از نينوا پيروز آمد
مرگ
لختی فرا رو ايستاد و گفت:
"اکنون بيا بشنو!
اين سرزمينها را که می بينی
نامی است از جايی که ديگر نيست
من پادشاه مطلقم اينجا
با خاک يکسان کردم آنجا را
آن سوی را بنگر!
آنجا بهشت عدن رويايی است
که در سحرگاهان
دستور دادم تا بدرانند
دروازه ها، ديوارهايش را
اينک ببين!
آن ميوه رنگين و زيبا را
آويخته در باغ
می خواهی آن را؟ نه؟
دستان تو فواره خواهش
وسواس چيدن، خوردن و بلعيدنش
در چهره ات پيداست.
بنگر کمی آن سوی تر!
در لايه های کودکی رنگِ شن و خورشيد
صحرای سوزان و سراب داغ
تو هيچ يادت هست؟
آن جا فرات و دجله جاری بود
واينک
به جای رود
تا چشم می بيند
فضولات است.
آن سوی تر بنگر!
از برج بابل ياد می آری؟
شهری که پر باغ معلق بود
کاخی که گلهايش معطر بود
آرامش شاهنشهان
درلحظه های شادمانی و فراغتها
افشانده ام من در هوا عطری دگر اکنون
عطری که يأس از روزگاران است
عطری که نوميدی است.
جايی که بر جا مانده
بغداد است
با کاخهای مرمرين و گنبد آبی
گلدسته های آسمانبوس و رواق نور
يا هر چه بر جا مانده از اعصار دير و دور
اکنون به سويش چشم خواهم دوخت
وانگاه خواهی ديد
بغداد را با شعله های خشم خواهم سوخت
خواهم سوخت.
مرگ در بغداد برگردانی است آزاد از شعری که اندرو موشن، ملک الشعرای بريتانيا، در واکنش به جنگ سروده و باقر معين آن را به فارسی برگردانده است.
اندرو موشن در سال 1952 در لندن زاده شد و در دانشگاه آکسفورد ادبيات انگليسی آموخت. از 1976 تا 1982 در دانشگاه هال درس داد.
وی از 1980 تا 1982 سردبير فصل نامه "بررسی شعر" بود و اکنون در دانشگاه "ايست انگليا" استاد رشته نويسندگی خلاق است.
اندرو موشن از اعضای شورای هنر انگلستان و انجمن سلطنتی ادبيات است و از 1999 رسما عنوان ملک الشعرای بريتانيا به او اعطا شده است.