
روی جلد ترجمه انگلیسی خانوم
رمان 'خانوم' نوشته مسعود بهنود، روزنامه نگار و نویسنده ایرانی مقیم لندن، قصه زندگی پرماجرای یک زن از خانواده قاجار است.
داستان با تولد یک شازده خانوم ساده و معصوم در اوایل قرن بیستم آغاز می شود و با ماجرای یازدهم سپتامبر در آغاز قرن بعد در نیویورک پایان میگیرد.
بهنود در این قصه تاریخی، تاریخ ایران را از اواخر سلطنت مظفرالدین شاه از دید زنی که که از کاخهای سلطنتی تهران به اروپا تبعید میشود، شرح می دهد؛ تاریخی که شامل دو جنگ جهانی و دو انقلاب و دو کودتا در ایران است. خانوم شرح واقعیتهائی از تاریخ با زبان قصه است.
نویسنده در مقدمه یکی از کتابهایش نوشته که مورخ نیست بلکه قصه مینویسد. در آغاز کتاب خانوم هم به خواننده اش یادآوری میکند "این یک قصه است، باورش کنید".
همین زبان قصه است که وقایع تاریخی را با ماجراهای تلخ و شیرین خانوادگی و اجتماعی در هم میآمیزد و مجموعهای را در اختیار خواننده میگذارد که نمیداند باورش کند یا نکند، اما آن را تا آخر میخواند و لذت میبرد.
به گفته نویسنده این نوع نوشتن مثل ارائه دادن تصویری رنگی از یک عکس قدیمی سیاه و سفید در حال محو شدن است. در عکس اصلی آسمان آبی و برگ درختان سبز نیست. اما رنگی شدن به عکس قدیمی جان میدهد و آن را از نو زنده میکند.
خواننده ایرانی که با تاریخ کشورش آشناست، در قصه های بهنود واقعیتها را پیدا میکند. بی جهت نیست که همین کتاب خانوم تاکنون در ایران سیزده بار تجدید چاپ شده است.
اما ارائه متنی به خواننده انگلیسی زبان که او را مجذوب و وادارش کند که کتاب را بخرد و بخواند کاری بس دشوار است که به نظر میآید سارا فیلیپس، مترجم خانوم به انگلیسی، از عهده آن برآمده است.
شک نیست که ترجمه قصههای ایرانی به زبان خارجی، یکی از مشکلترین وظایفی است که میتوان از یک مترجم، هرچند هم قابل، انتظارش را داشت. در زبان فارسی، به ویژه در زبان محاوره، مانند هر زبان دیگری، اصطلاحها و استعارههائی هست که یافتن معادل آنها در زبانهای دیگر بسیار مشکل و گاهی غیرممکن است.
مترجم مجبور است برای ارائه جان کلام به خواننده ابتکارهائی از خود نشان دهد که همیشه موفق نیست.
از آن گذشته، شیوه نویسندگی و ادبیات هر نویسنده، اثر را شکل میدهد. در ترجمه، حضور نویسنده و شیرین کاریهای نویسندگی محو میشوند و در اینجاست که هنر مترجم معلوم میشود که آیا میتواند ترجمه ای زنده ارائه دهد یا اینکه متنی بیجان، هرچند صحیح، در اختیار خواننده میگذارد.
سارا فیلیپس، با اینکه برای اولین بار یک قصه فارسی را به انگلیسی برگردانده، موفق شده که روح داستان را زنده نگه دارد و در واقع ترجمهای که از خانومکرده، ترجمه یک قصه فارسی نیست، بلکه قصهای به زبان انگلیسی است. این کاری است که از عهده همه مترجمها بر نمیآید.
شاید یک علت موفقیت خانم فیلیپس دو زبانه بودن او باشد، یعنی که فارسی و انگلیسی را هم از نظر نوشتاری و هم از نظر گفتاری بخوبی می داند و نیاز به ترجمه لغت به لغت و بعد سرهم کردن جمله انگلیسی ندارد. یک علت دیگر هم می تواند این باشد که نویسنده و مترجم هر دو در یک شهر زندگی میکنند و مترجم توانسته در صورت برخوردن با اشکال، از راهنمائیهای نویسنده برخوردار شود.
ترجمه انگلیسی خانوم هفته اول ماه نوامبر از سوی بنگاه انتشاراتی Vanguard Press در لندن منتشر شد.
© MMX