توی کتاب راهنمای با حال بودن مدل لباس پوشيدن روهم ميبينيم. مثلا شلوارهای پاچه گشاد جين يا مدل ارتشی گشاد برای پارتی بروها.
توی اين راهنما "تيپ درست و باحال چه تيپيه" و حتی "چه جور جاهايی بايد رفت" رو هم گفته. بارهايی که جوونای باحال ميرن، واينکه کجاها اگر برن دمده و مثل بقيه ميشن.
مثلا ديسکوهايی که توش شوی ليزر داره که به عقيده نويسنده مال آدمهاييه که از مرحله پرتن. البته اين کتاب هم شوخی هم جديه و مربوط ميشه به اون دسته از مردمی که خلاف جهت آب ميرن و تابع چيزهايی نيستند که تو جامعه متداوله.
به قول انگليسها cool هستن يعنی باحالن. ولی درعين حال مد خودشونو دارن مدی که معمولا الهام بخش طراحان لباس هم خواهد شد.
البته ما هم تو ايران ازاينجور مدهای جوون پسند جسته و گريخته در طول تاريخ داشتيم.
زمان مصدق به جوونايی که کت شلوار وکراوات ميزدن و تو لاله زار پرسه ميزدن و متجدد بودن – ميگفتن مموش پوشتيان.
که البته اين لقب رو داش مشتی ها روی اين تيپ گذاشته بودن.
بعدها تيپ بيتلی اومد که شلوار پاچه گشاد می پوشيدن و موی بلند داشتن.
همزمان با انقلاب ايران تيپ چريکی -لاتی مد شده بود که تکيه کلامای لاتی تهرانی می پرونديم - مثل لاتها راه ميرفتيم ولی ادکلن خوب ميزديم و ظاهرمون مثل چريکهای بی تفنگ بود: کت ارتشی سبز آمريکايی معروف به کت پاسداری و شلوار جين تنگ پاره و موی بلند و پيرهن گشاد يقه کوچيک که بايد دسته دوم باشه.
دخترها هم تيپ چريکی ميپوشيدن. پيرهنها چهارخونه گشاد با شلوار جين و کفشهای کتونی تخت. اين در دوران "بهار آزادی" بود.
اينها بيشتر به تيپ باحالی که در راهنما توصيف شده می خورن عکس از www.djsoltan.com
و اما تو ايران سيصد سال قبل يک جهانگرد اروپايی که در دوران صفويه به همدان رفته بوده مينويسه تک و توک مردهايی ديده که ريششون نارنجی يا قرمزه ولی يک دسته ازهمه انگشت نماتر بودن که بهشون ميگفتن ريش آبی ها. اين مردها از طبقه اعيان بودن و با سنگ لاجورد ريششون رو آبی ميکردن.
در اروپا
توی اروپا هم همزمان با صفويان مردای تيپ دندی بودن به خودشون ميرسيدن و آستينهای بلند پيرهناشون از زير کت ميزده بيرون – با هنرمندا دوست بودن و به چيزهای کمياب اون زمان علاقه داشتن مثل کلکسيون صدف و خوردن چايی با دوستان.
تو اواخر قرن بيستم تو کشورهايی مثل برتيانيا و آمريکا البته تو شهرهای بزرگ تو هر دهه ای شاهد دو يا سه جور تغيير و تبديل مد بين جوونا هستيم.
مدهايی که فقط شامل ظاهر نميشه بلکه طرز فکر و رفتار و نوع حرف زدن و نوع موسيقی که گوش ميدن رو هم شامل ميشه .
مثلا پانکها که تو لندن شکل گرفتن فحش دادن رو باب کردن و موسيقی راک خشن و ظاهر ترسناک مهربان و موهای سيخ سيخشون.
يا هيپی ها که برعکس بودن. به طبيعت علاقه نشون ميدادن و از مکتبهای فکری شرقی تأثير گرفته بودن و موی بلند داشتن با شلوارهای پاچه گشاد و آزادی روابط جنسی رو باب کردن.
ما روز هفتمی ها به صادق هدايت به عنوان باحالترين قرن رای داديم
حالا تو اين کتاب جديد که در آمريکا چاپ شده نويسنده کتاب، رابرت لنهم (Robert Lanham )، که خودش چندين نشريه اينترنتی رو ميگردونه و تو سابقه کاريش همش با جوونا و چيزهايی که بينشون مد ميشه ، سر و کار داره.
باهاش تلفنی حرف زدم و از کتابش پرسيدم که در اين قرن بيست و يکم چه جور جوونی باحال و مد روزه، ولی خاکی حساب ميشه؟
نسبت به نسلهای قبل جوونای امروز، سليقه متنوعتری دارن و سبکهای مختلفی رو دنبال ميکنن. در حال حاضر يکی از مدهای قالب تو نيويورک، سبک رترو هستش.
