BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 16:15 - 11/07/2003

شماره 100 مجله زنان

روی جلد صدمين شماره مجله زنان
روی جلد صدمين شماره مجله زنان

سينا سعدی

مجله زنان به مناسبت رسيدن به صدمين شماره خود، ويژه نامه ای منتشر کرده که در آن 180 نويسنده، روزنامه نگار، سياستمدار، هنرمند و انديشمند يادداشت هايی نوشته اند.

سر دبير مهمان اين شماره – رزا افتخاری - در سرمقاله خود نوشته است آنچه پيش روی شما قرار دارد گفتنی هايی است درباره بيش از يک دهه فعاليت مطبوعاتی در حوزه زنان و گزارشی است مبسوط از ساز و کار نهادی زنانه که می کوشد دين خود را به اندازه بضاعتش به جنبش زنان ايران ادا کند.

نخستين شماره مجله زنان در بهمن ماه 1371 منتشر شد و نزديک دوازده سال طول کشيد تا اين نشريه به شماره صد برسد. در حالی که اگر بطور منظم انتشار می يافت از آنجا که مجله ماهانه است، در اين کمتر از دوازده سال بايد حدود140 شماره منتشر می کرد.

مجله زنان در حالی به شماره 100 رسيده است که بسياری از مجلات و نشريات و حتا روزنامه ها کمتر از اين عمر کرده اند. تنها چند مجله از جمله مجله فيلم و صنعت حمل و نقل توانسته اند تا کنون حدود بيست سال منتشر شوند. مجله آدينه که از نخستين مجلات بعد از انقلاب بود پس از حدود 140 شماره متوقف شد
اين 40 شماره عقب ماندگی از برنامه کار، نه نشان دهنده سهل انگاری گردانندگان مجله که نشانگر دشواری کار فرهنگی و روزنامه نگاری در ايران است. مجله زنان در اين زمينه تنها نيست، بسياری از نشريات ايران نمی توانند سر وقت و با آهنگ منظم منتشر شوند.

به هر جهت بايد گردانندگان مجله زنان را ستود که در اين مدت، بی وقفه به طرح مسايل و مشکلات زنان پرداخته اند؛ مسايلی که طرح آنها از نظر برخی ديدگاههای حاکم می توانسته مسأله ساز باشد.

شهلا شرکت سردبير و مدير مسئول مجله زنان در سرمقاله شماره 100 خود پس از طرح مباحثی در حوزه مديريت زنان و مشکلات مجله نوشته است: "دوستان از امر بديهی و ناگزير سانسور گلايه های بسيار داشتند. کيست که نداند سانسور از مقتضيات روزنامه نگار بودن و روزنامه نگار ماندن در سرزمين عزيز ما ايران است و اين نعمت اعطايی سبب ورزيدگی و خبرگی ما شده تا بدانيم چگونه بنويسيم تا بتوانيم بمانيم.

او ادامه می دهد: "گر قواعد نانوشته سانسور نبود، کار روزنامه نگاری در اين کشور اين همه جذابيت و هيجان نداشت! اگر سانسور نبود زبان ايمايی ژورناليستی خاص مطبوعات اين سالها چنين قوام نمی يافت. بنابراين سانسورچی بودن در اين کشور اتهام سنگين و دور از انتظاری نيست. همه ما از تصدق سر سانسور و خود سانسوری است که توفيق گذراندن بقيه عمر را داريم."

سردبير زنان در يادداشت خود می نويسد: "بعضی از عزيزان دريا دل و جسورمان احساس کرده اند که ما در سالهای اخير محافظه کار شده ايم. البته در "زنان هميشه حق با مخاطب است اما در کشوری که جناح محافظه کارش با دولت چپ است و اصلاح طلبانش دست راست دولت هستند، مفهوم عينی محافظه کاری و تند روی و تيز روی محل مناقشه است و اساساً به نظر می رسد در چنين جامعه سياست زده ای مباحث و روش های مبارزه سياسی خلط شده اند. به قول ظريفی زمانی شما به ميدان مين می رويد تا معبری را باز کنيد که يک لشکر از روی آن عبور کند اما زمانی ديگر در حال پاک کردن اسلحه خود هستيد و بر اثر بی احتياطی به خود شليک می کنيد. بی ترديد اولی جسارت است اما دومی ... در هر صورت ما بين مدال جسارت و 100 شماره زنان، دومی را انتخاب کرده ايم.»


