BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 17:08 - 08/09/2003

ويرجينيا وولف در نقد فمينيستی

خانم اوليايی نيا به شرايط و وضعيت زنان در قرون هجدهم و نوزدهم اشاره کرد
خانم اوليايی نيا به شرايط و وضعيت زنان در قرون هجدهم و نوزدهم اشاره کرد

لادن پارسی

نود و هشتمين نشست کتاب ماه ادبيات و فلسفه با سخنرانی هلن اوليايی ‏نيا استاديار ادبيات انگليسی دانشگاه اصفهان با عنوان «نقد فمينيستی و ويرجينيا وولف» در خانه کتاب برگزار شد.

در ابتدای اين نشست خانم اوليايی ‏نيا با بيان اين مطلب که برای بررسی علل ظهور نقد ادبی فمينيسيتی بايد به شرايط زنان در قرون هيجدهم و نوزدهم در غرب اشاره کرد، در باب تغيير هويت زنان برای مقبوليت در جامعه اظهار داشت: در اين دو قرن، هنجارها و ارزش های مرد‏سالارانه ‏ای که بر زنان تحميل می ‏شد، چنان بازدارنده بود که سبب می ‏شد برخی زنان به رغم ميل باطنی خود، هويت مردانه را برگزينند.

"بنابراين، چنانچه زنی مايل به نوشتن رمان و داستانی ارزشمند بود، بايد هويت مردانه برمی‏ گزيد و حتی به سبک و سياقی می ‏نوشت که با فرهنگ و عرف مردانه سازگار بود. برای مثال «آن ايونس» به جورج اليوت تبديل شد، چون جنسيت نويسنده برای استقبال از اثر تأثير می‏ گذاشت."

او گفت: مانع ديگری که زنان را از کسب موقعيت ادبی‏ ای که شايسته آن بودند بازمی ‏داشت، وظايف خانگی بود. در قرون هيجدهم و نوزدهم زنان تنها به وظايف يکنواخت روزمره می‏پرداختند و افزون بر آن، آرمان‏های خانوادگی در عصر ويکتوريا، زنان را در وظايف خانه و خانواده محبوس می‏کرد.


نهضت فمينيسم حياتش را به جسارت پيشگامان خود مديون است که در اوج محدوديت اجتماعی و خفقان، صدای مظلوميت خود را به گوش جهانيان رساندند. از ميان آنها، ويرجينيا وولف به سبب اينکه به عنوان رمان ‏نويس و مقاله ‏نويس بيش از ديگران دست به قلم داشت و باورهای خود را در نوشته‏هايش باز می‏تاباند، تأثير شگرفی بر نقد فمينيستی گذاشته است
هلن اوليايی نيا
هلن اوليايی‏نيا در توضيح نقش های متناقض زنان تصريح کرد: تصاويری که تاريخ ادبيات از زنان به دست داده است تصاويری متناقض چون مادونا، زن آرمانی، جادوگر، جوان نابالغ و خام، زن فتان و وسوسه ‏گر، مادر فداکار و زن مرگ‏آور است. اين مجموعه تصاوير دوگانه از هويت دوگانه زن نشأت گرفته است. زنانگی به دو شکل آرمان‏ گرايانه و شيطانی تقسيم می‏ شود. از اين منظر، همه اين تصاوير به ارتباط فرضی ميان زن يا مرد بستگی دارد و در اين ارتباط او يا بزرگ ‏تر و يا کوچک ‏تر از واقعيت زندگی ارائه می‏شود. بنابراين، مأموريت زن با نقش خانوادگی او به عنوان مادر، همسر و دختر پيوند می‏خورد.

او در تشريح رمان خانگی گفت: در طول قرن ها تنها اسطوره در ارتباط با مقام زن به گفته وولف همان « فرشته در خانه» بوده است و آنچه رمان خانگی عصر ويکتوريا می‏ناميم، تداوم همان نقش در دنيای داستان توسط نويسندگان مرد و زن است. بنابراين به گفته وولف قلمرو زن بر اساس معيارهای اين فرشته تعيين می‏شد، چرا که چنين زنی همدلی خواننده را بر می‏انگيخت، بسيار جذاب، از خود گذشته و فداکار بود. او چنان شکل گرفته بود که هرگز ذهنی از آن خود نداشت و ترجيح می‏داد با ذهن و خواسته‏های ديگران همدلی کند.

