تمام شعرهای آلبوم جديد مهرداد به نام "جادوی عشق" کار زويا زاکاريان و آهنگها ساخته خود مهرداد آسمانی هستند. اين آلبوم قرار بود که چهار ماه پيش بيرون بياد ولی خوب، افتاد قبل از عيد.
چيز جالب اين آلبوم اينه که يکی از آهنگهاش رو مهرداد برای دخترش ساخته بود و سفارش شعرش رو هم از قبل داده بود. ولی خوب از دست قضا صاحب يک پسر شد که عکسش هم روی جلد آلبومش هست.
به هرحال خود مهرداد می گه حالا که اينطور شد اين شعر رو به همه بچه های نوزاد دنيا تقديم می کنه.
فاصله بين ايرانی های داخل و خارج ايران!
آهنگ فاصله از اين آلبوم مهرداد، حرف دل ايرانی های خارج از کشوره به ايرانی های داخل کشور. مهرداد شايد از معدود خواننده های ايرانی لس آنجلسه که وقتی می گه "دلم برای ايران تنگ شده" راستشو می گه.
به هرحال پائيز امسال که با مهرداد صحبت کرده بودم چند کلمه ای از اين آلبوم جادوی عشق بمن گفت که با چند تا از آهنگهاش
مخلوط کردم که می تونين بشنوين و خودتون قضاوت کنين.
امسال هم مثل سال پيش جشنواره ای با عنوان (دومين جشنواره فرهنگ و تمدن ساحل نشينان خليج فارس) توی بندر لافت، يكی از بنادر جزيره قشم بر گزار شد. جزيره قشم تو خليج فارس در جنوب ايران قرار داره. جنوب ايران يعنی سواحل شمالی خليج فارس و دريای عمان يكی از جالبترين مناطق ايرانه كه دارای فرهنگ متفاوت و آداب و رسوم زيباييه.
خود جزيره قشم و بندر لافت اونقدر جالب و ديدنی بود كه اگر جشنواره ای هم در كار نبود به ديدنش می ارزيد. پس قبل از اين كه به سراغ جشنواره و موسيقی بريم كمی از لافت بگيم.
محلی ها می گن قشم كه بزرگترين جزيره ايرانه شبيه يه ماهيه كه بندر لافت يكی از باله های اونه. وقتی آدم تو لافت راه می ره اگر از ماشينهای مدرن و آخرين سيستم چشم پوشی كنه، بافت قديمی خانه ها و آثار تاريخی، اون رو به سالها قبل می بره. وسط شهر قلعه پرتقالی هاست كه قرنها پيش توسط پرتقالی ها ساخته شده.
آب تو بندر لافت خيلی با ارزش بوده و هست و چاههای زيادی در كنار هم ساخته شده كه آب بارون را جمع آوری می كرده. اين چاه ها كه به طلا معروفند( البته تل آو به معنی آب جاری تپه و كوه بوده) به تعداد روزهای سال يعنی 365 حلقه بوده كه هر روز يكی از آنها را باز می كردند و از آب آن استفاده می كردند.
توی اين جزيره، يك جنگل هم وجود داره كه البته از آب دريا استفاده می كنه و شبها كاملا زير آب دريا می ره و فقط نوك شاخه هاش بيرون می مونه ولی روزها می شه توی اين جنگل كه به جنگل (حرا) معروفه رفت و حسابی گشت.
لافت خرچنگ هم داره كه خيلی خوشمزه ست و البته سوسمار كه احتمالا آدما براش خيلی خوشمزه هستن.
مردم لافت اكثرا ماهی گير هستن و روی دريا كار می كنن و هنگام كار آواز می خونن و شايد به همين دليله كه موسيقی شون بيشتر راجع به دريا ست . اونا وقتی به هم می رسن به جای سلام اسم همديگر رو صدا می زنن و خيلی مهربون و مهمون نوازن.
خلاصه خيلی خوبه كه جشنواره فرهنگ و تمدن ساحل نشينان خليج فارس تو لافت برگزار می شه و تماشاچيان به بهانه ديدن جشنواره، جزيره قشم رو هم می بينن.
