تو لندن هم آتيش سوزونديم
جاتون خالی تقريبأ 100 نفر تو محله کنزينگتن در لندن جلوی مغازه آقا زضا جمع شده بودن و می زدن و می رقصيدن. يک رقاص عربی و حاجی فيروز هم آورده بودن.
غير ايرانی هايی که سوار بر اتوبوس در حال عبور بودن با تعجب به اين هياهو نگاه می کردن
يکی از عجايب هفتگانه دنيا هفت سين ماست
برای هفت سين، هفتاد جور تاريخچه نوشتن؟؟!! با دو تا انگليسی که برخورد نزديک از نوع سوم رو با هفت سين ما داشتن حرف زديم و پرسيديم که چه چيز هفت سين ما کلافشون کرده و چه چيزی دلشون رو برده؟
والا راست ميگن، هيچکدوم از ما نمی تونه با اطمينان يک هفت سين رو توضيح بده. شايد اينقد ر ما به تاريخچه مون افتخار ميکنيم که تو صفحات تاريخ ليز خورديم . مثلا کسی نمی دونه چرا اسمش هفت سينه ولی دو تا ماهی و يک مشت سکه هم روی سفره می گذاريم.
دکتر کورورش نيکنام، پژوهشگر که موبد هم هستند ميگن که در واقع هفت سين، هفت چيد نی بوده. يعنی هفت گياه که می چيدن.