اون گوشه زير درختهای پارک کنار ميدون دو تا رنگ صورتی خوشرنگ به چشمم خورد .
نزديک که شدم ديدم دو تا دختر هستن که از سرتا پاشون مثل بستنی قيفی صورتی خوشرنگه .
موشون لباسشون و کفششون و کيفشون همه صورتی بود درست انگار که مدل دخترونه پلنگ صورتی هستن . باهاشون حرف زدم .
من آنجليکا هستم و منم بی آتوم هستم – بيست سالمونه .
بهزاد : اسم اين مدلی که پوشيدين چيه ؟
چيکی پينکی – يعنی صورتی شيطون .
بهزاد : خودتون اين شکل و شمايل رو اختراع کردين ؟
آره خودمون – چون فکر می کنيم که رنگ صورتی رنگ امسال اين رژه است .
رنگ شاد و شيطونيه .
بهزاد : چرا اين رژه عشق برلين رو دوست دارين ؟
ما سومين با ره که اينجائيم چون مردم اينجا هم شيطونن هم باحالن هم ديوونن هم خيلی فرق دارن و رنگها همه شاده . برای همين عاشق اين جشن هستيم .
بهزاد : فکر می کنين که اينجا امروز آزادی زيادی هست ؟
آره گاهی وقتها بعضی ها ديوونه ميشن ولی اين بخاطر آزادی زيادی نيست، اونها جنبه ندارن .
يک چيزی که من در مورد اين رژه متوجه شدم اين بود که تو اين 14 سال شرکت کننده ها برای جلب توجه بيشتر تصميم گرفتم که دسته های يک شکل ترتيب بدن تا که بيشتر توجه جلب کنن .
مثلأ يک عده زن و مرد دامنهای حصيری پوشيده بودن و دمپائی و کلاه گيس بلند و گردبند گل انداخته بودن .
يکدسته مرد جوون بودن که همه شون موهاشون رو سبز کرده بودن .
خلاصه اگر کسی تنها نبود و با کس ديگه آمده بود جشن حتمأ يکجوری قيافه ها شون رو همآهنگ کرده بودن .
مثلأ يک دختر و پسری موهاشونو مثل باغچه درست کرده بودن، توش گلهای ريز پلاستيکی بود و رنگ موشون سبز سبز بود.
من اين جور مهمونی رو دوست دارم و تاريخچه باحالی هم داره .
اينکه اول اين مراسم يک تظاهرات بوده و حالا يکجور کاروناوال شده خيلی جذابش ميکنه .
و اينکه آدم يک مهمونی بره که بجای ده بيست نفر صدها هزار نفر باهات ميرقصن اصلا حال عجيب و غريبی داره خيلی خوبه
بهزاد : خوب سباستين تو موها و ريش دو شاخت رو ابروهات و مژه هات رو يکدست آبی رنگ کردی . چرا ؟
چون اينجا همه ميان که يکجوری خودشون رو نمايش بدن و تو چشم بخورن و هر کی سعی ميکنه که بيشتر از ديگران جلوه کنه
منم گفتم اينجوری قيافمو درست کنم مثل يک شيطان مهربان شيطانی که قرمز نيست ، آبيه .!
تو اين هير و وير به يکعده هوادار فوتبال ايرلندی ديديم که روی پياده روی کنار ميدون ولو شده بودن و پيرهن سبز تيم فوتبال ايرلندو پوشيده بودن و خاطرات تلخ بازی ايران و ايرلند و يادم انداختن که آخر ايران باخت و نرفت جهانی .
تو اين افکار پرت و پلا بودم که کلامو عقب زدم و ميکروفونو بردم جلو و باهاشون حرف زدم حالا صدا بردار من که اسمش Dave هستش اينقدر از اينکه هموطن ديده ذوق زده شده بود که نزديک بود ميله ميکروفنو بکنه تو چشمم .
خلاصه سر خرو کج کردم و رفتم تو شيکم سوال و بعد از چند تا شوخی بی مزه پرسيدم .