يعنی لباسهای قديمی – مثل لباسهای سالهای 80 که مدل پانکی معمولی بود رو ميپوشن. مثل کت موتورسيکلت سواری که روش نوشته داره و پر از پونز فلزيه.
تيپ کارگری که نمايشگاه می ره و کتابهای هنری می خونه
کمربندهای ميخ دار– و يا کتهايی که پدرها و پدربزرگها می پوشيدن و بخصوص کلاه بيس بال توری که آرم شرکتهای بزرگ روش هست بين بچه ها مده.
از لحاظ فکری هم بيشتر بچه ها گرايش به چپ دارن و مخالف جرج بوش و دست راستی هان. موسيقی هم، هر جوری گوش ميدن
راک، کانتری، الکترونيک، ولی بيشتر از گروههای زير زمينی و يا قديمی.
اين مدل جديد که بين جوونای آمريکائی تو اين قرن جديد شکل گرفته به هيپستر معروفه که از کلمه هيپی مياد. هيپستر ها مدی رو دنبال ميکنن که مد روزمره تو مجله ها نيست بلکه مد خود جوشيه و واکنش به روال معمول تفکر عمومی در مورد لباس و نوع موسقيه.
يکيشون مثلا تيپ کارگر که خالکوبی داره و کارهايی بدنی ميکنه. اين تيپ در وقت آزادش در مورد هنر مطالعه ميکنه و نمايشگاه ميره.
تيپ نچسب
تيپ نچسب که مدل موهاش فرفريه، عينک ميزاره و ترجيح ميده تو خونه اش موسيقی گوش کنه تا که بره بيرون گردش.
مدل واش يا شسته که موهای رنگی دارن و توی رستورانها گارسونی ميکنن و بد اخلاقن مخصوصأ نسبت به سليقه مردم در خوردن .
البته مدلها زياده تيپ تيتر يا بی تعادل که حالت شلخته داره ولی ورزشکار – با اسکيت بورد اين ور اون ور ميره .
کابوی مدرن – تيپ محلی ولی با چيزهای جديد. تيپ تنبل ، تيپ زرنگ که همش در حال دوستيابيه تا که کارش پيش بره . تيپ مکسول – که مال همجنس خواهاست.
ولی چی باعث ميشه که اين مدها بين مردم شکل بگيره بخصوص در سطح جهانی و بين عموم مردم ؟
بنظر من رسانه ها نقش خيلی مهمی در شکل دادن سبکهای متداول اجتماعی دارند. شوهای تلويزيونی فيلمهای سينما، کليپهای موسيقی .
ولی اين روزها جريان فرق ميکنه و باحال بودن يعنی زير بار نرفتن و تحت تأثير نبودن .؟!
ولی مدل باحال امروزی اون دسته از جوونا هستن که بر عکس نسلهای قبل بر خلاف روند رسانه ها پيش ميرن و تا اونجايی که ممکنه سعی ميکنن که پيرو چيزهای مورد علاقه عام مردم نرن، چيزهايی که تحت تأثير رسانه ها بين مردم محبوب شده .
ضد حال
اين هم تيپ بچه هايی که به لهجه فرنگی حرف می زنن مخصوصا " ر" انگليسی به کار می برن و تازگيها بايد يک سگ هم مثل کيف پول دستشون بگيرن. عکس از سايت www.djsoltan.com .
رابرت لنهم در مورد تقليد لهجه و مد می گه :" فکر ميکنم تقليد ضد حاله البته ما ها هم از کشورهای ديگه تاثير ميگيريم ولی ازشون تقليد کورکورانه نمی کنيم باهاشون مدتی زندگی ميکنيم ."
فرهنگ ديگران رو شناختن و ازش استفاده کردن باحاله، ولی بهش تظاهر کردن کلا ضد حاله .
تيپ با حال امروزی يا مد روز مستقل درکشورهای غربی با پيدايش فرهنگ زير زمينی جوونها شيوع پيدا کرد. شرکتهای موسيقی مستقل که گروههای ناشناخته و موسيقی خارجی رو توليد ميکردن و پيدايش فيلمسازان مستقل همه يکجوری مستقل و جدا از عام مردم بودن رو باحال بودن جلوه ميداد.
به اين خاطر نوع جديد مد روز بودن بين جوونای غربی بخصوص در بريتانيا و آمريکا شد خلاف جهت فرهنگ عام رفتن
و ديگه کمتر مثل نسلهای قبل تحت تأثير تبليغ و فيلم و اينجور چيزها قرار گرفتن.