
نویسنده این کتاب بر این باور است که نتیجه رقابتی دو ساله بین این دو هنرمند برای دیوارنگاری تالار کاخ فلورانس تاثیر عمیقی بر دوران رنسانس و میراث بجا مانده از آن زمان داشته است.
جاناتان جونز، منتقد هنری بریتانیایی، داور جایزه ترنر و نویسنده این کتاب می گوید: "این رقابت در میان مورخان هنری شناخته شده است اما تا جایی که من خبر دارم، هیچ وقت موضوع هیچ کتابی قرار نگرفته است."
کتاب جنگ های گمشده: لئوناردو و میکل آنژ و دوئل هنری که رنسانس را تعریف می کند را انتشارات سایمون و شوستر منتشر کرده و از امروز پنج شنبه ۱۲ فروردین (اول آوریل) وارد کتابفروشی ها شده است.
این کتاب به شرح و توصیف لحظه ای تاریخی و تعریف کننده در تاریخ هنر می پردازد.
تصمیم مقامات فلورانس مبنی بر برنده اعلام کردن میکل آنژ به توفیقات حرفه ای بعدی این هنرمند جوان کمک کرد و راه او را برای موفقیت در اجرای آثار ماندگار در رم هموار ساخت.
از سوی دیگر، داوینچی با وجود داشتن اعتباری بیشتر و نامی تثبیتشدهتر، به حاشیه رفت و سرانجام کارش به دادگاه فرانسه کشید.
جاناتان جونز می گوید" در آستانه قرن شانزدهم، دولت فلورانس به هر دو هنرمند سفارش دو دیوارنگاری در تالار عمومی کاخ شهر را داد- قرار شد لئوناردو داوینچی "جنگ آنگیاری" را نقاشی کند و میکلآنژ "جنگ کاشینا" را.
هیچ یک از نقاشی ها کامل نشدند و حالا هر دو آنها از دست رفته اند اما حکاکی ها و طراحی های اولیه از بخشی از آنها هنوز به جا مانده اند."
با این حال جونز، هنوز مطمئن نیست که میکل آنژ در پایان این رقابت اعتبار بیشتری به دست آورده باشد.
آقای جونز می گوید:"دولت فلورانس با برنده و نابغه اعلام کردن میکل آنژ، او را زیر چتر حمایت خودش گرفت و سفارش های مهمی به او داد، از جمله پروژه کلیسای سیستین."
به گفته او "میکل آنژ، داوینچی را در این رقابت به زمین زد و به عنوان بزرگ ترین هنرمند تاریخ شناخته شد." به نظر او این لقب بی ارتباط با برنده اعلام شدن میکل آنژ در این پروژه نیست.
آقای جونز می گوید:"اما داوینچی که تا پیش از آن، از همه مشهورتر بود هیچ سفارشی (برای بازسازی رم) نگرفت."
جونز در این کتاب بحث می کند که جو شدیدا رقابتی در دوران رنسانس کمک کرد هنر به سطح بالاتری ارتقا پیدا کند- با اینکه منجر به خراب شدن برخی کارها و کمک کردن به برخی کارهای دیگر شد.
به گفته جاناتان جونز، "تابلو از دست رفته داوینچی شاید بزرگ ترین شاهکار او بوده باشد و می توان آن را نقطه مقابل هنر دوران رنسانس و نوعی 'آنتی تز' در آن زمان دانست. اگر لئوناردو داوینچی برنده می شد، چه بسا خیلی چیزها طی دویست سیصد سال بعدش عوض می شد."

شام آخر اثر داوینچی
با وجود اینکه نتیجه رقابت این دو هنرمند، بازنده شدن داوینچی بود، اما جونز بر این باور است که "تاریخ با او مهربان تر بوده است."
جونز می گوید" من در طول نگارش این کتاب بارها نظرم را عوض کرده ام." سوال جونز از خودش این بوده است که چه کسی بزرگ تر است. هر دو اینها نابغه هایی بی نظیر و غیرقابل رقابت بوده اند. هیچ شکی نیست که میکل آنژ برنده شد، ولی داوینچی هم به سهم خودش از نظر تاریخی برنده شده است."
آقای جونز می گوید: "میکل آنژ همواره مورد احترام بوده است اما از وقتی دفترچه های یادداشت داوینچی تدوین و ترجمه شد و در قرن نوزدهم محبوبیت پیدا کرد، ما دیگر او را نه فقط یک هنرمند بلکه دانشمند هم می دانیم. و از این نظر، داوینچی میکل آنژ را شکست داده است."
اما می گوید: "من، ته قلب خودم، داوینچی را برنده می دانم."
داوینچی خالق تابلو شام آخر مسیح و لبخندمونالیزاست و میکل آنژ خالق آثاری چون مجسمه داود و موسی و تابلوی آفرینش انسان است. اینکه کدامیک از این دو نابغه برنده است سؤالی است که شاید تاریخ هیچ گاه پاسخی روشن برایش نیابد.
BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست
بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.