بهزاد: جاج جولز اين مصاحبه ای که ميکنم قراره به فارسی ترجمه بشه و بعد از بی بی سی پخش بشه خيلی ها بخصوص ايرانيهائی که صدای تو رو ميشنون دوست دارن بدونن که وقتی کارناوال شروع شد و تو روی کاميون رفتی وشروع کردی از اون بالا برای جمعيتی که تو جاده بودن آهنگ گذاشتی چه احساسی بهت دست داد.
جاج جولز : اولين باره که آمدم love Parade و واقعآ احساس محشريه . آهنگ گذاشتن برای اينهمه آدم که با صدای موسيقی ميرقصن ، نظير نداره .
وقتی اينجا روی کاميون موسيقی ميذاشتی آيا آهنگهای مخصوصی رو گذاشتی يا که سبک کارتو برای اين جمع عوض کردی ؟
امروز روی کاميون فقط 45 دقيقه برنامه اجرا کردم . در حالی که معمولا تو کلوپها کارم چند ساعت طول ميکشه .
برای همين خيلی زودتر بايد آهنگ عوض ميکردم . ولی می تونم بگم که اين جشن لاو پريد برلين جوريه که ما به کل ژست گرفتنو ميذاريم کنار، آهنگهائی رو نميذاريم که نشون بديم چقدر کارمون فرق ميکنه، و کسی هم خوشش نيومد، به درک .
نه، اينجا واقعأ هدف ما دی جی ها اينه که دائمأ روحيه مردمو شاد نگه داريم . اصلأ برای اينکه مردم حال کنن آهنگ ميذاشتم .
ولی می گن که اين جشن Love Parde مخصوص موسيقی تکنو هستش بنابراين بيشتر آهنگهای تکنو ميذارين ، در حالی که خيلی ها ديگه با تکنو حال نمی کنن .
نه اين لاو پريد(رژه عشق ) درباره تکنو نيست .
از کنار چند تا کاميون که رد شدم کلی آهنگهای متنوع الکترونيک شنيدم . فانکی هاوس ، ترانس ، و کلی چيزهای ديگه .
اينقدر الان تنوع تو موسيقی الکترونيک هست که حد نداره و امشب همه جور موسيقی رو ميشنويم .
: الان چه جور موسيقی رقصی ای مد شده ؟
جاج جولز : والا الان همه جور موسيقی مد هستش . سبک گلم کلاب club glam – ترانس هاوس – تکنو – فانکيی هاوس – هارد هاوس.
چيزی که مهمه ، اينه که ، موسيقی رقصی الان خيلی گرفته و بعضی وقتها کارهای بهتری تو يکنوع موسيقی بيرون مياد که باعث ميشه اون سبک محبوب بشه .
اما برگرديم به جشن ديگه شب که شد دور تا دور ستون پيروزی وسط ميدون رو حصار کشيده بودن و چهارگوشه اش چهارتا جايگاه مخصوص دی جی ها بود که شکل يک گوی نقره ای و شيشه ای بود .
تو اون جايگاه ها که دستچينی از بهترين ديی جی های دنیا ميرن توشون و از اونجا نفری 20 دقيقه موسيقی الکترونيک رقصی پخش ميکنن .
عکس جايگاه دی جی ها
توی بلوارهای پهنی که به ميدون پيروزی برلين ختم ميشه .
بلوارهايئ که 60 سال پيش ترش نيروهای نظامی نژاد پرست آلمان به رهبری هيتلر رژه ميرفتن. آلمانی هائی که نوه های اون سربازها هستند دارند برای محبت و صلح ميرقصن .
و بجای شنيدن سخنرانی های خشم آلود "ما از ديگران برتريم وبهتر از مردم سرمون ميشه" زمان هيتلر، حالا تو قرن بيست و يکم دی جی ها موزيک پخش ميکنن و ميرقصن .
به اين ميگن رژه عشق برلن . بزرگترين مهمونی فضای باز دنيا .
موزيک :
ريتمهای الکترونيک سرعتش جوری بود که ميشد باهاشون هم يواش و هم تند رقصيد .
و يک صدا خيلی محبوب بود – صدائی شبيه به صدای کشيدن دست روی بادکنک خيلی زياد بود.
بيشتر ملوديهائی که ميشنيديم خيلی شاد نبود بلکه آدم ميرفت تو فکر .
