پرسيدم سياوش جان برای تولد چه نقشه ای دارين ؟
سياوش گفت : "والا، خيلی از دوستان نزديک می خواستن يک حرکاتی انجام بدن که گفتم نه بذارين امسالو با خودم باشم چون اين روزها کار زياد بوده. آلبوم ابی و آلبوم خودم همه تو راه برای همين خسته از روزگار و کار. اينه که گفتم بذارين تنها با خودم باشم ."
سياوش قميشی 25 ساله که خارج از کشوره و تو آمريکا زندگی ميکنه . از اينهفته روی پيامگيرش کلی تولدت مبارک ضبط شده از ايران و اروپا و آمريکا .
يکی از پيامها هم از من بود و درست لحظه ای که داشتم چراغ رو خاموش ميکردم که از بی بی سی برم خونه تلفن زنگ زد و سياوش قميشی گفت " سلام بهزاد جون "
آقا من مثل فنر پريدم بالا ، باورم نمی شد که به اين سرعت جواب پياممو بده . خطو وصل کردم به استوديو و حرف زديم .
(از شانس من يک آدم ضايعی دگمه های فيلتر صدا رو تو استوديو دست کاری کرده بود و من بعد از ضبط مصاحبه ام
با قميشی فهميدم که به به اصلأ صدای قميشی ازدور مياد و صدای من تو گوشی ميزنه ولی با شعبده بازی صدا رو ترميم کردم .)
اول بگم که چقدر قميشی خاکيه ، و تو اين شلوغی زندگيش ، مثل يک دوست قديمی با من خودمونی حرف زد . قميشی الان داره آلبوم ابی رو تموم ميکنه . آلبومی که سه ساله طول کشيده و آهنگهاش کار سياوشه . در عين حال سياوش داره کارهای آخر آلبوم جديد خودش رو هم انجام ميده . . .
بی سرزمينتر از باد
وقتی که حرف مي زديم سياوش گفت که حال و هوای آلبوم جديدش "بی سرزمين تر از باد " شبيه به آلبوم نقابه ولی آهنگهاش پرتحرکتر از نقابه و از لحاظ نوع موسقی مدرنتره . و خود سياوش ازش راضی تره چون با تنظيم کننده جديدش اروين خاچيکيان بيشتر عادت کرده . تو آلبوم " بی سرزمينتر از باد " پنج شعر از يغما گلروئی شاعر جوان تهران هستش . و تا دو ماه ديگه قراره وارد بازار بشه .
اينهم شعر يکی از آهنگها که کار يغما گلروئيه :
من برای تو می خونم هنوز از اين ور ديوار .
هر جای گريه که هستی ، خاطره ها رو نگه دار .
تونميدونی عزيرم ، حال روزگار ما رو
توی چين آينه بشمر ، تک تک حادثه ها رو .
خورشيد و از ما گرفتن، شکرشب ، ستاره پيداست .
از نگاه ما جرقه ، صد تا فانوسه، يه روياست .
همغصه بخون با من تواين قفس بی مرز،
لعنت به چراغ سرخ ، لعنت به چراغ سبز .
بالاخره وقتی که اصلأ انتظار نداشتیم سلطان متال بار عام داد . البته من که چيزی از متال متاليکا سرم نميشه چون از آهنگهای راک سنگين قديمی خوشم مياد که جيغ داشت ولی دلنواز هم بود. ای وای يادش بخير .
دی جی اردوان که دشمن موسيقی متاله در حالی که مخش داغ کرده بود و کلاس کونگ فوش دير شده بود آلبوم Saint Anger آلبوم جديد Metallica رو گوش داد و اينو گفت :
گروه متاليکا در فهرست پرفروشترين گروههای آمريکا ، هفتمه (ای ول محبوبيت )
دو مهره اصلی گروه يکی Lars Ulrich هستش که درام ميزنه و يکی ديگه James Hetfield هستش که گيتار ميزنه و خواننده گروه متاليکاست .
اين دو تا سال 81 ميلادی که می شه 22 سال پيش يک آهنگ با هم ساختن و اینجوری کارشون معرفی شد و تصميم گرفتن که با هم کار کنن و متاليکا بوجود آمد .
اولين آلبوم سرسام آور بچه ها سال 83 ميلادی kill em all زائيده شد. ( شوخی بود به تيريج قباتون بر نخوره ) .
بعد برای معرفی اين آلبومشون يکسری کنسرت تو اروپا و آمريکا دادن که بتدريج مثل توپ صدا در کردن . اين تو زمانی بود که موسيقی الکترونيک پاپ تازه داشت پا می گرفت راک اينجوری خيلی خلاف جهت بود و خيلی ها رو مجذوب خودش کرد .
سال 1984 گروه متاليکا رفت سوئد و با آهنگساز معروف flemmine Rassmussen در استوديوی Sweet Silent کارکردن و آلبوم دومشون ride the lighting رو ضبط کردن.
