منيژه دولت، آوازخوان تاجيک در جشنواره «ستاره های نوروز – 2003» که به ابتکار هفته نامه مستقل «تاجيکستان» در شهر دوشنبه برگزار شد، جايگاه چهارم را به خود اختصاص داد.
اين آوازخوان را از دو سال بدين سو هواداران هنر موسيقی می شناسند و ترانه های وی بويژه در ميان جوانان از شهرت زيادی برخوردار است.
منيژه هم زمان دانشجوی سال چهارم دانشکده خبرنگاری دانشگاه ملی تاجيکستان است. وی می گويد هرچند به خبرنگاری رغبت زياد دارد، ولی هنر آوازخوانی را ترجيح می دهد و بيشتر دوست دارد.
منيژه دولت می گويد: "از اوان خردسالی مهر هنر در دل من جای داشت. ولی چون بعدا با هنر آوازخوان نامور ايرانی ليلا فروهر آشنايی پيدا کردم، از آن به بعد مهر هنر بيشتر بر من چيره شد. اولها امکان سرود خواندن در محافل را نداشتم زيرا در دانشکده ژورناليسم دانشگاه دولتی ملی تحصيل می کردم. ولی بعد از پايان دادن به آموزش در بخش روزانه من راهی راه هنر شدم."
"آيا از خانواده اتان کسی به تو کمک کرده است که در اين جاده موفق شوی؟"
"راستی اهل خانواده ما اولها راضی نبودند که من آوازخوان شوم. وقتی فهميدند که من خود را بدون هنر تصور کرده نمی توانم و بدون هنر زيسته نمی توانم پس دعای خود را دادند. و من با دعای نيک پدر و مادر اين پيشه را پيش گرفتم."
با سبحان خواننده تاجيک
"متن ترانه هايت را چه طور پيدا می کنی؟"
"من بيشتر ترانه هايی انتخاب می کنم که به دل مردم نزديک باشند يعنی زمانه ای باشند و مردم آنها را بزودی قبول کنند. و البته شاعران و آهنگ سازانی هم هستند که من با آنها همکاری دارم و از ايشان مشورت می پرسم. نه تنها با شاعران و آهنگ سازان تاجيک بلکه با شاعران و آهنگ سازان افغانی و ايرانی هم که در کشور ما زندگی می کنند، همکاری دارم."
"آيا می شود وقتهايی که غمگين و غصه دار باشی و در آن زمان به ورق زدن کتب شروع کنی تا شعری مطبوع برای خود پيدا کنی؟"
"من از آن روزی که خود را شناخته ام در دلم غصه وجود داشته است. من فکر می کنم هنرمند بی غصه نمی تواند باشد. همين طور من هم هميشه غصه می خورم، غم می خورم، غم خلقم را می خورم. غم مادر و پدرم را و اين است که سرودهايم درد آميز احساس می شوند."
"آيا برای يگان ترانه خودت متنی نوشته ای؟"
"بله اولين سرودی که ايجاد کردم متنش از خودم است."
"يعنی تو شاعره هم هستی؟"
"آره، کم کم شعر می نويسم، ولی با شاعران مشورت می کنم و آن شعرها را اصلاح می کنم."
"با آهنگ سازان هم همکاری داری؟"
"آره با آهنگ سازان هم همکاری دارم. بخصوص با آهنگ سازان جوان ذکر الله، فرهاد آدينه...، همچنين در نظر دارم با آهنگ ساز و آوازخوان شناخته دلير نظر که در خارج زندگی می کند نيز همکاری کنم."
"شنيدم در دانشکده خبرنگاری هم تحصيل می کنی؟ آيا تحصيل به پيشه آوازخوانی تو خلل نمی رساند؟"
"من از وقتی که به هنر وارد شدم، به بخش تحصيل غايبانه تحويل گرفتم تا بتوانم به هر دو کارم برسم."
"يک ترانه در باره مادر اجرا می کنی، آيا مادرت نيز در اين تالار حضور دارد؟"
"آره او همين جا است ولی از چه باشد که هميشه اشک می ريزد. من خوشحالم اگر اين اشک شادی باشد."
"در آينده چه آرزو داری؟"
"آرزوی من اين است که تاجيکستان ما هميشه آباد باشد. هميشه صلح پايدار بماند تا ما جوانان امروز بتوانيم آزادانه و سرافرازانه زندگی کنيم. از خبرنگاران توقع من اين است که آنها هميشه راست گو و راست قول باشند و آزادانه انديشه هايشان را بگويند."
"آيا عاشق هم شده ای؟"
"آره من عاشق هستم، عاشق زندگی. عاشق آواز ليلای فروهر هستم که می خواهم به ديدنش موفق شوم."
"چه مشکلاتی در زندگی داری؟"
"مشکلات زندگی زياد است ولی من به اراده خود باور دارم و هيچ گاه روح افتاده نمی شوم."