
بهرام فیروز از نویسندگان محبوب دهه 1980 در تاجیکستان بود
بهرام فیروز (1994-1929) از نویسندگان خوش سلیقه تاجیک بود که از ابتدای سالهای دهه 1960 به عرصه ادبیات قدم نهاد و در طول تقریبا سی و پنج سال در توسعه و رشد نظم و نثر تاجیکی و ترجمه بدیعی سهم چشمگیری داشته است.
او زاده ده بزرگ ناحیه نورتا، در استان سمرقند جمهوری ازبکستان بود. میتوان گفت که او با وجود غلبه شمار ادبای تاجیکزبان ازبکستان، زبان فارسی را به نزدیک به ده میلیون تاجیک در این کشور معرفی کرد و هنوز در چنین راهی تلاش می کند.
بهرام فیروز سالهای 1957-1956 در آموزشگاه آموزگاری شهر سمرقند تحصیل علم کرد. در سال 1962 تحصیلات در دانشکده آموزگاری شهر لنینآباد (حالا دانشگاه دولتی خجند) را به پایان رساند، و در مقام استاد زبان و ادبیات آغاز به کار کرد. سپس به دوشنبه، مرکز جمهوری تاجیکستان، رفت و در نشریات و مطبوعات ادبی و دولتی این کشور در وظیفههای گوناگون به فعالیت پرداخت.
در آخر عمر به خجند، شهر ایّام جوانیاش بازگشت و در آنجا چشم از جهان فرو بست.
فعالیت ادبی بهرام فیروز از سالهای شصت قرن گذشته با تألیف شعر آغاز شد.
نمونه اوّلین شعرهای او، که به موضوعات عشق و محبّت، رنج و کیفیّت عاشقانه، و دوست داشتن دیار و موقعیت اجتماعی انسان اختصاص دارند، در مجموعههای «رازهای ماهتاب شب» (1967) و «سلسله» به چاپ رسیدهاند.

بهرام فیروز با جلال اکرامی، نویسنده معروف و مومن قناعت، شاعر سرشناس تاجیک
بهرام فیروز بعدها نیز به سرودن شعر و ترجمة آثار نظم پرداخت که در کتاب «تفت دل» گرد آمده اند. اوّلین داستان کوتاه (حکایه) او "بابا" نام داشت که در سال 1970 نوشته بود و در سال 1972 به چاپ رسید. اهل ادب و منتقدان ادبی آن را خوش پذیرفتند. این شرایط تمایل بهرام فیروز به تألیفات نثر را بیشتر کرد و در نتیجه او به طور جدّی به نثر نویسی مشغول گردید.
در این مورد همین نکته را می توان یادآور شد که شاید در جبلّت او هنر نثرنویسی بیشتر مقام داشت و یا امکانات نثر را برای بیان اندیشه و افکار و دغدغههای خود مناسب تر می یافت، که به خلق داستان های کوتاه و بلند پرداخت و در جریان ادبی روز، بخصوص در سبک و سویه نثر معاصر تاجیکی جایگاه ویژه ای برای خود به دست آورد.
آثار نثر او از جمله در کتاب و مجموعه حکایات های «پی ستاره»، "گنج در ویرانه"، "حقیقت تلخ"، قصّههای "روخساره"، "تو تنها نی"، "ستاره دمدار"، "ترمه"، "اگر وی مرد می بود"، و داستان بلند (رمان) "غفلتزدگان" گرد آورده شده اند.
از نخستین محاسن نثر او همین است که او به مسائل مهم هستی انسان متوجه بوده است و از یک سو جریان تشکّل یک انسان را برای رسیدن به اخلاق حمیده و نیکوکاری، از یک جانب و همچنین تنقید و انکار بدی و بدخصلتی را، از جانب دیگر، مورد نقد قرار داده است.
مثلاً، شخص اوّل داستان کوتاه "حقیقت تلخگ که کودکی خردسال است، به خیال این که سگ مورد علاقه اش می تواند در حفظ گوسفندان مفید باشد، آن را به چوپان می فروشد، امّا چون پدرش او را مذمّت می نماید که فقط انسان "ناکس دوستش را می فروشد"، از کرده خود پشیمان میشود و این خاطره برای یک عمر در دلش میماند.