رقص :
نوع رقصی که ديدم خيلی جديد بود ، رقص پای ريز.
انگار که دارين ادای چارلی چاپلين رو در ميارين .
دستها هم حرکتش جوريه که انگار دارين ميدوئين و حرکت کل بدن از چپ به راسته انگار دارين اسکيت ميکنين .
دکتر موتور بمن گفت که اين جشن رژه عشق بر ميگرده به 14 سال پيش و اولش هم فقط 200 نفر جمع شده بودن و سال به سال بيشتر شدن تا رسيد به صدها هزار نفر .
از اونوقت ديگه دولت گفت بياين برين تو اين بلوار معروف و توی ميدون پيروزی جشنو بگيرين .
از دکتر موتور پرسيدم که : چی شد که اين رژه عشق رو راه انداختی؟ ا زکجا اين آتيش افتاد تو خرمنت؟
راستشو بخوای اين رژه عشق تقليديه از مهمونی های غير قانونی لندن تو تابستان سال88
اون موقع من تولندن دی جی بودم، يادمه توی کارخانه های تعطيل شده يا انبارهای متروکه تا فضای باز خارج از شهر پارتی های بزرگ اسيد هاوس ميداديم .
پليس هم فوری ميريخت و مهمونی رو بهم ميزد . يادم صدای آژير می آمد و ما ميدوئيديم که پليس نگيردمون.
بعدش به خودم گفتم که چطوری اين جو رو تو برلين زنده کنم . گفتم که يکجور تظاهرات راه بندازيم . تظاهرات با موسيقی و رقص .
اين تظاهرات رو همون تابستانی راه انداختيم که ديواربرلين سقوط کرد و آلمان دوباره متحد شد و اون رقص و شادمانی ای که ما آلمانيها شب سقوط ديوار برلين کرديم، شد پايه اين رژه.
اون آزادی و دوستی که ما اونشب تجربه کرديم هم شد ، شعار و روحيه جشن ما . با اين جشن رژه عشق ما آزادی و دوستی رو به خودمون يادآوری ميکنيم .
چرا موسيقی الکترونيک و بخصوص تکنو – موزيک اين جشن رژه عشق شده ؟
همون سال 88 و 89 تابستانی بود که موسيقی تکنو و موسيقی های تند و پر انرژی شروع شد مثل ريو و هاووس و اين صدای دورانی بود که خيلی چيزها تو دنيا داشت عوض ميشد .
برای همين ما اين نوع موسيقی که صدای اون دوران بود رو بعنوان صدای دوستی و آزادی نگه داشتيم.
بعدش هم اصلا آلمان قلب موسيقی الکترونيکه. 30 سال پيش گروه کرافت ورک Kraft Werk که مثل دانشمندای ديوونه بودن، اولين آهنگهای الکترونيکی و کامپيوتری رو ساختن.
الان هم خيلی از آهنگسازای درجه يک موسيقی تکنو و الکترونيک آلمانی هستند .
آها، مهمونی ديگه شروع شد. دارن اعلان ميکنن . ساعت 6 شده .
يک گروه مارش با سازهای بادی و پرچمهای قرمز دارن زير ستون پيروزی که ما داشتيم زيرش صحبت ميکردم راه افتادن .
همه موزسينهای جوون بودن با لباسهای رسمی – شروع کردن رژه رفتن و يک دختری هم که يک پرچم قرمز دستش بود با رقص جلوی دسته ميرقصيد و راه ميرفت و موزسينها رو رهبری ميکرد .
و اما بعد از اينکه رژه عشق تو ميدون پيروزی ساعت 11 تموم شد شهر برلين چه خبر بود ؟
اونجا تو پياده روی (ها گروههای دکه های موسيقی گذاشته بود که هرکدومشون چند تا دی جی داشت کنارشون ) چند صد نفره جمع ميشدن و جلوی هتل که حدود صد نفری جمع شده بودن و روبروی سکوئی که سه چهارتا دی جی بودن وداشتن موزيک پخش ميکردن – با هم ميرقصيدن . ما هم باهاشون بوديم البته با 12 شب درحالی که بعضی از مهمونی ها تا 11 صبح فرداش طول کشید . بهرحال اينم ا ز گزارش ما . . .