اين البوم خيلی گرفت و شرکتهای کله گنده توليد موسيقی (تقريبأ اندازه کله بنده) باهاشون قرار داد امضا کردن . اين يعنی که آلبومشون بهتر و در سطح وسيع تری در دسترس قرار گرفت.
سال 1985 آلبوم masters of puppet رو با کمک Michael wiener ضبط کردن و اون رو در سال 1986 بيرون دادن .
بعد از اين بهمراه يک خواننده داغ قديمی ozzy osbourne تور کنسرت دادن و اينجوری خيلی های ديگه هم با کارشون آشنا شدن از اون به بعد شهرتشون به اوج رسيد .
سال 1991 آلبوم black پونزده ميليون نسخه در دنيا فروش کرد که اون زمان خيلی بود. اون سالها با گروه معروف راک سنگين guns & roses هم کنسرت مشترک دادن. اين کنسرتها سه سال طول کشيد . برای همين آلبوم بعديشون load که در کاليفرنيا ضبط شده بود دير وارد بازار شد .
در سال 2001 يکی از اعضای گروه جدا شد Jason Newsted بعد آلبوم re-load بيرون آمد و حالا هم آلبوم saint Anger که بيشتر اشعارش از دوران سختيه که Lars در این چند سال داشته . آخه لارس الکلی بوده وا ين چند ساله داشته ترک می کرده و اينه که خيلی بحرانهای روحی و جسمی رو پشت سر گذاشته و تو شعرهاش هم اين بازتاب داره . شعرها در مورد حالات خمر و حالتهای جنون انگيزه و جنگ روحی با ديوهای درونش.
اسم اعضای فعلی گروه متاليکا :
James hetfield
Lars Ulrich
Kirk Hammett
Robert Trujillo
من با اينکه راکر نيستم ولی از آلبومشون خوشم آمد البته با خوردن يک مشت آسپيرين دارم ميرم کلاس کونگ فو که حسابی حرصم رو خالی کنم قربونتون - اردوان .
آخر ترمه و چيزی به امتحانات دانشجوها نمونده، ولی اگه مثل من به چند تا دانشگاه سر بزنی با چيزهای غير منتظره ای روبرو ميشي.
حال وهوای دانشگاه تغيير كرده بود ،اين طوری كه مثلا دم زيراكسي های دانشگاه غلغله بود ، از خودم پرسيدم اين موقع سال دانشجوها دارن چه چيزی كپي ميكنند ،بعد از 5 دقيقه كه اونجا گوش وايستادم فهميدم اكثرا دانشجوهايی هستند كه در طول ترم سر كلاس جزوه ننوشتند والان دارن از روی جزوه بقيه كپی ميكنند ويا اينكه دارن پروژه هايی رو كه بايد آخر ترم به استادهاشون تحويل بدن از روی اين و اون كپی ميكنند ،
بعضی از دانشجوها هم اصلا عين خيالشون نبود و زده بودند به رگ بي خيالی وبا همديگه جك ميگفتند وهر و كر ميكردند و چون كلاسها معمولا آخر ترمها تق و لقند ،اونها هم الاف تر از هميشه براي خودشون تو دانشگاه چرخ ميزدند.
تو دانشگاه هنر اين وقتهای الافي رو معمولا باگيتار زدن و شعر و آواز خوندن سر ميكنند،بعضی ها ميزنند وميخونند بعضي ديگه هم مثل من فيض ميبرن.
وقتي دليل اين وضع رو از خود دانشجوها پرسيدم ، همه و همه يه اعتراض و يه نقی واسه زدن داشتند ، به هيچ كس برنخوردم كه از وضعيت حاكم راضی باشه ، هر كسي بالاخره از يه چيزی ناراضی بود ،از سيستم آموزشی ، استادها، رييس دانشگاه و عنوان درسها گرفته تا منابع تحقيق ، امكانات و نحوه امتحان گرفتن. خلاصه اكثرا فكر ميكردن كه درس خوندن تو دانشگاه وقت تلف كردنه.
من هم فكر كردم شايد بد نباشه كه نظر يكی از استاد ها رو هم در اين باره بپرسم ،پس با استاد البرزی كه واژه شناسي تدريس ميكنند صحبت كردم ، اون هم با دانشجوها هم داستان بود و فكر ميكرد كه دانشجوها اكثرا بی انگيزه اند و خيلي ها اصلا رشته ای رو كه ميخونند دوست ندارند واين مسئله از نحوه آزمون ورود به دانشگاه ناشي ميشه ،آقای البرزی مثل خيلی از دانشجوها اعتقاد داشت كه كنكور آزمون ورودی كاملا غلطي است و نميتونه شايستگي افراد رو برای ورود به دانشگاه تعيين كنه واينكه يك انقلاب در كل سيستم آموزشی ايران امر لازمی است.