بهرام فیروز پیرو مکتب ریالیسم سوسیالیستی بود اما ناقدان ادبی گفته اند در نثر او جنبه های ملی جلوه زیادی داشت
نویسنده در این مورد بچه را نصیحتی نکرده است، ولی خود او به این نکته رسیده است که آدم نباید از دوستش به آسانی جدا شود.
اکثر آثار بهرام فیروز با عمل های نیکو و عبرت بخش خود خواننده را به اندیشه وا میدارد. همین طور است کوشش و تلاش قهرمان داستان "رخساره" که در راه رسیدن به عشق پاک خود تا آخر کوشش و جدل میکند و مشکل های عرفی را پشت سر گذاشته، به مقصد خود میرسد.
از نکات مثبت این گونه آثار آن است که همه جزئیات آن واقعی و بنابراین قابل باور هستند و نویسنده با جزئیات مقرّری و واقعه های هر روزه امکان می یابد از مسئلههای مهم زندگی سخن به میان آورد. این طرز گزارش و حل قضیههای زندگی در آن دوران آن قدر به دایرههای رسمی خوشایند نبود.
از جمله، قصه "تار و پود" از همین قبیل اثرها به شمار میآید. اگر عمیق نظر کنیم، رمان "غفلتزدگان" هم کنایه سختی است نسبت به وضع نابه هنجار افراد جامعه آن روزه شوروی.

بهرام فیروز در میان دوست داران کتاب در شهر استروشن در شمال تاجیکستان
بهرام فیروز به جز از این به مسئلههای زیست محیطی، حفظ طبیعت و مناسبت دلسوزانه با آن نیز دقت داشته است، که این در قصه "تو تنها نی" افاده یافته است. امّا در این مورد هم عامل اساسی همه بدی و نیکی ها در عالم طبیعت انسان و عمل آن به شمار آورده شده است.
اگر سخن در باره قهرمانان نثر نویسنده رود، آنها از کودکان خردسال تا مویسفیدان جهان دیده و تجربهاندوخته، از اهل ضیا تا کارمندان رسمی حکومت، از دانشجو تا اهل علم و تدریس و غیره را فرا گرفته است. چنان که از گفتههای بالایی معلوم میشود محتوای این اثرها را حادثههای زندگانی خانوادگی، معیشت مردم، آدمان و عالم اطراف، طبیعت و حفظ آن فرا گرفته است.
سبک نگارش بهرام فیروز نیز عاری از تصویرهای خیالانگیز سوررئالیستی و مجازی بوده، سخنش بیشتر ساده و قابل فهم، ولی عاری از سکتهها میباشد. وی در تصویر بدیعی از نمونههای ادبیات گذشته، از پارههای شعری فردوسی، سعدی و حافظ، روایت از روزگار بزرگان و لطیفه و سخنان حکمتآمیز فراوان استفاده میبرد. بهرام فیروز به این معنی در تقویت جنبه ملی نثر واقعگرای تاجیکی سهم چشمرسی گرفته است.
در عین زمان باید گفت، که او در کار ترجمه ادبی، بخصوص برگردان آثار سینمای جهانی به زبان تاجیکی سهم گرفته و به این طریق هم در غنی گردیدن ادبیات و فرهنگ و زبانی تاجیکی نیز سهیم بوده است. بنا بر صفت های مذکور امروز هم نوشتههای این نویسنده، شاعر و مترجم خوشذوق در بین خوانندگان تاجیک و فاسی زبان مشهور است، آن را مطالعه میکنند و یادبودش را به جا میآرند. یعنی او در دل خوانندگان و هواداران خود همیشه زنده است.
© MMIX