البته ايراداتی هم به شما وارد است. يا اصلاً به سياست پشت کرده و عافيت طلبانه طوری رفتار کرده ايد که انگار نه انگار در اين مملکت زندگی می کنيد، مانند زمان وقوع قتل های زنجيره ای و ساير ماجراهای سال 77 ، يا خواسته ايد جنت مکان باشيد و از ارتکاب هر گونه عملی که در آن شائبه گناه، تقصير يا همدستی وجود داشته باشد خودداری کرده ايد، مانند زمانی که محسن سعيد زاده، مهر انگيز کار و شيرين عبادی دچار مشکل شدند، يا بطور جدی و شايد اغراق شده به سياست پرداخته ايد مانند زمان انتخابات رياست جمهوری
ناهيد موسوی در مقاله ای در شماره صدم زنان
اين سخن سردبير مجله زنان برای مطبوعاتی های ايران کاملاً قابل درک است. چرا که مجله زنان در حالی به شماره 100 رسيده است که بسياری از مجلات و نشريات و حتا روزنامه ها کمتر از اين عمر کرده اند. تنها چند مجله از جمله مجله فيلم و صنعت حمل و نقل توانسته اند تا کنون حدود بيست سال منتشر شوند. مجله آدينه که از نخستين مجلات بعد از انقلاب بود پس از حدود 140 شماره متوقف شد. پاره ای روزنامه های دوم خردادی به زحمت به شماره 100 رسيدند. اساساً در ايران عمر روزنامه ها و مجلات کوتاه است.

مطالب اين شماره مجله زنان بسيار متنوع، گاه پر از ستايش و گاه انتقادی است.

انتقاد ها عمدتاً حول محور سکوت مجله زنان در زمان بازداشت محسن سعيد زاده، روحانی جوانی که سالها با مجله همکاری داشت و درباره حقوق زنان از منظر اسلام می نوشت و به همين دليل محاکمه، زندانی و خلع لباس شد؛ و نيز شيرين عبادی و مهرانگيز کار و ساير زنان فعال می چرخد.

ناهيد موسوی روزنامه نگار در يادداشتی به اين موضوعات اشاره کرده و خطاب به دست اندکاران مجله نوشته است: « ... البته ايراداتی هم به شما وارد است. يا اصلاً به سياست پشت کرده و عافيت طلبانه طوری رفتار کرده ايد که انگار نه انگار در اين مملکت زندگی می کنيد، مانند زمان وقوع قتل های زنجيره ای و ساير ماجراهای سال 77 ، يا خواسته ايد جنت مکان باشيد و از ارتکاب هر گونه عملی که در آن شائبه گناه، تقصير يا همدستی وجود داشته باشد خودداری کرده ايد، مانند زمانی که محسن سعيد زاده، مهر انگيز کار و شيرين عبادی دچار مشکل شدند، يا بطور جدی و شايد اغراق شده به سياست پرداخته ايد مانند زمان انتخابات رياست جمهوری.»

محسن مخملباف کارگردان سينما نيز که مدتها از او اثری در مطبوعات ديده نشده، در اين شماره زنان يادداشتی دارد با عنوان « دست مريزاد ای زنان زمينی».

وی نوشته است: « ... شايد دست مريزاد از اين جهت که در جامعه مرد سالار ايرانی، با 2500 سال تاريخ شاهنشاهی اش و 1400 سال تاريخ مذهبی اش و بيست و اندی سال تاريخ انقلابی اش، هنوز در سطح کلان، نه يک رييس جمهور زن که در اين دوره آخر حتا يک وزير زن هم نداشته است. چون جامعه مدنی ما در حقيقت جامعه بدوی است و همه مسايلش به شيوه کدخدامنشانه در آن بالا بالاها، با حضور مردان و بويژه بی حضور زنان رتق و فتق می شود و در ميان کدخداها در اين آب و خاک، کسی کدخدايی زنی را به ياد ندارد.»

محسن مخملباف در ادامه مطلب خود افزوده است:« پس به هنگام ريش سفيدی مردان، گيس سپيدی زنان دردی دوا نکرده و نمی کند... نشريه شما همان قدر در کام تشنه زنان اين ديار قطره قطره طراوت و روشنگری چکانده است که اثر عظيم سيمون دوبوار موج موج، با کتاب جنس دوم در گسترش فمنيسم. من البته فمنيست نيستم. همچنانکه آنتی بيوتيک را نمی پرستم. اما خواهرم، تو بگو با سرما خورده ای که از عفونت و چرک گلويش راه تنفس ندارد، چه چاره ای می توان کرد جز استعمال همان آنتی بيوتيک غير پرستيدنی. آن هم به وفور و با دوز بالا و مريزاد دست...»

به اميد شماره 200 مجله زنان.
 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما