عکسی که از سامان ساعت 3 صبح گرفتم رو ببينين البته بعد از اينکه طرفداراش دورش رو خلوت کردن
از سامان براتون بگم که چند سالی بود که به بهانه های مختلف از دست من در ميرفت. کانادا زنگ زدم گفتن زير دوشه، دو ساعت بعدش گفتن: زير دوشه، يکهفته بعد: باز هم زير دوشه. فکر کنم ديگه اينقدر خودشو شست که شد ماه شب چهارده .
بعد هم شنيدم که رفته لس آنجلس بعد گفتن که در دوبی هست. از هرکی هم سراغش رو گرفتم بی خبر بود تا اينکه يک ماه پيش که رفتم دوبی ديدم که يک پوستری تو مغازه های ايرانی هست که تبليغ سامان و سوزان روشن و مهران در دوبی و تو کاباره شرايتون ديره وسط دوبی طبقه پنجمش آواز ميخونه.
از راست: مهران، سوزان روشن و سامان
ولی داستان اينجا تموم نشد! تا خواستم برم ببينمش گفتن که ديگه نمی خونه . تلفنی باهاش قرار گذاشتم، سه بار قرار رو بهم زد اونهم آخرين لحظه . بالاخره شنيدم که دوباره سامان برگشته و شبها تو کاباره شرايتون ديره آواز ميخونه.
ديگه گفتم نميشه رفتم ساعت 2 صبح ديدم که بله با پيرهن سفيد و شلوار سياه و عينک دودی آمد روی صحنه، ميکروفن رو روشن کردم .
سامان خيلی لاغر شده و خيلی مد روز لباس می پوشه و از عينک دودی هم دل نميکنه حتی تو تاريکی کاباره .
سامان الان دقيقأ نگفت که چند ساله تو دوبی هست ولی گفت که آلبوم سازش رو اونجا ضبط کرده و از نوازنده های ايرانی برای ضبطش استفاده کرده .
آهنگ "دل" که شعرش رو خانم آهو گفته داستان جالبی داره : خانم آهو ( به گفته سامان ) آمده بوده دوبی و به سامان ابراز علاقه کرده، ولی سامان ، بی محلی ! روزی که آهو برميگرده ايران ، اين شعر" دل" رو ميسپره دست دربون هتلی که سامان توش اقامت داشته. سامان شعر رو می گيره و يک دل نه صد دل عاشق ميشه ولی عاشق شعر و فوری آهنگ "دل " رو ميسازه .
آهنگ قناری: شعر از مريم حيدر زاده هستش و سامان می خواسته که اين آهنگ رو بر وزن آهنگ " شمعدونی ها "
بسازه .
آهنگ ناودون تأثير گرفته از محيط و حال هوای دوبی هستش. آهنگهائی که تاکسی رونها گوش ميکنن يا تو رستورانهای کنار خيابون دوبی از رستورانها پخش ميشه . سامان می گه که دوبی ديگه لس آنجلس دوم شده و هم هواش پرحرارته و محيطش. از آهنگهای معروف ديگش پرسيدم از ديگه رفته ميگفت شعر اين آهنگ رو يکی از دوستاش که اصلأ شاعر نيست گفته اونهم وقتی که بعد از دوازده سال همسرش ترکش می کنه اين شعر رو می گه .
تو آلبوم کوچه خاطره ها سه آهنگ از مهرداد خودمون، مهرداد آسمانی هستش که به سامان گفته بوده که تو اصلأ از آهنگهای من استفاده نمی کنی بايد تو آلبومت سه تا آهنگم رو بخونی آهنگهای " روراستی " " کوچه خاطره " و "بهار".
سامان يک آهنگ جديد هم با خواننده عرب زاده عربستان سعودی خونده " يجيلک يوم " که اصلش يک آهنگ ترکيه ولی اين آهنگ با تنظيم جديديه و شعر فارسی از سامان عربی با صدای جوادالعلی ضبط شده و روی آلبومی هستش که جوادالعلی تو دوبی بيرون داده .
سامان هنوز مجرده و 34 سالشه متولد تبريز هستش ولی بزرگ شده تهران .از 7 سالگی ملوديکا می زده که يکجور ارگه که توش فوت می کنن . تو تهران کلاسهای مختلف موسيقی رفته و بعد از رفتن به ترکيه و بعد کانادا کار حرفه ای موسيقی رو با کوروش شکوفنده آهنگساز و سوزان روشن شروع کرد و بعد رفت لس آنجلس و الان هم دوبی هستش. آلبوم آينده اش که يکی از آهنگهاش درباره روابط بچه ها با پدر مادرهاشونه 5 ماه ديگه مياد بيرون واسمش محفوظه .
سامان هنرمنديه که خيلی احساساتی و زود رنجه شايد برای همين هميشه از دست مردم فرار می کنه و علاقه عجيبی به ايران داره و خيلی از بازگشت به ايران برام حرف زد .
اخيرأ تو لندن هفته مد بود و شلوارهای سربازی دوباره رو اومده مخصوصأ که حالا هم احتمال جنگ با عراق هست و
مدل سربازی مورد هم داره . ولی آيا وقتی دامنها کوتاه ميشه به اون معناست که پول تو جيب مردم هم داره آب ميره .
طبق گزارش ريشال اليسون آخرين باری که دامن کوتاه يا مينی تو بريتانيا مد شد، اين کشور وارد بحران اقتصادی شده بود .
يعني ميشه سالهای نود ميلادی. گويا طراحان مد و درآمد مردم با هم يک نسبتی دارن . ولي حالا که 10 سال از اون دوران گذشته باز هم دامن کوتاه جزو لباسهای مد روز بانوان شده . اينکه واقعأ " نگرانی از وضع اقتصادی" باعث ميشه که طراحان لباس تومصرف پارچه صرفه جوئی کنند تا که اجناس راحتتر فروش بره و ارزونتر در بياد جای بحث داره .
ولی در زمان جنگ دوم جهانی و کمبود همه چيز از جمله پارچه و نيروی کار باعث شد که همه چيز آب بره – کت ها و پيرهنهای مردها کمر کرستی شد تا که کمتر پارچه مصرف بشه .البته وزن متوسط مردم هم بعلت کمبود غذا پائين بود و اينجور پوشاک تنشون ميرفت . دامن و کت خانمها هم تنگتر شد و دامنها که تا زير زانو بود در دوران جنگ چهانی دوم رفت بالای زانو و
بخاطر کمبود پارچه بعضی از لباسها از چند جور پارچه مختلف درست ميشد مثلأ آستينها از يکجور پارچه کشی بود و بدن کت از جنس فاستونی مدی که از اون دوران به يادگار باقی مونده ولی دامنهای کوتاه که الان مد شده، بيشتر رنگ و مدلش مثل دامنهای کوتاه سالهای 60 ميلاديه که برای اولين بار دامن مينی مد شد .
هيلری الکساندر سردبير مد از روزنامه ديلی تلگراف گفت: الان عصر عصر فضاست برای همين لباسهای مد سالهای 60 دوباره مد شده . چون دهه شصت نگاه به آينده بود به عصر فضا عصری که ما توش هستيم . رنگهای پررنگ نارنجی سبز و فيروزه ای اين رنگها رنگهای اين عصر .
خوب بخوايم منطقی هم نگاه کنيم دامن کوتاه پارچه کمتری استفاده ميکنه تا يک دامن بلند .بنابراين دامن کوتاه درست کردن با صرفه تره و ارزونتر درمياد .و در عين حال اين دامنهای کوتاه بخاطر اينه که دخترها اعتماد بنفس بيشتری پيدا کردن
و ميتونن اين دامنها رو بيرون بپوشن و اينجور دامنهای مينی که مد شده برای شاد کردن روحيه است ؟؟؟
درباره دادگاه کراوات
وکيل مدافع، شهريار( تو بی بی سی کراوات اجباری نيست ولی شهريار دست بردار نيست)
تقريبأ هيچ شکی نيست که تو بريتانيا بخصوص، ديگه دوره کراوات به آخر رسيده . کمتر مردی رو ميبينين که خودش دلش بخواد تو خيابان کراوات بزنه . بيشتری ها مجبورن که کت و شلوار و کراوات رو بصورت يکجور يونی فرم اداری تنشون کنن .
