آخر سال كه می شه تند تند رسم ورسوم خيلی قديميه ايرانی ، رو می شه . چهارشنبه سوری، نوروز و حاجی فيروز و . . .
از خيلی قديم مردم ايران چهار شنبه آخر هر سال رو مراسمی برپا می كردن كه به چهار شنبه سوری معروفه . تو شب چهارشنبه سوری مراسم زيادی وجود داشته ، اما تنها قسمتی كوچك از اون باقی مونده و بقيه اون تغييرشكل داده .
امسال هم مثل هر سال اين رسم باستانی در شب سه شنبه انجام شد ، اما با كمی تفاوت . اين چهارشنبه سوری چون با محرم و عزاداری همراه شده بود از طرف حكومت ايران تقريبا ممنوع شد ، البته صحبت صريحی در اين مورد نشد و مردم با انجام اين مراسم عليه اين ممنوعيت جبهه گرفتن .
چهارشنبه سوری امسال پر سر و صدا تر از هميشه بو د . صدای ترقه و نارنجك ها و نور فشفشه ها ايران رو شبيه ميدون جنگ كرده بود . حتی در اروميه و مهاباد هم آتش بازی تبديل به آشوب و تشنج شده بود .
خلاصه چهارشنبه سوری خطر ناكی بود و خدا به ما رحم كرد كه بمبی ، چيزی بهمون اصابت نكرد .
در قديم مراسم ، چيز ديگه ای بود ، مهمترين اونها آتش روشن كردن ، قاشق زنی و فال گوش بود كه هر يك به زيبايی انجام می شد . معمولا 3 يا 7 آتش درست می كردن و از روش می پريدن و می گفتن : " زردی من از تو سرخی تو از من ". يا اگر مريض داشتن چادر سر می كردن و با يك كاسه و يك قاشق درب خونه مردم می رفتن و خوراكی يا پول جمع می كردن و به مريض می دادن تا خوب شه.
بعضی ها پا روی كليد می گذاشتن و يواشكی به حرفهای ديگران گوش می كردن و اگر موافق نيتشون بود به فال نيك می گرفتن .
دخترها برای اينكه بختشون باز بشه توی كوزه پول سياه يا آب می كردن و كوزه رو از پشت بوم پرت می كردن توی كوچه و مي خوندن : " درد وبلام بره تو كوزه بره تو كوچه " وديگه به طرف كوزه نگاه نمی كردن تا بلا بر نگرده .
در هر صورت چهارشنبه سوری امسال خيلی پر سر وصدا تموم شد و خيلی از مردم گله داشتن و می گفتن :" نبايد جلوی مراسم گرفته شه ، تا به اين شكل در نياد .