سخنران در تبيين آراء فرويد درباره قلمرو زن با اشاره به نظريات او در باب عقده اوديپ گفت : ديدگاه های فرويد در مورد زن و مرد، ويکتوريايی است. او در آراء خود به مراحل ابتدايی کودکی می‏پردازد که کودک به ولدی وابستگی نشان می‏دهد که جنسيتی متضاد با جنسيت خود او دارد، فرويد معتقد است که دختر جنسيت فعال و مردانه را رها می ‏کند و جنسيت ايستا، پذيرا و زنانه مادر را که بر پدر متمرکز است، می‏پذيرد. بنابراين زنان به شدت به پدر وابسته هستند و قانون پدر چنان آنان را مسحور می‏کند که فرمانبردار، غيرفعال، خودآزار و خودشيفته می‏شوند.

خانم اوليايی‏ نيا گفت: در بررسی فمينيسم بايد تمايزی ميان زنان به مثابه نويسنده و زنان در نقش خواننده قائل شد و در توضيح آراء شوالتر اذعان داشت: شوالتر معتقد است که دو وجه نقد فمينيستی وجود دارد: نقد و نقد جنسی. شوالتر تأکيد می‏کند آنان که بر نقد تکيه می‏کنند، نهايتاً توجه خود را بر زن به عنوان مصرف‏ کننده ادبياتی متمرکز می‏کنند که توسط مردان توليد شده است.

"برخلاف «نقد» که تأکيد زيادی بر ادبيات مردانه دارد، هدف «نقد جنسی» ارائه محکی زنانه برای ارزيابی ادبيات زنان است تا الگوهای نويی در ارتباط با زندگی، سبک و تجربه زنان ارائه دهد، نه اينکه الگوها و نظريه ‏های مردانه را اقتباس کند. اين ناقدان به مطالعه پژوهش فمينيستی در تاريخ، مردم ‏شناسی، روان‏ شناسی، جامعه‏ شناسی، تعامل ها و خودآگاهی زنانه می‏پردازند. بنابر باور شوالتر کسانی که با نقد جنسی سروکار دارند سعی می‏کنند موفقيت های زنان نويسنده را در طول تاريخ کشف و ارزيابی کنند."


وولف يکی از اساسی‏ ترين باورهای فمينيستی را راهبری کرد، مبنی بر اينکه جنسيت يک ساختار اجتماعی است تا تبلور مطلق غريزه
هلن اوليايی نيا
خانم اوليايی نيا در باب تلاش های پيشگامان فمينيسم گفت: نهضت فمينيسم حياتش را به جسارت پيشگامان خود مديون است که در اوج محدوديت اجتماعی و خفقان، صدای مظلوميت خود را به گوش جهانيان رساندند. از ميان آنها، ويرجينيا وولف به سبب اينکه به عنوان رمان ‏نويس و مقاله ‏نويس بيش از ديگران دست به قلم داشت و باورهای خود را در نوشته‏هايش باز می‏تاباند، تأثير شگرفی بر نقد فمينيستی گذاشته است و در کتاب اتاقی از آن خود با صراحت مساله استقلال و هويت زنانه را مطرح کرد.

هلن اوليايی ‏نيا ضمن بيان شرح حال مختصری از زندگی ويرجينيا وولف در باب تأثيرگذاری خانواده در آراء او گفت: وولف که تا در خانه احساس محدوديت و حاشيه ‏ای بودن داشت، در تکاپو بود تا خود را از کليشه‏های محدود کننده زنانه آزاد کرده و از ارتباطاتی که زن را در خدمت خواست های مردان قرار می‏دهد، اجتناب کند.

"بنابراين، وولف يکی از اساسی‏ ترين باورهای فمينيستی را راهبری کرد، مبنی بر اينکه جنسيت يک ساختار اجتماعی است تا تبلور مطلق غريزه. در اصل، وولف دو نوع تن را تجربه کرد. يک پيکر، تنی بود که برای ديگران وجود داشت و تنی بود که در بند نقش های اجتماعی و قوانين پدر بود و ديگری اساسا چيزی تازه و نو برای تفکر مدرن بود. بدين ‏ترتيب، وولف به مفهوم پيکر زنانه به مفهوم مشخصاً جديد دامن زد که با پيکری در بند جنسيت که مخلوق نظم اجتماعی بود، تفاوت داشت."