كل جشنواره امسال 5 شب طول كشيد و توی اين 5 شب برنامه های زيادی اجرا شد. مثلا حركت كاروان همسرايان طبل نواز، از يك قسمت شهر به قسمت ديگر، بر افراشتن بادبان كشتی همراه با سرود خوانی جاشويان و صعود دريانودان قديمی از دكل كشتی، اجرای مراسم بوق و سنج و دمام در پای قلعه پرتقالی ها، همراه با نور پردازی چاههای طلا و بادگير خونه ها.
توی اين جشنواره گروه هايی از بوشهر با سازهای (نی انبون و نی جفتی) ، بندر خمير با ساز (عود)، بندر قشم با سازهای ( عود ، نی جفتی و كوزه) و ساحل مكوران چابهار سيستان و بلوچستان با سازهای ( قيچك، پينجر، دونلی، تنبورك و دهلك) در فضای باز به اجرای ترانه های عا شقانه، آوازهای حماسی، پهلوانی و ملی و موسيقی های درمانی همراه با سازهای كوبه ای پرداختن.
گروهها هنگام اجرای برنامه همراه با آواز، حركات دسته جمعی رقص مانندی می كردن كه به كارهای روزمره شان روی دريا شبيه بود.
در مجموع همه عوامل دست به دست هم داده بودن تا جشنواره ای جذاب و ديدنی رو بسازن، تا هم مردم محروم و زحمتكش جنوب هنرشان را ارائه كنن و هم تماشاچيان لذت ببرن و با منطقه قشم و لافت بيشتر آشنا بشن.
ولی كاش مسئولان امكانات بيشتری در اختيار برگزار كنندگان می گذاشتن تا جشنواره ای پر بار و بی نقص تری را می ديديم.
نوروز در لندن
تو لندن اصولا از يکی دو هفته قبل حال و هوای نوروز پيدا می کنه: مغازه های ايرانی اجناس عيد می فروشن. از ماهی قرمز گرفته تا سبزه و ماهی شور و خلاصه هفت سين سفره. اما سمنو در لندن پيدا نمی شه. بعضی ها به جای سمنو کاچی می فروشن. پس اگه خواستين چيزی بفرستين لطفا سمنو فراموش نشه.
مخصوصا مغازه آقا رضا تو ناف محله کنزينگتون که به پل تجريش لندن معروفه حسابی سنگ تموم می ذاره و با آوردن حاجی فيروز و ساز آواز راه انداختن، دل همه رو شاد می کنه و مژده رسيدن بهار رو می ده.
از طرف ديگه به مناسبت عيد و چهارشنبه سوری، هم پارتی های مختلف می گيرن و هم خواننده ها کنسرت دارن.
مثلا برای چهارشنبه سوری، ايرانی ها کلوپ های شيک موند بالای وسط شهر رو اجاره کردن و قراره دی جی از کشور های مختلف بيارن و حسابی بزن و بکوب را بندازن. ما هم هول کرديم و نمی دونيم کدوم رو بريم.
از کنسرت هم که نگو: قراره منصور، ليلا فروهر، معين، اندی، شهره، عهديه، عقيلی، سوزان روشن، کيا از گروه بويز و خلا صه کلی هنرمند بيان لندن و و شهرهای ديگه بريتانيا.
حتی با اينکه هفته های قبل از عيد با محرم مصادف شده، باز هم مردم روحيه نوروزی شون رو از دست ندادن و اون هايی که به اين رسوم اعتقاد دارن هم عزاداری کردن و هم از تدارکات نوروزی غافل نموندن. هر چيزی جای خودش. مگه نه؟
منصور از آلبومش "ديوونه" حرف زد . شب کنسرتش هم کسی تو دوبی نبود که آهنگهای منصور رو فرياد نزنه. اين آلبوم بيانگر تغييرات روحيه منصور در اين سالهای گذشته است. دل کندن از روال تکراری زندگی و فرار از روزمره هاست.