جوونها بخصوص ، بيشتريشون تا از اداره در ميان کراوات رو ميکنن همين هفته يک کارمند دولت به اسم متيو تامسون داره اداره شون ميبره دادگاه چون نمی خواد که سر کار کراوات بزنه .دعواش هم اينه که چرا فقط مردا بايد کراوات بزنن و زنها بدون کراوات ميان پس اين يک تبعيض جنسيه در ادارات .!!
در ادارات مردها رو از پوشيدن لباس راحت منع کردن در حالی که اين شامل زنها نميشه و مردها درادارات مجبورند که يک نوع بخصوصی از لباس رو بپوشند که پيرهن يقه دار با کراواته و اگر از اين الگو پيروی نکنند اخراج ميشند .
در مورد گرمی Grammy
آلبوم جونز در مجموع برنده 8 گرمی شد
دی جی اردوان که سرما هم خورده بود ولی معرفت کرد و اومد بی بی سی نگاهی می کنه به جوايز موسيقی گرمی در آمريکا که امسال بيشتر جوايز نصيب خواننده های کانتری و راک و کلا غير الکترونيکی شد .
چهل و پنجمين مراسم اعطای جوايز "گرمی" Grammy، معتبرترين جايزه عالم موسيقی در آمريکا، با استيلای کامل يک ستاره جوان و نوظهور به نام نورا جونز همراه بود.
آلبوم او در اين مراسم مجموعا موفق به دريافت 5 جايزه گرمی شد.
"با من بيا" (Come Away With Me) جايزه بهترين آلبوم سال و همچنين بهترين آلبوم پاپ و بهترين اجرای هنری با صدای يک زن را نصيب خود کرد.
خانم جونز شخصا پنج جايزه دريافت کرد و جسی هريس نويسنده شعر آهنگ "نمی دانم چرا" (Don't Know Why) با صدای خانم جونز نيز جايزه بهترين آهنگ سال را دريافت کرد.
"با من بيا" نيز به خاطر توليد و فن آوری برنده يک جايزه شد.
اسپرينگستين از جمله ديگر برندگان اصلی بود
آلبوم خانم جونز که در ساخت آن از سبک جاز الهام گرفته است يکی از شورانگيزترين محصولات سال آمريکا بود. اين خواننده 23 ساله گفت: "هرگز فکر نمی کردم آنچه ساخته ام موسيقی پاپ محسوب شود."
نورا که دختر راوی شانکار، استاد هندی سی تار است افزود: "فقط می خواهم بگويم که در زمانه ای که جهان واقعا به جای عجيبی تبديل شده، من از اين که چنين سالی را پشت سر گذاشته ام احساس شادی و خوشبختی می کنم."
در اين مراسم همچنين بروس اسپرينگستين که آلبوم خود، "برخاستن" (The Rising) را با الهام از حوادث 11 سپتامبر ساخته بود در کانون توجه قرار داشت و در مجموع سه جايزه دريافت کرد.
او جايزه بهترين آلبوم راک، بهترين خواننده موسيقی راک با صدای يک مرد و همچنين بهترين آهنگ راک را بخاطر "برخاستن"، که درباره تلاش قهرمانانه مردم در مراکز تجارت جهانی نيويورک به هنگام وقوع فجايع 11 سپتامبر 2001 است، دريافت کرد.
اين مراسم همچنين شاهد بازگشت سه دختر محبوب گروه "ديکسی چيکس" بود. آنها که سال گذشته آلبوم "کاشانه" (Home) را توليد کردند، چهار جايزه از جمله جايزه بهترين آلبوم موسيقی "کانتری" را به خانه بردند.
همچنين گروه بريتانيايی "کلد پلی" (Coldplay) دو جايزه دريافت کرد. خواننده موسيقی رپ، امينم (Eminem) نيز جايزه بهترين آلبوم رپ را دريافت کرد.