سخنران در ادامه گفت: در حقيقت همين تجربه خوشايند پيکر آرمانی در مقابل پيکر اجتماعی است که در رمان های وولف، به شخصيت های او جاودانگی می ‏بخشد. پيکر اجتماعی، پيکری است همواره در معرض خطر که وولف سعی می‏کند از خطر کردن توسط پيشنهاد يک پيکر آرمانی به عنوان راه‏حل نهايی طبيعت دوگانه زنانگی حذر کند. بنابر نظر وی، پيکر آرمانی از عواقب اجتماعی و در نتيجه حملات آن در امان است.


يکی از مسائل مطرح شده در نقدهای فمينيستی اين است که جايگاه زن در تاريخ انسانی کجا قرار دارد. موضوع اين است که هرگز زمينه کافی به زن داده نشده است. همواره از سوی سيستم مردسالار اعتماد به نفس را از زن گرفته ‏اند و زن تصور کرده که فطرتش چنين است
هلن اوليايی نيا
او در ادامه افزود: شايد به همين دليل است که وولف در کتاب اتاقی از آن خود، خواستار مکانی امن و خصوصی برای زنان است تا با خيالی آسوده و به دور از غوغاهای اجتماعی به خلق آثار خود بپرازند. اين اثر، اثری محبوب در ميان نظريه ‏پردازان فمينيست است و می ‏توان گفت وولف در اين اثر با خلق يک راوی سخنران که انواع نام ها را به خود می‏گيرد به اين نکته اشاره دارد که نفس، يک واحد مستقل برای خود نيست. بلکه به ويژه در مورد زنان، در ارتباط با ديگران موجوديت می‏يابد. با وجود تلاش هايی که در جهت احقاق حقوق زنان در اوايل قرن بيستم صورت گرفت، وولف در اين اثر گلايه‏های بسياری از موانع متعددی که بر سر راه تحصيل زنان وجود دارد، سر می‏دهد.

خانم اوليايی نيا در باب کتاب به سوی فانوس دريايی گفت: اين اثر افزون بر بحث ‏انگيزی آن به عنوان يک اثر زيباشناختی مدرن، به عنوان يک اثر فمينيستی مورد توجه قرار گرفته است. وولف در اين رمان احساس دوگانه خود را درباره زن به نمايش می‏ گذارد که بين استقلال و جدايی از يک سو و ايجاد ارتباط با ديگران از طرف ديگر، اسير شده است. اين احساس در عنوان کنايه‏آميز خانم دالووی خود را نشان می‏دهد و در اين رمان در احساس خانم رمزی به فانوس دريايی بازتاب می‏يابد.

"البته خانم رمزی در معرض همان تعارض هايی قرار دارد که در خانم دالووی می‏بينيم. او نيز از يک سو آرزو دارد که ديگران را به خود وابسته کند و از سوی ديگر از نظر ديگران نامريی باشد. وولف از شخصيت خانم رمزی موجودی بی‏عيب و مقدس نمی‏سازد. خانم رمزی در عين اينکه همان «فرشته در خانه» عصر ويکتوريا است، از بند محدوديت ها و تعارض ها رها نيست و در اين رهگذر تسليم نقش خود نمی‏ شود و با پويايی به زندگی خود و ديگران معنا می ‏‏بخشد و به اسطوره الهه ‏ای حيات ‏بخش بدل می‏شود."

هلن اوليايی نيا در توضيح تأثير اندک زنان در جريان های علمی و فکری گفت: يکی از مسائل مطرح شده در نقدهای فمينيستی اين است که جايگاه زن در تاريخ انسانی کجا قرار دارد. موضوع اين است که هرگز زمينه کافی به زن داده نشده است. همواره از سوی سيستم مردسالار اعتماد به نفس را از زن گرفته ‏اند و زن تصور کرده که فطرتش چنين است.

"وولف معتقد است که زن همواره با حمايت هايش به مرد اعتماد به نفس داده است و مردانی که با آزادی و احقاق حقوق زن مخالفت می‏ کنند، از اين می ‏ترسند که اعتماد به نفس آنها گرفته شود. ويرجينيا وولف در استعاره ‏ای می‏گويد: زن آيينه گسترده ‏ای است که مرد هميشه بايد در آن خيره نگاه کند، اما هيچ وقت پشت سرش قرار نگيرد."

 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما