتر در زنان فربه و گوشتآلود، رگهای سبز و آبی لای گوشت صورتی و قهوهای میدوند، اضافههای چرک و چربی از لای چین و چروک بدن بیرون میزند.
برای رسیدن به پس پشت ظاهر اندام بود که از کار با مدل پرهیز داشت، یا "مدل" را به سبکی غیرمتعارف و به زبان "پست مدرن" در موقعیتی ساختارشکنانه قرار میداد. او به درستی عقیده داشت که مدل به "ژست" وابسته است، در حالیکه او با "ذات" واقعیت کار داشت و نه به "ژست".
کار با کیت موس، کمابیش یک استثنا بود. و تازه او مدل معروف را به گونهای که خود میخواست به تماشا گذاشت. در ناتوانی حاملگی، زنی منفعل، وانهاده به اندامی خسته و بیرمق.
"مدل" مألوف یا دلخواه او خانم سو تلی بود، زن کارمندی گمنام که چند ماه در برابر لوسین فروید نشست تا تابلوی "سرپرست خفتۀ خیریه" شکل بگیرد. زنی خفته زیر بار انبوه گوشت و چربی. این تابلو در سال ۲۰۰۸ به بهای حدود ۳۴ میلیون دلار به فروش رسید. بالاترین مبلغی که تا آن روز برای اثر یک نقاش زنده پرداخت شده بود.
لوسین فروید که در ۸ دسامبر ۱۹۲۲ در برلین به دنیا آمده بود، شامگاه چهارشنبه (۲۰ ژوئیه) در لندن درگذشت.











